English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (7 milliseconds)
English Persian
immovable property مال غیر منقول
Search result with all words
movable دارائی منقول
reversion هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
irreplaceable غیر منقول بی عوض
immovable غیر منقول
immovable دارایی غیر منقول
tail واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
personal منقول
personal منقول خصوصی
heritage ماترک ترکه غیر منقول
good مال منقول محموله
chattel دارائی منقول
chattel اموال منقول
chattel مال منقول دارایی شخصی
brought forward منقول ازصفحه پیش
cadastre مامور ثبت وممیزی املاک مزروعی وغیر منقول
carry forward منقول ساختن
carry forward مبلغ منقول
condequent منقول
fixed property اموال غیر منقول
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
hereditaments دارایی غیر منقول
immovable by nature مال غیر منقول ذاتی
immovableness غیر منقول دادن
incumbrance حق رهن یا حبس نسبیت به مال غیر منقول
jus mariti حق مرد نسبت به دارایی منقول زنش
movable property مال منقول
movableness منقول نابرجا
movables مال منقول
moveable by destination منقول در حکم غیر منقول
moveable property دارائی منقول
moveable property مال منقول
narrated consensus اجماع منقول
personal action دعوی منقول
personal chattels دارایی منقول
personal chattels دارایی شخصی منقول
personal property دارایی شخصی منقول
personal state دارایی منقول
real property دارایی غیر منقول
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real action دعوی غیر منقول
real action دعوی راجع به اموال غیر منقول
realty دارایی غیر منقول ملک
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
to carry forward منقول ساختن
to carry over منقول ساختن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com