English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
rosefish ماهی بزرگ وخوراکی دریایی
Other Matches
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
dordo ماهی طلایی دریایی
shoal دسته بزرگ ماهی
luce اردک ماهی بزرگ
marlin ماهی شکاری بزرگ
orca جانور بزرگ دریایی
orc جانور بزرگ دریایی
halibuts نوعی ماهی پهن بزرگ
halibut نوعی ماهی پهن بزرگ
tarpon ماهی بزرگ وباریک مدیترانه
seine تور بزرگ ماهی گیری
roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
electric eel یکنوع ماهی بزرگ شبیه مارماهی
long sea دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
albatrosses یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
albatross یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
ichthyosaurus یکجور خزندهء بزرگ ماهی مانند در دورهء دوم طبقات الارضی
livery لباس وخوراکی که به نوکرداده میشود
liveries لباس وخوراکی که به نوکرداده میشود
keepers ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
opah یکجور ماهی بزرگ خال مخالی در اقیانوس اطلس که رنگهای روشن دارد
leather back لاک پشت بسیار بزرگ دریایی که پوست کاسه اش مانندچرم است
leviathans جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathan جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
fishes ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppy ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fish ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppies ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fished ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
mackerel ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
grayfish نوعی ماهی روغن سگ ماهی
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
sea calf گوساله ماهی سگ ماهی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
pickerel اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
fishes ماهی
haberdine ماهی
piscium ماهی
pisces ماهی
tartar sauce سس ماهی
gar سگ ماهی
dogfish سگ ماهی
fumade ماهی
fish ماهی
caudal fin دم ماهی
fished ماهی
tuna ماهی تن
tuna fish ماهی تن
mermaid زن ماهی
per mensem ماهی
lunar ماهی
mermaids زن ماهی
sturgeon سگ ماهی
torpedoed ماهی برق
torpedoes ماهی برق
torpedoing ماهی برق
codfish ماهی روغن
marlinspike نیزه ماهی
cocculus in dicus ماهی زهره
cocculus in dicus مرگ ماهی
torpedo ماهی برق
bloaters ماهی دودی
tuna fish ماهی تونایاتون
smoked herring ماهی دودی
dace ماهی ریزقنات
pike اردک ماهی
bloater ماهی دودی
marlinespike نیزه ماهی
flat fish ماهی پهن
indian berry مرگ ماهی
bloated hearing ماهی دودی
marlin نیزه ماهی
poison berry مرگ ماهی
ridged گرده ماهی
fomalhaut دهان ماهی
sprat ماهی خمسی
fishermen ماهی گیر
fisherman ماهی گیر
sea devil ماهی کوسه
kippers ماهی ازاد نر
kippers ماهی دودی
cramp fish ماهی برق
cowfish گاو ماهی
fishwife زن ماهی فروش
milt تخم ماهی نر
kipper ماهی ازاد نر
kipper ماهی دودی
morse شیر ماهی
frog fish ماهی کوسه
morse گراز ماهی
frier ماهی تابه
sturgeon ماهی خاویار
sea ox گراز ماهی
murena مار ماهی
cramp fish ماهی رعاد
flying fishes ماهی پردار
tin fish ماهی کنسرو
cuttle ماهی مرکب
monthly ماهی یکبار
anglers ماهی گیر
angler ماهی گیر
fryer ماهی تابه
flying fish ماهی پردار
numbfish ماهی رعاد
cuttle fish ماهی مرکب
numbfish ماهی برق
tail fin باله دم ماهی
sword fish اره ماهی
sword fish شمشیر ماهی
stickleback ماهی ابنوس
fishwives زن ماهی فروش
sea ox شیر ماهی
pilchards ماهی ساردین
sawfish اره ماهی
ridgewise گرده ماهی
ridgeways گرده ماهی
tuna ماهی تونایاتون
remora ماهی چسبنده
horse mackerel ماهی برگ
ichthyolite سنگوارهء ماهی
ichthyolatry ماهی پرستی
ichthyolater ماهی پرست
red mullet شاه ماهی
ichthyoid شبیه ماهی
i went to fish ماهی بگیرم
ichthyography شرح ماهی
salmon trout ماهی ازاد
salmon ماهی ازاد
frying pan ماهی تابه
frying pans ماهی تابه
saw fish اره ماهی
camber گرده ماهی
cambers گرده ماهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com