English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (5 milliseconds)
English Persian
equatorial satellite ماهواره استوایی
Other Matches
equatorial استوایی
satellite ماهواره
artificial satellite ماهواره
satellites ماهواره
lunette ماهواره
communication ماهواره
tropics مناطقگرمسیری استوایی
tropic range دامنه استوایی
sub-tropical زیر استوایی
equatorial bond پیوند استوایی
equatorial climate اقلیم استوایی
equatorial tides جذر و مد استوایی
equatorial coordinates مختصات استوایی
tropical year سال استوایی
tropical cyclone چرخه استوایی
subtropics زیر استوایی
equatorial telescospe وربین استوایی
Equator ناحیه استوایی
tropical منطقه استوایی
communications satellite ماهواره ارتباطاتی
communication satellite ماهواره مخابراتی
foixed satellite ماهواره ثابت
Equatorial Guinea کشور گینهی استوایی
doldrums منطقه ارامگان استوایی
equatorial quantum number عدد کوانتومی استوایی
tropical rain forest جنگل بارانهای استوایی
satellite ماهواره قمر مصنویی
sput nik قمر مصنوعی ماهواره
satellites ماهواره قمر مصنویی
satellite قمر مصنوعی ماهواره
satellites قمر مصنوعی ماهواره
couriers ماهواره مخابراتی رله کننده
uplink خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
moonlet قمر یا ماه کوچک ماهواره
courier ماهواره مخابراتی رله کننده
tropicalization اماده کردن برای کار درمنطقه استوایی
polywag دریانوردی که به نواحی استوایی سفر نکرده باشد
satellites ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellite ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
Mahogany was once abundant [prolific] in the tropical forests. یک موقعی چوب ماهون در جنگل های استوایی فراوان بود.
wheel mode ماهواره یا بخشی از ان که اغلب با سرعت کم بمنظورپایدارسازی وضعیت دوران میکند
aclinic line خط استوایی مغناطیسی منحنی موهوم و نامنظمی که در نزدیکی خط استواگرداگردزمین مفروض است
footprint فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
footprints فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
circularization تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
wide area network شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
sub-tropical وابسته به نواحی هم مرز نواحی استوایی
transponder تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com