Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
wealth tax
مالیات بر ثروت
Search result with all words
capital levy
مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
Other Matches
silver spoon
ثروت موروثی دارای ثروت موروثی ثروتمند
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
incidence of taxation
تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
advalorem tax
مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
remission of taxes
صرف نظر از گرفتن مالیات گذشت از مالیات
excise tax
مالیات برفروش مالیات غیر مستقیم
excise
مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
assessments
ممیزی مالیات وضع مالیات
assessment
ممیزی مالیات وضع مالیات
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
nonneutralities of income taxation
خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
riches
ثروت
moneybags
ثروت
wealth
ثروت
warison
ثروت
fortunes
ثروت
fortune
ثروت
affluence
فراوانی ثروت
national wealth
ثروت ملی
fortune
دارایی ثروت
mammonism
ثروت پرستی
mammon
ممونا ثروت
possession
ثروت ید تسلط
riches
ثروت زیاد
wealth of nations
ثروت ملل
wealth effect
اثر ثروت
wealth creation
ایجاد ثروت
treasures
ثروت جواهر
treasured
ثروت جواهر
treasure
ثروت جواهر
commonwealths
ثروت عمومی
commonwealth
ثروت عمومی
political economy
علم ثروت
plutolatry
ثروت پرستی
plutology
ثروت شناسی
plutonomy
علم ثروت
treasuring
ثروت جواهر
net wealth
ثروت خالص
fortunes
دارایی ثروت
money
مسکوک ثروت
social wealth
ثروت اجتماعی
windfalls
ثروت باداورده
windfall
ثروت باداورده
bonanzas
ثروت باداورده
bonanza
ثروت باداورده
weals
ثروت دارایی
weal
ثروت دارایی
purse proud
مغرور از ثروت
wealth distribution
توزیع ثروت
economic wealth
ثروت اقتصادی
worth
سزاوار ثروت
distribution of wealth
توزیع ثروت
dismal science
علم ثروت
political economist
متخصص علم ثروت
mammonite
ثروت دوست زرپرست
to grow rich
ثروت بهم زدن
he is possessed of wealth
او دارای ثروت است
redistribution of wealth
توزیع دوباره ثروت
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
man made wealth
ثروت ساخت بشر
white elephant
<idiom>
ثروت یا مالکیت بیفایده
productive
فراور مولد ثروت
patrimonies
ثروت موروثی میراث
patrimony
ثروت موروثی میراث
levies
مالیات بندی مالیات
levied
اخذ مالیات مالیات
levy
مالیات بندی مالیات
levying
مالیات بندی مالیات
levying
اخذ مالیات مالیات
levies
اخذ مالیات مالیات
taxation
مالیات بندی مالیات
levy
اخذ مالیات مالیات
levied
مالیات بندی مالیات
golds
ثروت رنگ زرد طلایی
gold
ثروت رنگ زرد طلایی
socialist
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
He left a large fortuue.
ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
It is immaterial how rich he may be .
مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
social security wealth
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
socialists
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
he aims at riches
مقصودش مال اندوزی است میزندبرای ثروت
To squander tyhe national wealth.
ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
physiocrat
کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
physiocracy
حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
producers burden of tax
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
physiocrats
اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
invisible hand
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
tithing
مالیات ده یک
gabelle
مالیات
gabel
مالیات
cess
مالیات
Scot
مالیات
taxes
مالیات
taxed
مالیات
sess
مالیات
tax
مالیات
taxation
مالیات
impost
مالیات
octroi
مالیات دم دروازه
profit tax
مالیات بر سود
profits tax
مالیات بر سود
progressive taxation
مالیات تصاعدی
progressive tax
مالیات تصاعدی
estate duty
مالیات بر ارث
per head tax
مالیات سرانه
estate duty
مالیات ارث
property tax
مالیات مستقلات
estate tax
مالیات بر املاک
occupation tax
مالیات شغل
liable to tax
مشمول مالیات
levying of taxes
وضع مالیات
levy tax
وضع مالیات
levier
مالیات وصول کن
leviable
وضع مالیات
leviable
مالیات بستنی
land tax
مالیات بر زمین
land tax
مالیات ارضی
land tax
مالیات زمین
gabelle
مالیات نمک
incidence of taxation
اثر مالیات
kiln tax
مالیات فخاری
proportional tax
مالیات نسبی
incidence of taxation
انتقال مالیات
mise
مالیات خرج
occupation tax
مالیات اصناف
nuisance tax
مالیات پردردسر
estate tax
مالیات مستغلات
excise tax
مالیات بر مصرف
excise taxes
مالیات بر فروش
exemption from taxation
معافیت از مالیات
export tax
مالیات بر صادرات
free of tax
بدون مالیات
neutral tax
مالیات خنثی
neutral tax
مالیات بی طرف
gabel
مالیات نمک
gift tax
مالیات برهبه
highway user tax
مالیات حق عبور
impost
مالیات بر واردات
inheritance tax
مالیات بر ارث
free from taxes
<adj.>
معاف از مالیات
free from taxes
<adj.>
بدون مالیات
taxless
<adj.>
معاف از مالیات
non-assessable
<adj.>
معاف از مالیات
non-taxable
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
zero-rated
<adj.>
بدون مالیات
tax-free
<adj.>
بدون مالیات
tax-exempt
<adj.>
بدون مالیات
tax-exempt
<adj.>
معاف از مالیات
tax-free
<adj.>
معاف از مالیات
zero-rated
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
taxless
<adj.>
بدون مالیات
non-assessable
<adj.>
بدون مالیات
non-taxable
<adj.>
بدون مالیات
property tax
مالیات دارایی
scatt
مالیات عوارض
shift of a tax
انتقال مالیات
tax shifting
انتقال مالیات
single tax
مالیات انفرادی
single tax
مالیات واحد
succession duties
مالیات برارث
tax base
ماخذ مالیات
tax cuts
کاهش مالیات
tax deduction
کاهش مالیات
sales tax
مالیات بر فروش
sales tax
مالیات فروش
proportional tax
مالیات تناسبی
proportional taxation
مالیات تناسبی
quint
مالیات پنج یک
real estate tax
مالیات بر مستغلات
regressive tax
مالیات نزولی
regressive taxation
مالیات کاهنده
regressive taxation
مالیات نزولی
rental tax
مالیات مستغلات
sale tax
مالیات بر فروش
tax effect
اثر مالیات
tax equation
معادله مالیات
tax exempt
معاف از مالیات
the rear vassals
مالیات دهندگان
total tax load
کل بار مالیات
wage tax
مالیات بر مزد
yield tax
مالیات بر عایدی
ratepayer
مالیات دهنده
ratepayers
مالیات دهنده
tax year
مالیات سالانه
taxes in kind
مالیات جنسی
taxation of monopoly
مالیات بر انحصار
tax refund
بازپرداخت مالیات
tax farmer
مستاجر مالیات
tax free
بخشوده از مالیات
tax free
معاف از مالیات
tax function
تابع مالیات
tax in kind
مالیات جنسی
tax incidence
عارضه مالیات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com