Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
Other Matches
boll
برامدگی مانند
tubers
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tuber
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
knobby
دارای برامدگی
bumpiness
دارای برامدگی
papillose
دارای برامدگی
cuspidal
دارای برامدگی
knarred
دارای برامدگی
cumulus mammatus
ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
tuberculous
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
tuberous
دارای برامدگی گره دار
ridges
برامدگی
bump
برامدگی
antinode
برامدگی
ganglion
برامدگی
ridge
برامدگی
gibbous
برامدگی
turgescence
برامدگی
tuberosity
برامدگی
cusp
برامدگی
bulging
برامدگی
bulges
برامدگی
bulged
برامدگی
bulge
برامدگی
granulation
برامدگی
bluging
برامدگی
knobs
برامدگی
burring
برامدگی
ledge
برامدگی
burrs
برامدگی
extuberance
برامدگی
nurl
برامدگی
neuroma
برامدگی پی
entasis
برامدگی
dome
برامدگی
domes
برامدگی
bumpy
پر از برامدگی
burred
برامدگی
nub
برامدگی
knob
برامدگی
nib
برامدگی
nibs
برامدگی
convexity
برامدگی
bumpier
پر از برامدگی
heave
برامدگی
heaved
برامدگی
burr
برامدگی
bumpiest
پر از برامدگی
knur
برامدگی
mound
برامدگی
nub or nubble
برامدگی
knurr
برامدگی
knop
برامدگی
knosp
برامدگی
mounds
برامدگی
knurl
برامدگی
overhang
برامدگی
overhangs
برامدگی
whaleback
برامدگی
ledges
برامدگی
nodules
برامدگی کوچک
lump
غلنبه برامدگی
lumped
غلنبه برامدگی
circular projection
برامدگی گرد
hyperostosis
برامدگی استخوان
verruca
گندمه برامدگی
verrucas
گندمه برامدگی
tumours
تومور برامدگی
promontory
پرتگاه برامدگی
jag
برامدگی تیز
midrib
خط یا برامدگی حد فاصل
protuberance
برامدگی قلنبگی
nodule
برامدگی عقده
nodule
برامدگی کوچک
mezzo rillievo
نیم برامدگی
annular projection
برامدگی حلقوی
nodules
برامدگی عقده
nodes
دشواری برامدگی
node
دشواری برامدگی
humping
برامدگی گرد
bossing
برامدگی تزیینی
turgor
برامدگی
[تورم]
bosses
برامدگی تزیینی
bossed
برامدگی تزیینی
humps
برامدگی گرد
eminency
برامدگی بزرگی
bridges
برامدگی بینی
bridged
برامدگی بینی
bridge
برامدگی بینی
exostosis
برامدگی استخوان
hump
برامدگی گرد
tumour
تومور برامدگی
tumors
تومور برامدگی
bulge
برامدگی
[تورم]
sills
برامدگی دریایی
lump
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
sill
برامدگی دریایی
swelling
برامدگی
[تورم]
tumescence
برامدگی
[تورم]
tumidity
برامدگی
[تورم]
boss
برامدگی تزیینی
promontories
پرتگاه برامدگی
bowing of bed
برامدگی کف نهر
bunchout
برامدگی یافتن
knar
برامدگی درچوب
protrude
برامدگی داشتن
lumps
غلنبه برامدگی
knuckle bone
برامدگی بندانگشت
bulginess
برامدگی شکم
caput
نوک برامدگی
protuberancy
برامدگی قلنبگی
phantom tumour
برامدگی موقتی
protruding
برامدگی داشتن
protrudes
برامدگی داشتن
papilla
برامدگی کوچک
protruded
برامدگی داشتن
protuberances
برامدگی قلنبگی
tubercle
برامدگی گرد
bulging test
ازمایش برامدگی
villus
برامدگی مویی
thenar
برامدگی کف دست
eminence
برامدگی بزرگی
phyma
برامدگی پوست
splint
برامدگی کوچک
tumor
تومور برامدگی
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
papilla
برامدگی نوک دار
knuckles
برامدگی یا گره گیاه
pigeon breast
برامدگی جناغ سینه
nubble
برامدگی یاگره کوچک
inion
برامدگی پشت کله
projection
پیش افکنی برامدگی
stigmas
لکه ننگ برامدگی
stigma
لکه ننگ برامدگی
knuckle
برامدگی یا گره گیاه
hillock
برامدگی در سطح صاف
tubercular
برامدگی دار سلی
cockles
گره و برامدگی پارچه
hillocks
برامدگی در سطح صاف
hummock
برامدگی زمین در مرداب
papula
برامدگی خارش دار
cockle
گره و برامدگی پارچه
knag
گره چوب برامدگی
projections
پیش افکنی برامدگی
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
fingers
باندازه یک انگشت میله برامدگی
finger
باندازه یک انگشت میله برامدگی
caulk
برامدگی زیر نعل اسب
cam
برامدگی قطعه گوشه دار
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
mount
سوار شدن قله برامدگی
cams
برامدگی قطعه گوشه دار
chicken breast
برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
gyrus
برامدگی چین خورده مغز
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
mounts
سوار شدن قله برامدگی
umbo
قبه سپر قوز برامدگی
bulb
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulbs
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
fourchette
برامدگی سه گوش درکف پای اسب
antihelix
برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
bleb
برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
fusee
امرود برامدگی ساق پای اسب
monticule
تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
beard
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
keloid
برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
olivary body
بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
kissing button
برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
burrs
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
rose gall
برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
burred
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
runcinate
دارای دندانههای اره مانند
crutched
دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
gramineous
علف مانند دارای غلات
vulviform
دارای شکاف فرج مانند
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
xylocarpous
دارای میوه چوب مانند
discifloral
دارای گلهای صفحه مانند
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
bicornuate
دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com