Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English
Persian
draperies
ماهوت فروشی
drapery
ماهوت فروشی
Other Matches
bistro
اغذیه فروشی و مشروب فروشی
bistros
اغذیه فروشی و مشروب فروشی
broadcloth
ماهوت
whisker
ماهوت پاک کن
whiskery
ماهوت پاک کن
hair brush
ماهوت پاک کن
drapers
ماهوت فروش
draper
ماهوت فروش
whisk broom
ماهوت پاک کن
brush
ماهوت پاک کن
brushes
ماهوت پاک کن
clothes brush
ماهوت پاک کن
whisks
ماهوت پاک کن زدن
brushes
ماهوت پاک کن زدن
brush
ماهوت پاک کن زدن
whisked
ماهوت پاک کن زدن
whisk
ماهوت پاک کن زدن
whisking
ماهوت پاک کن زدن
brushy
شبیه ماهوت پاک کن
brush
سرسمبه نظافت ماهوت پاک کن
hairbrush
ماهوت پاک کن مخصوص موی سر
brushes
سرسمبه نظافت ماهوت پاک کن
wispish
شبیه ماهوت پاک کن یاجاروب وقشو
crew cuts
اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
crew cut
اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
velure
پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
for sale
فروشی
disposability
فروشی
on sale
فروشی
on offer
فروشی
sales
فروشی
barroom
نوشابه فروشی
pedlary
دست فروشی
prudishness
عفت فروشی
bijouterie
جواهر فروشی
peacockery
خود فروشی
priggishness
علم فروشی
perfumery
عطر فروشی
retail
جزئی فروشی
whole sale dealer
عمده فروشی
whole sale trade
عمده فروشی
wineshop
باده فروشی
stapling
مرکزعمده فروشی
stapled
مرکزعمده فروشی
staple
مرکزعمده فروشی
retail
خرده فروشی
butchery business
گوشت فروشی
greengrocery
سبزی فروشی
short sale
سلم فروشی
glassman
شیشه فروشی
taproom
بارمشروب فروشی
toggery
لباس فروشی
toploftiness
خود فروشی
jewelry
جواهر فروشی
salter
نمک فروشی
retail trade
خرده فروشی
retail sales
خرده فروشی
short sale
پیش فروشی
dealing in slaves
برده فروشی
newsstand
روزنامه فروشی
retail dealing
خرده فروشی
optometry
عینک فروشی
chandlery
شمع فروشی
priggery
علم فروشی
slopwork
دوخته فروشی
smithies
اهن فروشی
draperies
پارچه فروشی
drapery
پارچه فروشی
haberdashery
خرازی فروشی
snack bars
ساندویچ فروشی
grocery store
[American E]
خواربار فروشی
wholesale
عمده فروشی
snack bar
ساندویچ فروشی
grocer's shop
خواربار فروشی
pedantry
فضل فروشی
drugstore
دوا فروشی
drugstores
دوا فروشی
ironmongery
اهن فروشی
cash crop
محصول فروشی
cash crop
فرآورد فروشی
snobbery
افاده فروشی
slave trade
برده فروشی
grocer's
خواربار فروشی
upholstery
مبل فروشی
upholstery
پرده فروشی
grocery
خواربار فروشی
smithy
اهن فروشی
food shop
خواربار فروشی
retail price
بهای خرده فروشی
retail price
قیمت خرده فروشی
quantity discount
تخفیف عمده فروشی
quantity rebate
تخفیف عمده فروشی
resale price
بهای خرده فروشی
proslavery
طرفداری از برده فروشی
overselling
فزون فروشی کردن
oversell
فزون فروشی کردن
vintnery
عمده فروشی شراب
wholesale price
قیمت عمده فروشی
wineshop
مغازه شراب فروشی
convenience stores
خواربار فروشی کوچک
oversells
فزون فروشی کردن
oversold
فزون فروشی کردن
ticket office
باجه بلیت فروشی
sweetshop
شیرینی فروشی قنادی
tap room
محل پیاله فروشی
taproom
محل پیاله فروشی
to peacock oneself vref
خود فروشی کردن
to prank out oneself
خود فروشی کردن
trade price
قیمت عمده فروشی
convenience store
خواربار فروشی کوچک
box office
باجه بلیط فروشی
delicatessen
مغازه اغذیه فروشی
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
barroom
بار یا پیاله فروشی
dram shop
جایگاه نوشابه فروشی
dramshop
بار مشروب فروشی
smithies
فلز فروشی اهنگری
soda fountains
مغازه لیموناد فروشی
gaudiness
خودنمائی جلوه فروشی
smithy
فلز فروشی اهنگری
bookshop
دکان کتاب فروشی
swaggers
کبر فروشی خودستایی
box offices
باجه بلیط فروشی
delicatessens
مغازه اغذیه فروشی
bookshops
مغازه کتاب فروشی
retail
خرده فروشی کردن
swagger
کبر فروشی خودستایی
swaggered
کبر فروشی خودستایی
bookshops
دکان کتاب فروشی
swaggering
کبر فروشی خودستایی
groggery
نوشابه فروشی میخانه
pot house
ابجو فروشی خرابات
mercery
مغازه پارچه فروشی
newsstand
دکه روزنامه فروشی
ostentation
خود فروشی تظاهر
bars
میکده بارمشروب فروشی
bar
میکده بارمشروب فروشی
pedantry or pedantism
علم فروشی خام
peltry
پوست خام فروشی
sales
جنس فروشی فروش
porterhouse
ابجو واغذیه فروشی
cutlery
کارد وچنگال فروشی
bookshop
مغازه کتاب فروشی
grogshop
دکان مشروب فروشی
soda fountain
مغازه لیموناد فروشی
dramshop
سالن مشروب فروشی
milk float
عرابه یا چرخ شیر فروشی
commissioning
حق العمل کاری امانت فروشی
newsstand
دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
commission
حق العمل کاری امانت فروشی
commissions
حق العمل کاری امانت فروشی
ware
کالای فروشی پرهیز کردن از
Where is the ticket office?
باجه بلیت فروشی کجاست؟
wares
کالای فروشی پرهیز کردن از
milk floats
عرابه یا چرخ شیر فروشی
Where is the booking office?
باجه بلیت فروشی کجاست؟
cantina
مغازه خواربار یامشروب فروشی
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
short sale
بیع سلف پیش فروشی
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
wholesale price index
شاخص قیمت عمده فروشی
profit cannibalism
افراط در تخفیف و ارزان فروشی
snuffling
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
wholesale
بطور یکجا عمده فروشی کردن
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
floorwalker
بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
snuffled
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
milk maid
زنی که درشیرخانه یا شیر فروشی کارمیکند
snuffles
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
olericulture
سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
snuffle
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
pedantic
وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
pedantize
از روی خامی علم فروشی کردن
licensed victualler
مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
mail order house
تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
Are there any houses for sale in these parts?
این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
ink hard terms
اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
to make a p of one's learing
دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
lumberyard
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyards
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
euphuism
انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
night cellar
زیر زمینی که در انجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
bears
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bear
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
cover charges
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover charge
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
pedantically
از روی علم فروشی و خامی از روی خرده گیری
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
pontificate
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificating
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificated
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificates
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
collieries
تجارت ذغال ذغال فروشی
self praise
تعریف از خود خود فروشی
colliery
تجارت ذغال ذغال فروشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com