English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
to stick like a leech مانند کنه چسبیدن
Other Matches
gripping چسبیدن به
cohered چسبیدن
glues چسبیدن
gluing چسبیدن
cohere چسبیدن
handfast چسبیدن
coheres چسبیدن
cohering چسبیدن
inhere چسبیدن
adhere چسبیدن
adhered چسبیدن
adheres چسبیدن
adhering چسبیدن
glueing چسبیدن
grip چسبیدن به
gripped چسبیدن به
grips چسبیدن به
cleave چسبیدن
cleaved چسبیدن
cleaves چسبیدن
stick چسبیدن
glue چسبیدن
hang together بهم چسبیدن
To cling to someone. به کسی چسبیدن
adheres چسبیدن پیوستن
holds چسبیدن نگاهداری
adhering چسبیدن پیوستن
hold چسبیدن نگاهداری
glues چسباندن چسبیدن
heat bond چسبیدن گرم
hang on to something بچیزی چسبیدن
adhered چسبیدن پیوستن
To seize with both hands. دودستی چسبیدن
glue چسباندن چسبیدن
gluing چسباندن چسبیدن
regelate بهم چسبیدن
shadowed چسبیدن به حریف
shadowing چسبیدن به حریف
shadows چسبیدن به حریف
cling چسبیدن پیوستن
clings چسبیدن پیوستن
glueing چسباندن چسبیدن
adhere چسبیدن پیوستن
hold by به چیزی چسبیدن
to tackle to بکار چسبیدن
adequateness چسبیدن پیوستن
shadow چسبیدن به حریف
conglutination بهم چسبیدن
to hang on to anything بچیزی چسبیدن
snapped چسبیدن به قاپ زدن
hang مصلوب شدن چسبیدن به
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
inclip چسبیدن دراغوش گرفتن
rigid adherence to a thing سفت چسبیدن بچیزی
snap چسبیدن به قاپ زدن
on one's chest <idiom> عین کنه چسبیدن
snapping چسبیدن به قاپ زدن
tasten سفت شدن چسبیدن
snaps چسبیدن به قاپ زدن
To be most insistent. To hold tight. سفت وسخت چسبیدن
hangs مصلوب شدن چسبیدن به
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
clogged به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clogs به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clog به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
agglomerate توده کردن بهم چسبیدن
aggregate interlocking بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
to be wedded to an opinion بعقیدهای چسبیدن یاجداطرفداران بودن
gripe گیره چسبیدن قبضه کردن
deterrence به زمین چسبیدن از ترس از عمل بازماندن
to harp on a subject زیادموضوعی راطول دادن به موضوعی چسبیدن
coanda effect گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
turn turtle چسبیدن به تخته موج ووارونه شدن در موج
sserry بهم فشردن بهم چسبیدن
gypsiferous گچ مانند
reedier نی مانند
myrtle formed اس مانند
capitate مانند سر
plumelike پر مانند
unprecedentedly بی مانند
unprecedented بی مانند
inimitable بی مانند
plumose پر مانند
penniform پر مانند
incomparable بی مانند
pipelike نی مانند
unapproachable بی مانند
argillaceous گل مانند
capillaceous مانند نخ
argillaceous رس مانند
arundinaceous نی مانند
feathery پر مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
aquiform اب مانند
tough پی مانند
filiform نخ مانند
frothy کف مانند
liplike لب مانند
fluty نی مانند
lambdoid مانند
analogous مانند
fulidal اب مانند
inapproachable بی مانند
tougher پی مانند
impish جن مانند
anthoid گل مانند
analog مانند
similar مانند
and so on و مانند ان
mammilliform مانند
mammilary مانند
after the example of مانند
encephaloid مخ مانند
etcetera و مانند ان
floriform گل مانند
toughest پی مانند
goatish بز مانند
nearest مانند
icily یخ مانند
vide مانند
foggiest مانند مه
analogue مانند
string نخ مانند
unequaled بی مانند
foggy مانند مه
similiar مانند
as مانند
blotchy لک مانند
nearer مانند
neared مانند
near- مانند
analogues مانند
nearing مانند
nears مانند
without an e. بی مانند
near مانند
castellated دژ مانند
tendinous بی مانند
thready نخ مانند
threadlike نخ مانند
unequalled بی مانند
unparalleled بی مانند
simulant مانند
womanlike زن مانند
foggier مانند مه
etc و مانند آن
unique بی مانند
uniquely بی مانند
fossate گودال مانند
tubiform مانند لوله
ursine خرس مانند
filoplume پرنخ مانند
finlike بال مانند
twigged ترکه مانند
vacuolar حفره مانند
ursiform خرس مانند
fish like ماهی مانند
twiggy ترکه مانند
foliar برگ مانند
leaflike برگ مانند
foliate برگ مانند
forficate قیچی مانند
flamy شعله مانند
flannelly فلانل مانند
flagelliform تازیانه مانند
fish tail مانند دم ماهی
foliaceous برگ مانند
foveal گودال مانند
gelatiniform دلمه مانند
tracheal نای مانند
granuliform دانه مانند
gemmy گوهر مانند
toadish مانند غوک
ghostlike شبح مانند
ghostlike روح مانند
ghosty شبح مانند
ghosty روح مانند
giantlike غول مانند
gladiate شمشیر مانند
godlike خدا مانند
graminaceous علف مانند
grasslike علف مانند
gasiform بخار مانند
gasiform گاز مانند
tubate لوله مانند
foveate گودال مانند
tracheary نای مانند
fruticose مانند بوته
fringent ریشه مانند
rhizomorphous ریشه مانند
froggy غوک مانند
frondose برگ مانند
frutescent بوته مانند
tonguelike زبان مانند
fungiform قارچ مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com