English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
superior مافوق بالارتبه
superiors مافوق بالارتبه
Other Matches
uppers بالارتبه
upper بالارتبه
senior بالاتر بالارتبه
seniors بالاتر بالارتبه
senior members اعضای بالارتبه یا ارشد
senior officers افسران ارشدیا بالارتبه
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
superior مافوق
superordinate مافوق
superiors مافوق
upmost مافوق
trans- مافوق
transcendent مافوق
superordinates مافوق
trancscendent مافوق
preternatural مافوق طبیعی
hypermedia مافوق رسانه
supersensory مافوق احساس
superconducter مافوق هادی
hypertext مافوق متن
hypersonic مافوق فراصوت
superior order امر مافوق
superior order دستور مافوق
hyperphyscal مافوق طبیعت
hereinabove مافوق این
supranational مافوق ملیت
mandated دستور مافوق
mandates دستور مافوق
ultrasonics مافوق صوت
superhuman مافوق انسانی
past بعد از مافوق
overlord سرور مافوق
overlords سرور مافوق
mandating دستور مافوق
mandate دستور مافوق
supersonic مافوق صوت
dominant مقتدر مافوق
ultra خیلی متعصب مافوق
supramundane مافوق این جهان
supersonic turbine توربین مافوق صوت
supranational مافوق محدودیتهای ملی
supersonic nozzle نازل مافوق صوت
suoersonic compressor کمپرسور مافوق صوت
superconducting computers کامپیوترهای مافوق هادی
supersonic propeller ملخ مافوق صوت
superman موجود مافوق انسان
supermen موجود مافوق انسان
above مافوق واقع دربالا
supersonic علم مافوق صوت
supersonic سرعت مافوق صوت
beyond one's expectation مافوق انتظار کسی
hypersonic سرعت مافوق صوت
metagnostic مافوق علم بشر
supersonic tunnel تونل باد مافوق صوت
hyperphysical خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
sonic boom صدای برخورد هوا با جلوهواپیمای دارای سرعت مافوق صوت
sonic booms صدای برخورد هوا با جلوهواپیمای دارای سرعت مافوق صوت
it is past cure از علاجش گذشته است مافوق انست که بتوان علاج کرد
conical flow تئوری جریانهای مافوق صوت روی صفحات مسطح گوشه دار
rarefaction جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
moustaches سطوح ایرودینامیکی که درقسمت جلوی هواپیمای مافوق صوت با بال دلتا شکل و با زاویه حمله زیاد نصب میگردند
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
super : پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
ultra :پیشوندیست بمعنی " ماورا" وماورا فضا" و ماورا حدودوثغور" و برتراز" و"مافوق "و "فرا"
critical mach number عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com