Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
general sales tax
مالیات عمومی بر فروش
Other Matches
sales tax
مالیات بر فروش
sales tax
مالیات فروش
sale tax
مالیات بر فروش
excise taxes
مالیات بر فروش
sales tax
مالیات بر فروش کالا
market overt
بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
tolling
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
toll
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
incidence of taxation
تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
advalorem tax
مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
remission of taxes
صرف نظر از گرفتن مالیات گذشت از مالیات
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
excise
مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
excise tax
مالیات برفروش مالیات غیر مستقیم
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
assessments
ممیزی مالیات وضع مالیات
assessment
ممیزی مالیات وضع مالیات
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
nonneutralities of income taxation
خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
levies
اخذ مالیات مالیات
levied
مالیات بندی مالیات
levies
مالیات بندی مالیات
levying
مالیات بندی مالیات
levy
اخذ مالیات مالیات
levied
اخذ مالیات مالیات
levying
اخذ مالیات مالیات
taxation
مالیات بندی مالیات
levy
مالیات بندی مالیات
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
furrier
خز فروش پوست فروش
furriers
خز فروش پوست فروش
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
producers burden of tax
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
gabelle
مالیات
cess
مالیات
taxation
مالیات
impost
مالیات
tax
مالیات
Scot
مالیات
sess
مالیات
gabel
مالیات
taxes
مالیات
tithing
مالیات ده یک
taxed
مالیات
incidence of taxation
انتقال مالیات
highway user tax
مالیات حق عبور
incidence of taxation
اثر مالیات
gift tax
مالیات برهبه
the rear vassals
مالیات دهندگان
impost
مالیات بر واردات
tax cuts
کاهش مالیات
regressive tax
مالیات نزولی
real estate tax
مالیات بر مستغلات
quint
مالیات پنج یک
proportional taxation
مالیات تناسبی
proportional tax
مالیات نسبی
proportional tax
مالیات تناسبی
property tax
مالیات دارایی
property tax
مالیات مستقلات
progressive taxation
مالیات تصاعدی
regressive taxation
مالیات کاهنده
regressive taxation
مالیات نزولی
tax base
ماخذ مالیات
occupation tax
مالیات اصناف
succession duties
مالیات برارث
single tax
مالیات واحد
single tax
مالیات انفرادی
tax shifting
انتقال مالیات
shift of a tax
انتقال مالیات
scatt
مالیات عوارض
rental tax
مالیات مستغلات
progressive tax
مالیات تصاعدی
levy tax
وضع مالیات
levier
مالیات وصول کن
leviable
وضع مالیات
leviable
مالیات بستنی
land tax
مالیات بر زمین
land tax
مالیات ارضی
land tax
مالیات زمین
kiln tax
مالیات فخاری
levying of taxes
وضع مالیات
liable to tax
مشمول مالیات
profits tax
مالیات بر سود
profit tax
مالیات بر سود
per head tax
مالیات سرانه
octroi
مالیات دم دروازه
occupation tax
مالیات شغل
nuisance tax
مالیات پردردسر
neutral tax
مالیات خنثی
neutral tax
مالیات بی طرف
mise
مالیات خرج
inheritance tax
مالیات بر ارث
levies
وصول مالیات
duty free
معاف ار مالیات
levying
وصول مالیات
taxpayers
مالیات بده
levying
مالیات بندی
taxpayers
مالیات دهنده
taxpayers
مالیات پرداز
levying
وضع مالیات
levy
مالیات بندی
basis of tax
ماخذ مالیات
levies
مالیات بندی
assessor
ممیز مالیات
levy
وضع مالیات
levy
وصول مالیات
after tax
پس از وضع مالیات
taxpayer
مالیات بده
taxpayer
مالیات پرداز
assess
مالیات بستن به
assessed
مالیات بستن بر
assessed
مالیات بستن به
assesses
مالیات بستن بر
assesses
مالیات بستن به
assessing
مالیات بستن بر
assessing
مالیات بستن به
imposes
مالیات بستن بر
assess
مالیات بستن بر
death duty
مالیات بر ارث
surtax
مالیات اضافی
surtax
اضافه مالیات
poll tax
مالیات سرانه
Scot
مالیات بستن بر
death duties
مالیات بر ارث
impose
مالیات بستن بر
death tax
مالیات بر ارث
export tax
مالیات بر صادرات
exemption from taxation
معافیت از مالیات
excise tax
مالیات بر مصرف
estate tax
مالیات مستغلات
estate tax
مالیات بر املاک
estate duty
مالیات ارث
estate duty
مالیات بر ارث
assessments
براورد مالیات
assessments
وضع مالیات
gabelle
مالیات نمک
gabel
مالیات نمک
free of tax
بدون مالیات
assessment
تعیین مالیات
assessment
وضع مالیات
assessment
براورد مالیات
taxpayer
مالیات دهنده
assessments
تعیین مالیات
scot free
معاف از مالیات
scot-free
معاف از مالیات
double taxation
مالیات مضاعف
capital tax
مالیات بر سرمایه
capital levy
مالیات بر سرمایه
capital levy
مالیات برسرمایه
levied
وضع مالیات
levied
وصول مالیات
burdensome tax
مالیات مزاحم
levied
مالیات بندی
capitation taxes
مالیات سرانه
indirect taxation
مالیات غیرمستقیم
deductible
مالیات پذیر
compulsory levies
مالیات اجباری
direct tax
مالیات مستقیم
direct taxation
مالیات مستقیم
commercial tax
مالیات بازرگانی
excise
مالیات بستن بر
excise duties
مالیات غیرمستقیم
levies
وضع مالیات
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
imposition
باج مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
zero-rated
<adj.>
معاف از مالیات
tax-free
<adj.>
معاف از مالیات
tax-exempt
<adj.>
معاف از مالیات
non-taxable
<adj.>
معاف از مالیات
non-assessable
<adj.>
معاف از مالیات
taxless
<adj.>
معاف از مالیات
free from taxes
<adj.>
بدون مالیات
corporation tax
مالیات بر شرکتها
free from taxes
<adj.>
معاف از مالیات
stressing
مالیات زیادبستن
stresses
مالیات زیادبستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com