English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
typing ماشین نویسی
Search result with all words
language زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
programmable calculator ماشین حساب قابل برنامه نویسی
type write ماشین نویسی کردن
Other Matches
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
forth نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
Jacquard loom ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
chirography خط نویسی
rewriting دوباره نویسی
enrollment اسم نویسی
dramaturgy فن درام نویسی
automatic writing ناهشیار نویسی
enter نام نویسی
entered نام نویسی
rewrites دوباره نویسی
rewrote دوباره نویسی
prescriptions نسخه نویسی
prescription نسخه نویسی
rewritten دوباره نویسی
rewrite دوباره نویسی
enters نام نویسی
laconism کوته نویسی
duplication دونسخه نویسی
allegorization تمثیل نویسی
leetter writing کاغذ نویسی
letter paper کاغذ نویسی
indorsement فهر نویسی
grandiloquence قلنبه نویسی
listing اسم نویسی
listing فهرست نویسی
listings اسم نویسی
listings فهرست نویسی
graphorrhea بی ربط نویسی
dactyliography نگین نویسی
tachygraphy تند نویسی
synonymy مترادف نویسی
mirror writing وارونه نویسی
report writer گزارش نویسی
palingraphia وارونه نویسی
prosaism نثر نویسی
prosaism مبتذل نویسی
prolixity دراز نویسی
orthography درست نویسی
mythography افسانه نویسی
note paper کاغذ نویسی
commentation تقریظ نویسی
conveyancing قباله نویسی
pindaric مغلق نویسی
programming برنامه نویسی
registration نام نویسی
enlistments نام نویسی
macrography درشت نویسی
enlistment نام نویسی
cryptography رمز نویسی
stenography تند نویسی
microcoding ریزبرنامه نویسی
microprogramming ریزبرنامه نویسی
precipitousness work خلاصه نویسی
laconicism کوته نویسی
codification قانون نویسی
acceeptance قبولی نویسی
lexicography لغت نویسی
shorthand تند نویسی
shorthand مختصر نویسی
subscription پذیره نویسی
subscriptions پذیره نویسی
countersign فهر نویسی
coding برنامه نویسی
annotation فهر نویسی
annotations حاشیه نویسی
annotations فهر نویسی
lexicography فرهنگ نویسی
countersigns فهر نویسی
annotation حاشیه نویسی
countersigning فهر نویسی
countersigned فهر نویسی
endorsements فهر نویسی
endorsements پشت نویسی
brachygraphy تند نویسی
endorsement پشت نویسی
endorsement فهر نویسی
calligraphy خوش نویسی
callings خوش نویسی
brachygraphy مختصر نویسی
endorsement فهر نویسی جیرو
longhand دستینه تمام نویسی
endorsed پشت نویسی کردن
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
relative coding برنامه نویسی نسبی
computer programming برنامه نویسی کامپیوتری
microcoding device دستگاه ریزبرنامه نویسی
reprogramming برنامه نویسی مجدد
restrictive indorsement فهر نویسی مشروط
restrictive indorsement پشت نویسی مقید
optimum coding برنامه نویسی بهینه
optimum programming برنامه نویسی بهینه
endorse پشت نویسی کردن
enlists نام نویسی کردن
macroprogramming درشت برنامه نویسی
paragrahia ناخوشی غلط نویسی
mathematical programming برنامه نویسی ریاضی
chief programmer سازمان برنامه نویسی
entered نام نویسی کردن
one for one زبان برنامه نویسی
coding form فرم برنامه نویسی
coding form ورقه برنامه نویسی
reenlistment تجدید نام نویسی
numeric coding برنامه نویسی عددی
optimm programming برنامه نویسی بهینه
levies تحمیل نام نویسی
programming librarian بایگان برنامه نویسی
programming language زبان برنامه نویسی
programming aids کمک برنامه نویسی
programming aids ادوات برنامه نویسی
program language زبان برنامه نویسی
levy تحمیل نام نویسی
enlist نام نویسی کردن
programming برنامه نویسی کامپیوتر
modular programming برنامه نویسی پیمانهای
modular coding برنامه نویسی پیمانهای
endorse فهر نویسی کردن
levied تحمیل نام نویسی
enlisting نام نویسی کردن
levying تحمیل نام نویسی
concurrent programming برنامه نویسی همزمان
micrograph الت ریز نویسی
qualified indorsement فهر نویسی مقید
register اسم نویسی کردن
qualified endorsement پشت نویسی مقید
number system سیستم عدد نویسی
registering اسم نویسی کردن
purism لفظ قلم نویسی
registers اسم نویسی کردن
microprograming ریز برنامه نویسی
programming team تیم برنامه نویسی
programming statement حکم برنامه نویسی
essay تالیف مقاله نویسی
essays تالیف مقاله نویسی
symbolic programing برنامه نویسی نمادی
matriculating نام نویسی کردن
indorse فهر نویسی کردن
automatic programming برنامه نویسی اتوماتیک
applicant داوطلب نام نویسی
applicants داوطلب نام نویسی
automatic coing برنامه نویسی خودکار
indorsation پشت نویسی کردن
tot سرجمع حاشیه نویسی
graphic arts هنر خط نویسی و طراحی
matriculate نام نویسی کردن
indorse پشت نویسی کردن
matriculated نام نویسی کردن
impanel نام نویسی کردن
functional programming برنامه نویسی تابعی
matriculates نام نویسی کردن
tots سرجمع حاشیه نویسی
interlinear دارای میان نویسی
absolute code برنامه نویسی مطلق
leetter writing نامه نویسی انشا
absolute coding برنامه نویسی مطلق
annotation symbol علامت حاشیه نویسی
itemization جزء بجزء نویسی
prospectus آگهی پذیره نویسی
land sturm نام نویسی همگانی
acceptance duty الزام به قبولی نویسی
lexicographic order ترتیب لغت نویسی
lexicographical مربوط به لغت نویسی
lexical وابسته به فرهنگ نویسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com