English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English Persian
asset ownership مالکیت دارائی
Other Matches
prior possession تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
joint ownership اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
separation of ownership and control جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
means دارائی
belongings دارائی
asset دارائی
assets دارائی
property دارائی
estates دارائی
estate دارائی
holding دارائی
fortunes دارائی
havings دارائی
fund دارائی
funded دارائی
fortune دارائی
estates دارائی فردمتوفی
state property دارائی دولت
tangible property دارائی محسوس
estate دارائی فردمتوفی
tangible property دارائی عینی
tangible property دارائی مادی
value of assets ارزش دارائی ها
tangible assets دارائی مرئی
funded موجودی دارائی
bank asset دارائی بانک
fund موجودی دارائی
holding دارائی سهام
capital asset دارائی سرمایهای
equity capital دارائی خالص
legal asset دارائی قانونی
chattel دارائی منقول
net asset دارائی خالص
property insurance بیمه دارائی
national asset دارائی ملی
family asset دارائی خانوادگی
finance ministry وزارت دارائی
fixed asset دارائی ثابت
movable دارائی منقول
moveable property دارائی منقول
net wealth دارائی خالص
portfolios سند دارائی ها
portfolio سند دارائی ها
quick asset دارائی نقدی
distraint توقیف دارائی
equity دارائی خالص
equities دارائی خالص
earning asset دارائی سوداور
net asset value ارزش دارائی خالص
appreciations افزایش ارزش دارائی
eft انتقال الکترونیکی دارائی
capital net worth دارائی خالص سرمایهای
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
earning asset دارائی ایجادکننده درامد
appreciation افزایش ارزش دارائی
average life عمر متوسط اقلام دارائی
intangible property دارائی غیر قابل لمس
to have a holding in a company در شرکتی دارائی سهام داشتن
net worth tax مالیات بر اضافه ارزش دارائی
frozen assets دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
proprietorship مالکیت
ownership حق مالکیت
dominium مالکیت
propritorship مالکیت
proprietorial right حق مالکیت
ownership مالکیت
ownership right حق مالکیت
right of ownership حق مالکیت
acquisitions مالکیت
acquisition مالکیت
support حق مالکیت
dominion حق مالکیت
possession مالکیت
personal ownership مالکیت شخصی
possessory action دعوی مالکیت
state enterprise مالکیت دولتی
special property مالکیت خاص
state ownership مالکیت دولتی
title deed اسناد مالکیت
possessory right حق تصرف یا مالکیت
muniment of title دلیل مالکیت
title deed سند مالکیت
title deed قباله مالکیت
title deeds سند مالکیت
title of territory مالکیت اقلیم
villeinage مالکیت رعیت
gen حالت مالکیت
get hold of (something) <idiom> به مالکیت رسیدن
possessory title عنوان مالکیت
root of title منشاء مالکیت
retention of title ضبط مالکیت
retention of title حفظ مالکیت
reconversion اعاده مالکیت
public ownership مالکیت عمومی
seisin مالکیت اراضی
public domain مالکیت دولتی
possessory title سمت مالکیت
praivate ownership مالکیت خصوصی
public ownership مالکیت دولتی
private ownership مالکیت خصوصی
private property مالکیت خصوصی
slaveholding مالکیت برده
property rights حقوق مالکیت
qualified property مالکیت محدود
public ownership مالکیت دولتی
title مستند مالکیت
expropriation سلب مالکیت
confusion مالکیت ما فی الذمه
alienation انتقال مالکیت
estate in common مالکیت مشاع
ascription تصدیق مالکیت
documents of title سند مالکیت
document of title سند مالکیت
collective ownership مالکیت جمعی
dispossession سلب مالکیت
collective ownership مالکیت مشاع
ownership and management مالکیت و مدیریت
accession شرکت در مالکیت
condominium مالکیت مشترک
individual ownership مالکیت فردی
condominiums مالکیت مشترک
joint ownership مالکیت مشترک
joint ownership مالکیت مشاع
joint ownership مالکیت اشتراکی
literary property حق مالکیت ادبی
titles مستند مالکیت
title-holder صاحب سند مالکیت
share certificate گواهی مالکیت سهام
replevin دعوی اعاده مالکیت
beneficial ownership مالکیت به نسبت منافع
expropriate سلب مالکیت کردن از
expropriated سلب مالکیت کردن از
title-holders صاحب سند مالکیت
repossessing مالکیت مجدد یافتن
white elephant <idiom> ثروت یا مالکیت بیفایده
expropriates سلب مالکیت کردن از
expropriating سلب مالکیت کردن از
repossessed مالکیت مجدد یافتن
title of territory مالکیت قلمرو کشور
repossess مالکیت مجدد یافتن
collectivity مالکیت اشتراکی جمع
estate in common اشتراک در مالکیت زمین
prescriptive right or title حق مالکیت از راه مرورزمان
entitled to owver ship دارای حق مالکیت است
prescriptive right حق مالکیت از طریق مرورزمان
possessory action دعوی اعاده مالکیت
passing the ownership مالکیت مافی الذمه
possession by title of ownership تصرف به عنوان مالکیت
mere right حق مالکیت بدون تصرف
disowning مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowned مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disown مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowns مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
to put in possession مالکیت دادن متصدی کردن
tenancy مدت اجاره مالکیت موقت
socialism مالکیت اجتماعی ابزار تولید
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
tenancies مدت اجاره مالکیت موقت
freehold مالکیت مطلق ملک موروثی
disorintate مالکیت چیزی راانکار کردن
put in a claim for something مدعی مالکیت چیزی شدن
titleholder صاحب سند مالکیت دارای عنوان
hold down برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
freeboard حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
p is nine points of the law تصرف شرط عمده مالکیت است
hold down نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
chose in action حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
shares استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
Here are my car registration papers. بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
shared استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
share استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
estate in fee مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
eminent domain مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
alienability قابلیت نقل وانتقال مالکیت بیگانه سازی
severalty مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
shifting use مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
apostrophe در اخر اسم مضاف برای ثبوت مالکیت مثل book s"Ali
apostrophes در اخر اسم مضاف برای ثبوت مالکیت مثل book s"Ali
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
property in action مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
executed contract قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
escheat در CLاراضیی را گویند که پس ازفوت مالک به علت عدم وجودوراث قانونی به مالکیت دولت درمی اید
communism کمونیسم نظام اقتصادی مبتنی براندیشههای مارکسیستی که مالکیت و ابزار تولید عمومی و در کنترل دولت قرار دارد
capital stock عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
tenancy in common حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
fee tail تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
root of title منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com