Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
brick moulding
ماشین قالب زنی
Search result with all words
Babbage
nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
pilot model
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
platen
صفحه پهن فلز قالب ریزی و ریخته گری نورد ماشین تحریر و غیره
Other Matches
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow-ups
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
digital computer
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
Jacquard loom
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
blocks
سد قالب
ingot
قالب
mold
قالب
swage
قالب
mattered
قالب
matter
قالب
cell format
قالب سل
die
قالب
blocked
سد قالب
mattering
قالب
moulder
قالب گر
block
سد قالب
centering
قالب
matters
قالب
matrix or matrices
قالب
laster
قالب گر
laster
قالب کن
An ice – cube .
یک قالب یخ
spectrum
قالب
unformatted
بی قالب
foot pocket
قالب پا
size
قالب
fitted
قالب
burner frame
قالب
green sand mold
قالب تر
standards
قالب
standard
قالب
modelled
قالب
models
قالب
modeled
قالب
kata
قالب
model
قالب
mandrel or dril
قالب
sizes
قالب
forme
قالب
moulding
قالب
carcases
قالب
mould
قالب
split line
خط قالب
moulded
قالب
molds
قالب
carcass
قالب
shape
قالب
shapes
قالب
template
قالب
cluster
قالب
templates
قالب
cluster bomb
قالب
molded
قالب
cluster bombs
قالب
clusters
قالب
carcasses
قالب
close fitting
قالب تن
cake
قالب
close-fitting
قالب تن
matrixes
قالب
moulds
قالب
matrix
قالب
A bar of soap. A cake of soap.
یک قالب صابون
case
قالب قاب
cases
قالب قاب
mold cavity
حفره قالب
stunt box
قالب بند
laster
گاز قالب کش
blocks
قالب کردن
forms
شکل قالب
forms
قالب کردن
molding operation
قالب کاری
blocked
قالب ریختن
molder
قالب گیر
form
شکل قالب
formed
قالب کردن
stretch press die
قالب انبساطی
formed
شکل قالب
blocks
قالب ریختن
snap
قالب زنی
snaps
قالب زنی
last n
قالب کردن
record format
قالب مدرک
rough hew
قالب کردن
ingot mould
قالب شمش
pig mold
قالب شمش
ingots stripper
قالب کش شمش
stripping
قالب برداری
pouring gate
تغذیه قالب
initialization
قالب بندی
plasticity
قالب پذیری
instruction foramt
قالب دستورالعمل
shoe tree
قالب کفش
shuttering
قالب بتن
slip form
قالب لغزنده
range format
قالب دامنه
snapping
قالب زنی
last n
قالب کفشدوزی
record format
قالب رکورد
form
قالب کردن
modeller
قالب سازی
pattern maker
قالب ساز
permanent shuttering
قالب ثابت
found
قالب کردن
mold
قالب گرفتن
die
قالب گرفتن
bloc
قالب کردن
to take a cast of
قالب کردن
mandrel
قالب مرغک
order format
قالب دستور
order format
قالب سفارش
page frame
قالب صفحه
molding pressure
فشار قالب
block
قالب ریختن
acrobats
قالب فایل
acrobat
قالب فایل
numeric format
قالب عددی
blocs
قالب کردن
format
قالب هیئت
modelling
قالب سازی
sinker
قالب ریز
sinkers
قالب ریز
stamping
قالب گیری
formats
قالب هیئت
blocked
قالب کردن
moulding
قالب سیم
moulding
قالب گیری
hobs
سنبه قالب
hob
سنبه قالب
founds
قالب کردن
die
قالب منگنه
moulder
قالب ریز
variable format
با قالب متغییر
moulder
قالب گیر
mouldable
قالب بردار
block
قالب کردن
mould cavity
محفظه قالب
mandril
سنبه قالب
cased
قالب گیری
format effector
تاثیرکننده قالب
mould
قالب گرفتن
mould
قالب گیری
hat block
قالب کلاه
card format
قالب کارت
plastic
قالب پذیر
molds
قالب گرفتن
molds
قالب گیری
molded
قالب گرفتن
molded
قالب گیری
green sand molding
قالب ریزی تر
moulded
قالب گیری
cavetto
قالب مجوف
electrotype
قالب برقی
core box
قالب ماهیچه
curved mould
قالب قوسی
moulds
قالب گرفتن
field template
قالب فیلد
file format
قالب فایل
moulds
قالب گیری
free format
در قالب ازاد
moulded
قالب گرفتن
box caisson
صندوق قالب پی
fuse block
قالب فیوز
form work
قالب بندی
modeled
قالب طرح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com