English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
to zip مانند فشنگ رفتن [اصطلاح روزمره]
Other Matches
ammunition chest شانه فشنگ قلاب نوار فشنگ
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
cartouche فشنگ
shell فشنگ
bullets فشنگ
bullet فشنگ
extractor فشنگ کش
extractors فشنگ کش
round فشنگ
loads فشنگ
roundest فشنگ
cartouch فشنگ
load فشنگ
shells فشنگ
cartridge فشنگ
ejector فشنگ کش
cartridges فشنگ
shelling فشنگ
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
shot maker فشنگ ساز
bullet گلوله فشنگ
neck خزانه فشنگ
ammunition belt نوار فشنگ
extractors فشنگ پران
bullets گلوله فشنگ
clippings شانه فشنگ
clips شانه فشنگ
extractor فشنگ پران
fire extinguisher فشنگ ضداتش
magazine خزانه فشنگ
shell پوکه فشنگ
magazines خزانه فشنگ
fire extinguishers فشنگ ضداتش
chamber فشنگ خوریاخزانه
lived فشنگ جنگی
live فشنگ جنگی
shelling پوکه فشنگ
chambers فشنگ خوریاخزانه
necks خزانه فشنگ
ball ammunition فشنگ مانوری
fixed round فشنگ ثابت
Load the gun. تفنگ را پر از فشنگ کن
loads فشنگ گذاری
dummy cartridge فشنگ مشقی
fuse cartridge فشنگ فیوز
cartridge belt نوار فشنگ
fuse link فشنگ فیوز
cartridge box جعبه فشنگ
cook off گل کردن فشنگ
cartridge case پوکه فشنگ
load فشنگ گذاری
complete sound فشنگ کامل
fixed round فشنگ کامل
clip شانه فشنگ
case shot جای فشنگ
cartridge box خشاب فشنگ
bandoleer جای فشنگ
link belt نوار فشنگ
blank cartridge فشنگ بی گلوله
shells پوکه فشنگ
dummy cartridge فشنگ اموزشی
wadcutter فشنگ سرپهن
clipped شانه فشنگ
ejector فشنگ پران
bandolier جای فشنگ
mandrel قالب پوکه فشنگ
chambers خزانه فشنگ در اسلحه
e.c. bland fire تیر یا فشنگ مانوری
chamber خزانه فشنگ در اسلحه
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
dud فشنگ اتش نشو
triggered پرتاب کردن فشنگ
leader فشنگ راهنمای پیچی
leaders فشنگ راهنمای پیچی
magazines مخزن فشنگ خشاب
photoflash فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
magazine مخزن فشنگ خشاب
trigger پرتاب کردن فشنگ
triggers پرتاب کردن فشنگ
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
feed belt نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
distance wadding بوش داخل پوکه فشنگ
link belt نوار حلقهای جداشونده فشنگ
thirty thirty تفنگ با فشنگ کالیبر 03 باباروت 03
responder ماده اصلی خرج فشنگ
wildcats فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
wildcat فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
link حلقه زنجیر نوار فشنگ
clipped شانه فشنگ گیره کاغذ
clippings شانه فشنگ گیره کاغذ
clip شانه فشنگ گیره کاغذ
clips شانه فشنگ گیره کاغذ
cylinders فشنگ خور استوانهای هفت تیر
cylinder فشنگ خور استوانهای هفت تیر
self loading فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
chassepot نوعی تفنگ که فشنگ اتش زادارد
short round فشنگ لق یا اسیب دیده گلولهای که کوتاه خورده باشد
center fire اتش درنتیجه ضربه سوزن یاچخماق به مرکز فشنگ
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
cases جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pouches جیب فانوسقه کیف فانوسقه فشنگ دان
pouch جیب فانوسقه کیف فانوسقه فشنگ دان
tracers فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
tracer فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
loads پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
cross belt کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
mammilliform مانند
as مانند
reedier نی مانند
nearer مانند
near مانند
near- مانند
neared مانند
arundinaceous نی مانند
goatish بز مانند
and so on و مانند ان
foggy مانند مه
anthoid گل مانند
aquiform اب مانند
nearing مانند
nearest مانند
nears مانند
argillaceous گل مانند
myrtle formed اس مانند
mammilary مانند
inapproachable بی مانند
capillaceous مانند نخ
capitate مانند سر
unapproachable بی مانند
foggier مانند مه
foggiest مانند مه
unparalleled بی مانند
gypsiferous گچ مانند
unequalled بی مانند
impish جن مانند
blotchy لک مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
icily یخ مانند
liplike لب مانند
etc و مانند آن
without an e. بی مانند
fulidal اب مانند
womanlike زن مانند
lambdoid مانند
fluty نی مانند
vide مانند
similar مانند
argillaceous رس مانند
pipelike نی مانند
unequaled بی مانند
toughest پی مانند
analog مانند
tougher پی مانند
etcetera و مانند ان
tough پی مانند
unprecedented بی مانند
feathery پر مانند
frothy کف مانند
analogous مانند
uniquely بی مانند
unique بی مانند
filiform نخ مانند
thready نخ مانند
threadlike نخ مانند
encephaloid مخ مانند
tendinous بی مانند
simulant مانند
analogues مانند
penniform پر مانند
analogue مانند
after the example of مانند
incomparable بی مانند
plumose پر مانند
castellated دژ مانند
floriform گل مانند
similiar مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com