Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
sanding machine
ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
Other Matches
contouring shaper
ماشین رنده کاری
sowing machine
ماشین تخم کاری
machine time
زمان ماشین کاری
ultrasonic machining
ماشین کاری التراسونیک
seeding machine
ماشین تخم کاری
shingler
ماشین چکش کاری اهن گداخته
lubritorium
جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
burrs
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
bit
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bits
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car.
به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
vending machine
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
vending machines
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
corundum
سنباده
aluminum wool
رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
abradant
گرد سنباده
sandpaper
کاغذ سنباده
corundum
سنگ سنباده
abrasive
گرد سنباده
emery
سنگ سنباده
sands
سنباده زدن
sand
سنباده زدن
sand paper
کاغذ سنباده
buffing wheel
چرخ سنباده
abrasives
گرد سنباده
abrasive paper
کاغذ سنباده
buff wheel
چرخ سنباده
grinding wheel
چرخ سنباده
garnet paper
کاغذ سنباده لعل
sandpaper
سنباده مالیدن یا زدن
sand paper
کاغذ سنباده زدن به
emery
سنباده زدن سنبادهای
emery powder
پودر سنگ سنباده
sander
اسباب شن زنی چرخ سنباده
lapped
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
lap
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
napping waste
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
digital computer
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
Jacquard loom
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
plumbery
سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics
موزاییک کاری معرق معرق کاری
freeze-up
ماشین
gin
ماشین
mechanisms
ماشین
motored
ماشین
runners
ماشین چی
runner
ماشین چی
motor-
ماشین
motors
ماشین
automatons
ماشین
automaton
ماشین
pressmen
ماشین چی
pressman
ماشین چی
engine
ماشین
machanist
ماشین چی
plants
ماشین
gins
ماشین
motor
ماشین
plant
ماشین
machined
ماشین
wheeling
رل ماشین
machines
ماشین
mechanism
ماشین
wheels
رل ماشین
machine
ماشین
mills
ماشین
apparatus
ماشین
mill
ماشین
wheel
رل ماشین
adders
ماشین جمع
lathe
ماشین تراش
lathes
ماشین تراش
hooters
سوت ماشین
shear
ماشین برش
automaton
ماشین خودکار
machine operator
کارگردان ماشین
welders
ماشین جوشکاری
welder
ماشین جوشکاری
machine operator
اپراتور ماشین
machine operator
متصدی ماشین
turing machine
ماشین تورینگ
hooter
سوت ماشین
lorries
ماشین باری
devils
با ماشین خردکردن
drive!
برون!
[با ماشین]
adder
ماشین جمع
typists
ماشین نویس
hoods
کاپوت ماشین
typist
ماشین نویس
devil
با ماشین خردکردن
machine oil
روغن ماشین
machinary
ماشین الات
lorry
ماشین باری
machine made
ساخت ماشین
machine oriented
ماشین گرا
dyeing machine
ماشین رنگرزی
machinist's mate
ماشین ساز
machinist's mate
ماشین کار
acyclic machine
ماشین تک قطب
factory-spun
نخ ماشین ریس
machinelike
ماشین وار
machine word
کلمه ماشین
dump car
ماشین شهرداری
scooping
ماشین حفاری
arithmometer
ماشین حساب
scooped
ماشین حفاری
analytical engine
ماشین تحلیلی
scoop
ماشین حفاری
dry dredger
ماشین حفار
donkey engine
ماشین بخارکوچک
automata
نظریه ماشین ها
mechanical
مربوط به ماشین ها
treadles
رکاب ماشین
edging machine
ماشین لب خم کنی
treadle
رکاب ماشین
machine code
دستورالعملهای ماشین
tank
ماشین سوخت
machine code
رمز ماشین
ambulance car
ماشین تصادفات
seaming machine
ماشین درزگیری
steam engine
ماشین بخار
machine time
وقت ماشین
machine run
اجرای ماشین
gearing
دندههای ماشین
steam whistle
سوت ماشین
machine run
رانش ماشین
motorway
راه ماشین رو
machine instruction
دستورالعمل ماشین
machine error
خطای ماشین
machine equipment
تجهیزات ماشین
station wagon
ماشین کبریتی
road sweeper
ماشین خاکروب
sweeper
[machine]
ماشین خاکروب
machine designer
طراح ماشین
machine fault
عیب ماشین
machine fault
نقص ماشین
machine independent
مستقل از ماشین
calculators
ماشین حساب
chauffeured
راننده ماشین
enginery
ماشین الات
chauffeuring
راننده ماشین
clipper
ماشین موزنی
chauffeurs
راننده ماشین
station wagons
ماشین کبریتی
machine dependent
وابسته به ماشین
machine dependent
وابسته ماشین
unipolar machine
ماشین تک قطب
car tire
[American]
چرخ ماشین
frictional machine
ماشین مالشی
car tyre
[British]
چرخ ماشین
car tyre
[British]
تایر ماشین
auto
ماشین سواری
autos
ماشین سواری
machine check
برسی ماشین
cropper
ماشین موزنی
tank
باک ماشین
typewriter
ماشین تحریر
typewriters
ماشین تحریر
machine cycle
چرخه ماشین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com