English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
English Persian
to send upon an e مامور سفارت کردن
Other Matches
delegate مامور فرستاده مامور کردن
delegated مامور فرستاده مامور کردن
delegates مامور فرستاده مامور کردن
delegating مامور فرستاده مامور کردن
to send upon an e به سفارت اعزام کردن
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
rading party قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
legation سفارت
legations سفارت
embassies سفارت
ambassadorship سفارت
embassy سفارت
send on duty مامور کردن
appoint مامور کردن
appoints مامور کردن
commissioning بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commission بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commissions بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
Chancellor سردبیر سفارت
ambassadorial وابسته به سفارت
nunciature سفارت پاپ
charge d'affaires کاردار سفارت
secretary of embassy دبیر سفارت
secretary of embassy منشی سفارت
embassies سفارت کبری
embassy سفارت کبری
the british legation سفارت انگلیس
Chancellors سردبیر سفارت
charge d'affaires نایب سفارت
internuncio کفیل سفارت پاپ
to p a soldier to duty سربازی را به پاسگاهی مامور کردن
embassy ایلچی گری سفارت خانه
embassies ایلچی گری سفارت خانه
nark مامور خفیه پلیس جاسوسی کردن
tight end مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
liter any executor کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
attach منتصب کردن مامور کردن
attaches منتصب کردن مامور کردن
attaching منتصب کردن مامور کردن
launched روانه کردن مامور کردن
launch روانه کردن مامور کردن
launches روانه کردن مامور کردن
launching روانه کردن مامور کردن
embassies سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
embassy سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
barrier forces نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
hunter track مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
ranksman مامور صف
commissioner مامور
officers مامور
officer مامور
official مامور
pursuivant مامور
functionery مامور
commissioners مامور
missionary مامور
agent مامور
functionaries مامور
agents مامور
commissionaires مامور
appointed مامور
functionary مامور
commissionaire مامور
bedel مامور
missionaries مامور
bedell مامور
emissary مامور مخفی
revenuer مامور مالیاتی
emissary مامور سری
envoi مامور نماینده
envoy فرستاده مامور
emissaries مامور مخفی
emissaries مامور سری
customs officer مامور گمرک
sergeant مامور اجرا
sergeants مامور اجرا
attackman مامور حمله
bumbailiff مامور اجرا
file clerk مامور بایگانی
hangmen مامور اعدام
hangman مامور اعدام
executors مامور اجرا
customs appraisor مامور گمرک
High Commissioners مامور عالیرتبه
executioners مامور اعدام
scout مامور اکتشاف
scouted مامور اکتشاف
probation officers مامور نافر
scouts مامور اکتشاف
sergeant at arms مامور اجرا
executioner مامور اعدام
defector in place مامور مخفی
envoy مامور نماینده
probation officer مامور نافر
envoys مامور نماینده
diplomatic officer مامور سیاسی
diplomatic agent مامور سیاسی
envoys فرستاده مامور
High Commissioner مامور عالیرتبه
mole مامور مخفی
policemen مامور پلیس
secret agent مامور مخفی
waggoner مامور واگن
censored مامور سانسور
censor مامور سانسور
bureaucrat مامور اداری
auditors مامور رسیدگی
auditor مامور رسیدگی
communicants مامور ابلاغ
communicant مامور ابلاغ
police officers مامور پلیس
paymasters مامور پرداخت
secret agents مامور مخفی
executive bailiff مامور اجرا
censors مامور سانسور
typographer مامور چاپخانه
officer مامور متصدی
paymaster مامور پرداخت
censoring مامور سانسور
pointsman مامور راهنمائی
officers مامور متصدی
police officer مامور پلیس
on sentry مامور نگهبانی
purchasing officer مامور خرید
tollman مامور نواقل
investigators مامور تحقیق
inquisitor مامور تحقیق
assignee نماینده مامور
bailiffs مامور اجرا
bailiff مامور اجرا
counterspy مامور ضد جاسوسی
executor مامور اجرا
investigator مامور تحقیق
he was ordered to europe او مامور اروپا شد
custom assersor مامور گمرک
inquisitors مامور تحقیق
bureaucrats مامور اداری
policeman مامور پلیس
consular officer مامور کنسولی
lictor مامور اجرا
dustman مامور تنظیف خاکروبه بر
scrutineer مامور شمارش ارا
truck master مامور یا سرپرست چندکامیون
relieving officer مامور اعانه فقرا
scambler مدافع مامور مانوربالا
dustmen مامور تنظیف خاکروبه بر
justiciar مامور قضایی عالیرتبه
pontonier مامور پل موقت سازی
press agent مامور اگهی و تبلیغ
commissions حق العمل مامور شدن
commission حق العمل مامور شدن
pontoneer مامور پل موقت سازی
he was appointed to inspect it مامور شد ان را بازرسی کند
publicans مامور وصول مالیات
lifeguard مامور نجات غریق
officer مامور کارمند اداری
catchpoll مامور اخذ مالیات
catchpole مامور اخذ مالیات
lord advocate دادستان کل مامور به اسکاتلند
barrier patrol گشتی مامور موانع
tidewaiter مامور گمرک لب دریا
officers مامور کارمند اداری
apparitor چاووش مامور اجراء
publican مامور وصول مالیات
master in lunacy مامور رسیدگی به دیوانگی ها
lifeguards مامور نجات غریق
firefighters مامور اتش نشانی
fireguard مامور اتش نشانی
raiding party قسمت مامور کمین
fireguards مامور اتش نشانی
rading party قسمت مامور دستبرد
firemen مامور اتش نشانی
fireman مامور اتش نشانی
firefighter مامور اتش نشانی
sergeant at arms مامور اجرا و انتظامات
aid man مامور کمکهای اولیه
commissioning حق العمل مامور شدن
fire fighter مامور اتش نشانی
pursuivant مامور ابلاغ یا اخطاریه
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
affiliation with the department of defen مامور به وزارت جنگ
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
vice squad مامور کشف ودستگیری تبهکاران
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
vice squads مامور کشف ودستگیری تبهکاران
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
Is there a parking attendant? آیا مامور پارکینگ هست؟
hang man مامور اعدام به وسیله دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com