English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
helmet ماسک محافظ
helmets ماسک محافظ
face guard ماسک محافظ
Search result with all words
face mask ماسک محافظ صورت
gas mixture shielded metal arc welding جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
Other Matches
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guards صفحه محافظ روکش محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
masks ماسک
guise ماسک
mask ماسک
face wall ماسک
guises ماسک
smoke mask ماسک ضد دود
masked ماسک زده
breathing gear ماسک تنفسی
gas mask ماسک گاز
gas masks ماسک ضد گاز
gas masks ماسک گاز
gas mask ماسک ضد گاز
safty face shield ماسک ایمنی
dust respirator ماسک تنفسی
masquer ماسک پوش
masker ماسک دار
protective mask ماسک ضد گاز
service anti gas respirator ماسک ضد گاز
a face-pack ماسک صورت
to be masked نقاب یا ماسک زدن
bird cage ماسک مخصوص خط نگهدار
I'd like a face-pack. من ماسک صورت میخواهم.
death masks ماسک صورت مرده
dust respirator ماسک ضد گردو غبار
death mask ماسک صورت مرده
snorkeler غواص با ماسک و لوله
snorkeling غواصی بکمک لوله و ماسک
acid vapor canister ماسک حفافت در برابر بخاراسید
masks ماسک زدن پنهان کردن
mask ماسک زدن پنهان کردن
facr piece قسمت مربوط به صورت ماسک ضد گاز
maskable وقفهای که توسط ماسک وقفه قابل فعال شدن است
purge valve لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
geek یکی از بازیکنان بالماسکه وکارناوال که غالبا دارای ماسک منقاردار است
masks محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
mask محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
keepers محافظ
screening, screenings محافظ
screened محافظ
preservatives محافظ
preservative محافظ
guardians محافظ
preserver محافظ
screen محافظ
guardian محافظ
keeper محافظ
screens محافظ
guarding محافظ
shelterer محافظ
guards محافظ
guard محافظ
protective محافظ
herder محافظ
conservator نگهدارنده محافظ
jet blast deflector توری محافظ
protect fuse فیوز محافظ
line choking coil پیچک محافظ
protective clothing روپوش محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
mouthguard محافظ دندان
fender curbs جدول محافظ
line choking coil پیچک محافظ خط
exposure suit لباس محافظ
backing material مواد محافظ
banch wall دیواره محافظ
guard plank تخته محافظ
escort guard گارد محافظ
cowling روپوش محافظ
heel cut محافظ پاشنه پا
light shield محافظ نور
preservative coating روکش محافظ
guarding محافظ گارد
guard محافظ گارد
goggles عینک محافظ
shielded plate صفحه محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
squirrel cage قفسه محافظ
casings لوله محافظ
casing لوله محافظ
surveillant محافظ بپا
sustentacular نگهدارنده محافظ
vizard نقاب محافظ
pods پوسته محافظ
pod پوسته محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
guards محافظ گارد
frigates ناو محافظ
frigate ناو محافظ
protective earthing زمین محافظ
protective cover روکش محافظ
protective contact کنتاکت محافظ
thoracopods قفسه محافظ
protective reactor راکتانس محافظ
protective switch کلید محافظ
bulwarks دیواره محافظ
parrying محافظ باش
parry محافظ باش
bulwark دیواره محافظ
parries محافظ باش
parried محافظ باش
fire curtain پرده محافظ اتش
on guard بحالت محافظ باش
protective coat لایه یا قشر محافظ
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
sconce پرده یاپوشش محافظ
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
protective layer لایه یا روکش محافظ
tutelary دارای محافظ وحامی
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
leathers لباس چرمی محافظ
loricate دارای پوسته محافظ
handshield سپر محافظ جوشکاری
packing ماده محافظ کالاها.
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
windshield شیشه محافظ باد
bracer محافظ بازوی کمانگیر
windshields شیشه محافظ باد
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
shield حفاظ پوشش محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
facing روکش محافظ دیوار
bib محافظ گلوی شمشیرباز
bent محافظ قالب بتن
hoods پوشش محافظ چیزی
hood پوشش محافظ چیزی
shells عامل محافظ حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
shell عامل محافظ حفاظ
glacis حصاریا مانع محافظ
escort of the standard گارد محافظ پرچم
coquille محافظ دست شمشیرباز
chain case جعبه محافظ زنجیر
escort of the color گارد محافظ پرچم
facings روکش محافظ دیوار
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
concierges پلیس محافظ درب ورودی
eave [محافظ روی پشت بام]
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
fault current protective switch کلید محافظ جریان خطا
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
concierge پلیس محافظ درب ورودی
cable duct لوله محافظ کابل برق
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
anti skid chain زنجیر محافظ در برابر لغزش
fault tension protective switch کلید محافظ ولتاژ عیب
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
slip محل توپگیر پشت محافظ میله
channelling لوله محافظ حاوی کابل ها و سیم ها
slipped محل توپگیر پشت محافظ میله
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
slips محل توپگیر پشت محافظ میله
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
cases پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
screen saver utility برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
radome پوشش محافظ روی رادار یاانتن
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
armguard قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
plastron محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
conduits لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
surcharged wall دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
shells صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shelling صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
conduit لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
periodontics مبحث امراض لثه وبافتهای محافظ اطراف دندان
fence روکش محافظ [یا نرده] [بویژه در اره کمانه ای ] [مهندسی]
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
wracks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
wracked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
racks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
chest protector لایی کلفت محافظ سینه توپگیریا داور بیس بال
racked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
rack سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
universal receiver گیرندهای که با دی سی و هم ا سی کار میکند و دارای وسایل محافظ متعددی است
towear a mask نقاب زدن ماسک زدن
mask وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
masks وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
interrupting خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupt خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupts خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
burladero دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com