Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
collective ownership
مالکیت جمعی
Search result with all words
tenancy in common
حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
Other Matches
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
aggregative
جمعی
mass
جمعی
additive
جمعی
massing
جمعی
additives
جمعی
plural
جمعی
masses
جمعی
collective
جمعی
collective bargaining
جمعی
support
حق مالکیت
dominium
مالکیت
right of ownership
حق مالکیت
ownership right
حق مالکیت
proprietorship
مالکیت
possession
مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
acquisition
مالکیت
acquisitions
مالکیت
propritorship
مالکیت
dominion
حق مالکیت
ownership
مالکیت
ownership
حق مالکیت
mass contagion
سرایت جمعی
mass education
اموزش جمعی
mass hysteria
هیستری جمعی
mass communication
ارتباط جمعی
collective liability
بدهی جمعی
collective protection
حفافت جمعی
collective responsibility
مسئوولیت جمعی
collective behavior
رفتار جمعی
collective agreement
توافق جمعی
collectedness
جمعی حواس
collective self reliance
خوداتکائی جمعی
collective unconscious
ناهشیار جمعی
cumulative error
خطای جمعی
ensemble
دسته جمعی
aggregate operator
عملگر جمعی
collective goods
کالاهای جمعی
processional
سروددسته جمعی
processional
دسته جمعی
ensembles
دسته جمعی
aggregate function
عمل جمعی
social
دسته جمعی
collective mind
ذهن جمعی
collective
دسته جمعی
in company
دسته جمعی
communal
دسته جمعی
all together
دسته جمعی
in chorus
دسته جمعی
scrutin deliste
رای جمعی
sum check
مقابله جمعی
sum term
لفظ جمعی
collective bargaining
معامله جمعی
en masse
دسته جمعی
gunners
جمعی توپخانه
gunner
جمعی توپخانه
villeinage
مالکیت رعیت
estate in common
مالکیت مشاع
title of territory
مالکیت اقلیم
expropriation
سلب مالکیت
documents of title
سند مالکیت
title deeds
سند مالکیت
gen
حالت مالکیت
muniment of title
دلیل مالکیت
document of title
سند مالکیت
public domain
مالکیت دولتی
public ownership
مالکیت دولتی
dispossession
سلب مالکیت
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
title deed
قباله مالکیت
title deed
سند مالکیت
individual ownership
مالکیت فردی
possessory action
دعوی مالکیت
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
possessory title
عنوان مالکیت
possessory title
سمت مالکیت
praivate ownership
مالکیت خصوصی
reconversion
اعاده مالکیت
private ownership
مالکیت خصوصی
private property
مالکیت خصوصی
property rights
حقوق مالکیت
qualified property
مالکیت محدود
public ownership
مالکیت دولتی
personal ownership
مالکیت شخصی
retention of title
حفظ مالکیت
joint ownership
مالکیت مشترک
title deed
اسناد مالکیت
joint ownership
مالکیت مشاع
state ownership
مالکیت دولتی
state enterprise
مالکیت دولتی
special property
مالکیت خاص
joint ownership
مالکیت اشتراکی
literary property
حق مالکیت ادبی
slaveholding
مالکیت برده
seisin
مالکیت اراضی
ownership and management
مالکیت و مدیریت
retention of title
ضبط مالکیت
public ownership
مالکیت عمومی
collective ownership
مالکیت مشاع
asset ownership
مالکیت دارائی
root of title
منشاء مالکیت
condominium
مالکیت مشترک
ascription
تصدیق مالکیت
titles
مستند مالکیت
title
مستند مالکیت
accession
شرکت در مالکیت
condominiums
مالکیت مشترک
confusion
مالکیت ما فی الذمه
alienation
انتقال مالکیت
picnics
گردش دسته جمعی
picnicked
دسته جمعی خوردن
picnicked
گردش دسته جمعی
picnic
دسته جمعی خوردن
nonoperating strength
جمعی غیرفعال در یکان
picnic
گردش دسته جمعی
paratroopers
جمعی یکان چترباز
permanent party
جمعی دایمی یکان
gang punch
منگنه دسته جمعی
mass media
وسایل ارتباط جمعی
infantrymen
جمعی پیاده نظام
infantryman
جمعی پیاده نظام
processions
حرکت دسته جمعی
procession
حرکت دسته جمعی
teamwork
کار دسته جمعی
picnics
دسته جمعی خوردن
power play
حمله دسته جمعی
ingrow
بطور دسته جمعی
genocide
کشتار دسته جمعی
polls
اخذرای دسته جمعی
polled
اخذرای دسته جمعی
poll
اخذرای دسته جمعی
volleys
شلیک بطوردسته جمعی
volleying
شلیک بطوردسته جمعی
certes
خاطر جمعی تحقیق
volleyed
شلیک بطوردسته جمعی
in mass
بطور دسته جمعی
collective security
تامین دسته جمعی
volley bombing
شلیک دسته جمعی
salvoes
فریاد دسته جمعی
collective fire
اتش دسته جمعی
salvo
فریاد دسته جمعی
paratrooper
جمعی یکان چترباز
volley
شلیک بطوردسته جمعی
repossessed
مالکیت مجدد یافتن
repossessing
مالکیت مجدد یافتن
expropriate
سلب مالکیت کردن از
expropriates
سلب مالکیت کردن از
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
expropriated
سلب مالکیت کردن از
repossess
مالکیت مجدد یافتن
share certificate
گواهی مالکیت سهام
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
title-holder
صاحب سند مالکیت
title-holders
صاحب سند مالکیت
replevin
دعوی اعاده مالکیت
white elephant
<idiom>
ثروت یا مالکیت بیفایده
prescriptive right or title
حق مالکیت از راه مرورزمان
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
passing the ownership
مالکیت مافی الذمه
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
expropriating
سلب مالکیت کردن از
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
collectivity
مالکیت اشتراکی جمع
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
entitled to owver ship
دارای حق مالکیت است
parade
تظاهرات عملیات دسته جمعی
paraded
تظاهرات عملیات دسته جمعی
parades
تظاهرات عملیات دسته جمعی
social increment
افزایش ناشی از کار جمعی
gang days
روزهایی که بمصلامیروندومناجات جمعی میخوانند
social decrement
کاهش ناشی از کار جمعی
scot ant lot
جریمه یامالیات دسته جمعی
fluttered
بال زنی دسته جمعی
formicary
زندگی دسته جمعی موریانه
fluttering
بال زنی دسته جمعی
flutters
بال زنی دسته جمعی
formicarm
زندگی دسته جمعی موریانه
parading
تظاهرات عملیات دسته جمعی
callective note
بیانیه یا یادداشت دسته جمعی
gangs
دسته جمعی عمل کردن
flutter
بال زنی دسته جمعی
synergism
کار توام ودسته جمعی
gang
دسته جمعی عمل کردن
disowned
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
tenancy
مدت اجاره مالکیت موقت
disowning
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
tenancies
مدت اجاره مالکیت موقت
put in a claim for something
مدعی مالکیت چیزی شدن
to put in possession
مالکیت دادن متصدی کردن
freehold
مالکیت مطلق ملک موروثی
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
disorintate
مالکیت چیزی راانکار کردن
socialism
مالکیت اجتماعی ابزار تولید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com