Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
sparling
ماهی قزل الا دارای گوشت لذید
Other Matches
gill
نهر کوچک گوشت ماهی
pickerel
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
timbale
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
smokehouse
محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
carunculate
دارای گوشت پاره
pork pie
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
pork pies
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
entremets
غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
gamey
دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
gamy
دارای بو و مزه گوشت شکارکه نزدیک فاسد شدن باشد
gurnard
نوعی ماهی دارای بالههای خاردار
ganoid
دارای فلسهای سخت وبراق سگ ماهی
trouty
دارای تعداد زیادی ماهی قزل الا
flukes
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
fluke
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
grains
نیزه ماهی گیری که دارای چهارپنجه یابیشترباشد نیزه چنگالی
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
mackerel
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppy
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fish
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fishes
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppies
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fished
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
grayfish
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
sea calf
گوساله ماهی سگ ماهی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
proud flesh
گوشت نو
viand
گوشت
basting
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
meat
گوشت
flesh
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
meats
گوشت
brawn
گوشت
flesh and blood
گوشت
preserved meat
گوشت
goose
گوشت غاز
mince
گوشت قیمه
gambrel
قلاب گوشت
minces
گوشت قیمه
shoulder
گوشت سردست
leg
گوشت ران
chop
گوشت دنده
chop
گوشت کتلت
dripping
چکیده گوشت
green meat
گوشت کهنه
murrain
گوشت مرده
veal
گوشت گوساله
lenten
بی گوشت لاغر
butchery business
گوشت فروشی
pancreases
خوش گوشت
pancreas
خوش گوشت
lappet
گوشت اویخته
killcalf
گوشت فروش
red meat
گوشت گاووگوسفند
mutton
گوشت گوسفند
incarnant
گوشت نو اور
lamb
گوشت بره
carrion
گوشت گندیده
mangler
گوشت خرد کن
leal meat
گوشت لخم
rib
گوشت دنده
venison
گوشت گوزن
meatman
گوشت فروش
masher
گوشت کوب
meatier
گوشت دار
meatiest
گوشت دار
haslet
گوشت کبابی
meaty
گوشت دار
lambs
گوشت بره
shin
گوشت قلم پا
ham
گوشت ران
brisket
گوشت سینه
gravy
شیره گوشت
pot roasts
گوشت اب پزشده
pot roast
گوشت اب پزشده
meat fly
مگس گوشت
the pulp of an apple
گوشت سیب
blowfly
مگس گوشت
pork
گوشت خوک
sirloins
گوشت راسته
grilling
گوشت کباب کن
sirloin
گوشت راسته
horseflesh
گوشت اسب
flab
گوشت شل و آویزان
pulpous
گوشت دار
carneous
گوشت مانند
carnification
گوشت سازی
shins
گوشت قلم پا
consomme
اب گوشت تنگاب
stringer
چنگک گوشت
stringers
چنگک گوشت
surloin
گوشت مازه
collop
برش گوشت
beef
گوشت گاو
beefed up
گوشت گاو
top round
گوشت کبابی
diastasc
اب خوش گوشت
sarcophagous
گوشت خوار
grill
گوشت کباب کن
grills
گوشت کباب کن
caruncle
گوشت پاره
carnosity
گوشت زیاد
flab
گوشت اضافی
beefy
گوشت الو
luncheon meat
گوشت ساندویچی
outgrowth
گوشت زیادی
beef tea
جوهریاشیره گوشت
fruit pulp
گوشت میوه
white meat
گوشت سفید
french chop
گوشت دنده
pemmican
گوشت خشکانده
chopping board
تختهسبزیو گوشت
pemican
گوشت خشکانده
spareribs
گوشت دنده
emaciated
گوشت رفته
fuzz ball
گوشت زیادی
flash hook
قلاب گوشت
flesh hook
قلاب گوشت کش
flesher
گوشت فروش
fleshmonger
گوشت فروش
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
roast beef
گوشت گاوکباب شده
omophagous
گوشت خام خور
fricassee
راگوی گوشت پرنده
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
pies
کلوچه گوشت پیچ
fricassees
راگوی گوشت پرنده
pie
کلوچه گوشت پیچ
grating
گوشت ریز ساینده
tenderloin
گوشت پشت مازو
omophagic
گوشت خام خور
beefsteak
گوشت ران گاو
growths
گوشت زیادی تومور
masticator
چرخ گوشت خردکنی
omophagia
گوشت خام خوری
cold cuts
گوشت پخته سرد
growth
گوشت زیادی تومور
fries
گوشت سرخ کرده
fry
گوشت سرخ کرده
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
mincemeat
گوشت قیمه شده
gratings
گوشت ریز ساینده
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
luncheon meat
گوشت پیش آماد
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
haunch
گوشت ران وگرده
haunches
گوشت ران وگرده
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
pork butcher
گوشت خوک فروش
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
fry
سرخ کردن
[گوشت]
frying
گوشت سرخ کرده
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
steaks
باریکه گوشت کبابی
steak
باریکه گوشت کبابی
short ribs
گوشت با استخوان دنده
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
mince pie
کلوچه گوشت دار
bullies
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
bullying
گردن کلفت گوشت
pap
تفاله گوشت یاسیب
collop
تکه کوچک گوشت
broiled meat
گوشت سرخ کرده
abscission
قطع پوست و گوشت
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
mince pies
کلوچه گوشت دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com