English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
precapitalism ماقبل سرمایه داری
Other Matches
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism سرمایه داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
black capitalism سرمایه داری سیاه
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
capitalistic منسوب به سرمایه داری
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
capitalism رژیم سرمایه داری
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
capitalist system نظام سرمایه داری
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
precapitalism پیش از سرمایه داری
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
first world کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
over capitalised براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
capital stock سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
capitalization تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
disinvestment سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
multiplier principle اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
financier سرمایه دار سرمایه گذار
financiers سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
postdate تاریخ ماقبل
predecessor ماقبل سلف
postdates تاریخ ماقبل
prehistory ماقبل تاریخ
the last .but one ماقبل اخر
predecessors ماقبل سلف
postdated تاریخ ماقبل
prehistoric ماقبل تاریخی
past پیش ماقبل
penult ماقبل اخر
precedent ماقبل مقدم
precedents ماقبل مقدم
ogygian ماقبل تاریخی
postdating تاریخ ماقبل
azoic دوران ماقبل تاریخ
prehistoric times ازمنه ماقبل تاریخ
postdated بتاریخ ماقبل نوشتن
internal rhyme قافیه ماقبل اخر
postdates بتاریخ ماقبل نوشتن
antepenul پیش از ماقبل اخر
postdate بتاریخ ماقبل نوشتن
antepenultimate پیش از ماقبل اخر
postdating بتاریخ ماقبل نوشتن
The prehistoric creatures . موجودات ماقبل تاریخ
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
protolithic وابسته بدوران ماقبل عصرسنگ
A prehistoric fossil. یک سنگواره (فسیل ) ماقبل تاریخ
prevocalic ماقبل حرف صدا دار
input reactor سلف ورودی پیچک ماقبل
eozoic مربوط به دوره ماقبل کامبرین
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
mammoth فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
mammoths فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
protohistory مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
overcapitalization سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
cromlech ساختمان سنگهای ماقبل تاریخی بشکل تپه
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
marginal utility of capital مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
capital program برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
registered capital سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
cist [قبر ماقبل تاریخ مانند جعبه که اغلب همراه با سنگ نشانه بود.]
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
prehistorical پیش تاریخی وابسته به قبل از تاریخ ماقبل تاریخی
zero supperssion موقوف کردن صفرها جایگزینی صفرهای ماقبل یک عدد با جای خالی به طوریکه صفرها در موقعیت چاپ عددفاهر نشوند
penultimate یکی به اخر مانده ماقبل اخر
blind man's buff از من داری
grittiness شن داری
tensility کش داری
bigamy دو زن داری
wet storage تر داری
abstinence;or abstinency خود داری
sang-froid خود داری
bursaries خزانه داری
altruism همگونه داری
bursary خزانه داری
sang froid خود داری
leasing اجاره داری
rhythmicity نواخت داری
angularity زاویه داری
treasurership خزانه داری
conchiferous داری صدف
angularity گوشه داری
tresury general خزانه داری کل
farming مزرعه داری
slavery برده داری
Exchequer خزانه داری
retenv خود داری
treasury general خرانه داری کل
menage خانه داری
bulkiness جثه داری
bean caper پیرسن داری
bulkiness تنه داری
blind mans buff ازمن داری
stigmatism خال داری
treasury خزانه داری
spinosity سیخ داری
wakes شب زنده داری
waked شب زنده داری
wake شب زنده داری
vigils شب زنده داری
slaveholding برده داری
self restraint خود داری
tenure اجاره داری
quartermasters سررشته داری
bank protection ساحل داری
quartermaster سررشته داری
thrift خانه داری
night waking شب زنده داری
wakefulness شب زنده داری
serrulation دندانه داری
leasehold اجاره داری
vigil شب زنده داری
vigilance شب زنده داری
dry storage خشک داری
household art هنرخانه داری
lucubration شب زنده داری
communism مردم داری
refusals خود داری رد
fasting روزه داری
house work خانه داری
incumbency عهده داری
housekeeping خانه داری
cellarge حق انبار داری
fisk خزانه داری
refusal خود داری رد
charges عهده داری
viscosity شیره داری
patchiness وصله داری
angulation زاویه داری
creaminess خامه داری
charge عهده داری
pernoctation شب زنده داری
continenece خود داری
trusteeship امانت داری
non commital خود داری
tenancies اجاره داری
trusteedhip امانت داری
tenancy اجاره داری
notbility خانه داری
prehistory ماقبل تاریخ تاریخ قبلی
refrainment خود داری اجتناب
wakes شب زنده داری کردن
household art اصول خانه داری
spatiality فضا داری فضائیت
waked شب زنده داری کردن
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
housekeep خانه داری کردن
house keeping operation اعمال خانه داری
get by نگه داری کردن
angularity زاویه داری لاغری
continence خویشتن داری پرهیزگاری
attorn اجاره داری کردن
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
run the show اختیار داری کردن
holding متصرفی اجاره داری
double entry دفتر داری مضاعف
bailment امانت داری سمساری
quartermasters رسته سررشته داری
chamberlainship پرده داری گنجوری
quartermaster رسته سررشته داری
light housekeeping کارهای خانه داری
succulence اب داری حالت ابکی
baby-sitting بچه داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
land tenure اجاره داری زمین
keepworthy قابل نگه داری
keep house خانه داری کردن
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
baby-sits بچه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
baby sit بچه داری کردن
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
nolle proseequi خود داری از پی کرد
procurator general کفیل خزانه داری
to keep shop دکان داری کردن
to keep house خانه داری کردن
day nursery بچه داری در روز
day nurseries بچه داری در روز
to possess oneself خود داری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com