English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
spicular مانند خوشه کوچک
Other Matches
racemiform خوشه مانند
glomerule خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
pilulous مانند حبهای کوچک
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
cluster bombs خوشه
beard خوشه
cluster bomb خوشه
raceme خوشه
rar خوشه
beards خوشه
clusters خوشه
cluster خوشه
gregarious خوشه خوشه
bunching خوشه
clumped خوشه
bunched خوشه
bunches خوشه
bunch خوشه
clump خوشه
clumping خوشه
clumps خوشه
virginis خوشه
virgo خوشه
grouped <adj.> خوشه ای
glomerule خوشه دسته
oval faced chaser punch قلم خوشه
open cluster خوشه باز
racemose بشکل خوشه
mealie خوشه ذرت
icker خوشه ذرت
mine mooring خوشه مین
staller cluster خوشه ستارهای
globular cluster خوشه کروی
vintager خوشه چین
ears خوشه زائده
ear خوشه زائده
gleaning خوشه چینی
eared خوشه دار
galactic cluster خوشه کهکشانی
super cluster ابر خوشه
earing خوشه بندی
tuffet کلاله خوشه
gleaner خوشه چین
clumpy خوشه دار
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
gleaned خوشه چینی کردن
gleanings خوشه چینی کردن
cluster bombs خوشه مین خوشهای
open star cluster خوشه باز ستارهای
clusters خوشه مین خوشهای
gleans خوشه چینی کردن
globular cluster خوشه ستارهای کروی
cluster bomb خوشه مین خوشهای
spadix خوشه گریبانه دار
botryoidal شبیه خوشه انگور
glean خوشه چینی کردن
cluster خوشه مین خوشهای
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
alpha virginis سماک اعزال الفا- خوشه
spica الفا- خوشه سماک اعزل
tucket خوشه نرسیده ذرت هندی
ears خوشه دار یاگوشدار کردن
grain head خوشه دانه [گیاه شناسی]
grain ear خوشه دانه [گیاه شناسی]
ear خوشه دار یاگوشدار کردن
eared خوشه کرده سنبله دار
botryoidal دارای شکل خوشه انگور
married failure عمل نکردن خوشه اتصال مین
sori خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
ears هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ear هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
foxtail یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
grape shot گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
cluster کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
clusters کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
bunches دسته کردن خوشه کردن
clusters جمع کردن خوشه کردن
bunching دسته کردن خوشه کردن
cluster جمع کردن خوشه کردن
bunch دسته کردن خوشه کردن
cluster bomb جمع کردن خوشه کردن
bunched دسته کردن خوشه کردن
cluster bombs جمع کردن خوشه کردن
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
nearest مانند
nearing مانند
arundinaceous نی مانند
frothy کف مانند
argillaceous گل مانند
anthoid گل مانند
thready نخ مانند
nearer مانند
neared مانند
near- مانند
argillaceous رس مانند
etc و مانند آن
gypsiferous گچ مانند
icily یخ مانند
as مانند
feathery پر مانند
goatish بز مانند
tougher پی مانند
aquiform اب مانند
near مانند
nears مانند
unprecedented بی مانند
blotchy لک مانند
womanlike زن مانند
vide مانند
tough پی مانند
and so on و مانند ان
toughest پی مانند
lambdoid مانند
after the example of مانند
analogous مانند
without an e. بی مانند
unapproachable بی مانند
liplike لب مانند
inapproachable بی مانند
analog مانند
incomparable بی مانند
castellated دژ مانند
unequaled بی مانند
plumelike پر مانند
penniform پر مانند
mammilliform مانند
inimitable بی مانند
mammilary مانند
unprecedentedly بی مانند
myrtle formed اس مانند
filiform نخ مانند
plumose پر مانند
foggy مانند مه
foggiest مانند مه
foggier مانند مه
capitate مانند سر
tendinous بی مانند
analogues مانند
analogue مانند
string نخ مانند
unique بی مانند
uniquely بی مانند
fulidal اب مانند
similar مانند
similiar مانند
simulant مانند
encephaloid مخ مانند
impish جن مانند
floriform گل مانند
unparalleled بی مانند
fluty نی مانند
reedier نی مانند
reedy نی مانند
reediest نی مانند
capillaceous مانند نخ
threadlike نخ مانند
etcetera و مانند ان
unequalled بی مانند
pipelike نی مانند
negroid زنگی مانند
nephroid گرده مانند
niveous برف مانند
nummary سکه مانند
nebulose ابر مانند
oculate چشم مانند
nightmarish کابوس مانند
mummiform مومبا مانند
muscoid خزه مانند
myrrhic مانند مرمکی
equine اسب مانند
myrrhy مانند مرمکی
rhizoid ریشه مانند
spectral روح مانند
rheumatoid مانند روماتیسم
nummular سکه مانند
glassy شیشه مانند
nunlike راهبه مانند
ochraceous مانند گل اخری
ramiform شاخه مانند
rattish موش مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com