English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
slabber ماشین تراش تکه تکه کننده
Other Matches
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
turnery کارخانه تراش ماشین تراش
lathes ماشین تراش
turning machine ماشین تراش
automatic machine ماشین تراش
automatic stub lathe ماشین تراش
lathe ماشین تراش
milling machine ماشین تراش
automatic lathe ماشین تراش خودکار
turning chisel اسکنه ماشین تراش
turning chisel قلم ماشین تراش
lathe mandrel مرغک ماشین تراش
spindle هرزگرد ماشین تراش
car wheel lathe دستگاه ماشین تراش
capstan lathe ماشین تراش دوار
automatic lathe for taper turning ماشین تراش مخروطی
lathe dog گیره ماشین تراش
spindles هرزگرد ماشین تراش
automatic coping lathe ماشین تراش خودکار
gap bridge گلویی ماشین تراش
center sleeve مرغک ماشین تراش
turn گشت ماشین تراش
planer machine ماشین صفحه تراش
chuck lathe سه نظام ماشین تراش
center lathe ماشین تراش متمرکز
turns گشت ماشین تراش
duplicating lathe ماشین تراش نمونهای
precision lathe ماشین تراش دقیق
polishing lathe ماشین تراش پرداخت
crank shaper ماشین میل لنگ تراش
automatic lathe operator اپراتور ماشین تراش خودکار
automatic roughing lathe ماشین تراش سایشی خودکار
semi automatic lathe ماشین تراش نیمه خودکار
cam operated automatic lathe ماشین تراش اتوماتیک بادامکی
flat turret lathe ماشین تراش رولور تخت
fixed center turret lathe ماشین تراش با مرکز ثابت
full automatic lathe ماشین تراش تمام اتوماتیک
engine lathe ماشین تراش با هرزگردهدایت و کشش
combination turret lathe ماشین تراش کاپستان مرکب
polygonal turning machine ماشین تراش چند لبه
saddled صفحه رنده بند ماشین تراش
saddles صفحه رنده بند ماشین تراش
saddle صفحه رنده بند ماشین تراش
lathe center مرکز یا محور دوران ماشین تراش
slater ماشین یا تیغه تراش پوست خام
planer دستگاه رنده نجاری میزی ماشین صفحه تراش دروازهای
back gear یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
running gear قسمت حرکت کننده ماشین
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
snow machine ماشین ایجاد کننده برف مصنوعی
audio ماشین منتقل کننده سیگنالهای صوتی به نوار مغناطیسی
loader خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
cylinder block boring machine دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
granulator دانه دانه کننده ماشین خردکردن
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
com file در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
butteris سم تراش
paring تراش
paring iron سم تراش
rasure تراش
erasion تراش
shave تراش
exfoliaion تراش
excoriation تراش
scart تراش
paring knife سم تراش
erasement تراش
parings تراش
shaves تراش
shaved تراش
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
sharpener مداد تراش
lathe tool تیغه تراش
dredgers دستگاه کل تراش
machinability قابلیت تراش
rasps تراش دادن
machinable قابل تراش
lathe tool ابزار تراش
rasp تراش دادن
faceted تراش دار
sculptors پیکر تراش
rasped تراش دادن
rasping تراش دادن
grazes اتش تراش
scalping iron استخوان تراش
grinding تراش فلز
dredger دستگاه کل تراش
sharpeners مداد تراش
xyster استخوان تراش
cut تراش دادن
cuts تراش دادن
gear cutter دنده تراش
sculptress پیکر تراش
turner تراش کار
ivory turner عاج تراش
rough d. الماس بی تراش
tool قلم تراش
wood carver چوب تراش
grazing fire اتش تراش
sharper مداد تراش
lathes چرخ تراش
turning tool قلم تراش
lathe چرخ تراش
beading تراش تسبیحی
turntable صفحه تراش
chasers قلم تراش
sculptor پیکر تراش
chaser قلم تراش
flat fire تیر تراش
lapicide سنگ تراش
beadings تراش تسبیحی
turnery تراش کاری
xylographer چوب تراش
turntables صفحه تراش
raspatory استخوان تراش
turning tool کارد تراش
grazes تیر تراش
skiver پوست تراش
scratch تراش چرکنویس
stonemason سنگ تراش
parer پوست تراش
brick cutter اجر تراش
cut off tool قلم تراش
boring cutter قلم تراش
scratching تراش چرکنویس
stonecutter سنگ تراش
scratches تراش چرکنویس
cutting tool قلم تراش
skiving tool قلم تراش
cape chisel قلم تراش
form cutting tool قلم تراش
cut stone سنگ تراش
skiving tool ابزار تراش
scratched تراش چرکنویس
curette الت تراش
diamond cutter الماس تراش
carver سنگ تراش
nail files ناخن تراش
graze تیر تراش
graze اتش تراش
grazed تیر تراش
grazed اتش تراش
cutters الت تراش
free cutting steel فولاد خوش تراش
cutter الت تراش
shaper صفحه تراش
machining allowance تراش خور
tile cutter کاشی تراش
stripping تراش لایه رو
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
lathe tool holder نگهدارنده تیغه تراش
garnet paper صفحه لعل تراش
box tool قلم تراش چهارگوش
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
pullery پوست تراش خانه
factionist توط ئه گر مخالف تراش
freestone سنگ مخصوص تراش
safety razor تیغ خود تراش
freestone سنگ تراش بردار
shaping machine دستگاه صفحه تراش
rose cut دارای تراش فلامک
chucking reamer برقو با جدار تراش
head stock جعبه هرزگردماشین تراش
jack plane رنده درشت تراش
shavers صورت تراش سلمانی
kevel تیشه سنگ تراش
lathes دستگاه سوپاپ تراش
lathe دستگاه سوپاپ تراش
cut stone سنگ تراش دار
shaver صورت تراش سلمانی
full edged چهار تراش کامل
diamond cut دارای تراش الماس
machinists ماشینیست متصدی دستگاه تراش
machinist ماشینیست متصدی دستگاه تراش
floating reamer برقو یا جدار تراش متحرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com