English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
electrolyte مایع کار الکترولیت
electrolytes مایع کار الکترولیت
Other Matches
pascal's law هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
electrolytes الکترولیت
electrolyte الکترولیت
electrolytic copper مس الکترولیت
creeping of electrolyte مد الکترولیت
electrolytic capacitor خازن الکترولیت
diffusion of electrolyte تراوش الکترولیت
milky electrolyte الکترولیت شیری
battery liquid الکترولیت باتری
circulation of electrolyte جریان الکترولیت
battery electrolyte الکترولیت باتری
solution of battery الکترولیت باتری
electrolytic decomposition تجزیه الکترولیت
high tension electrolytic capacitor خازن الکترولیت فشار قوی
liquid liquid chromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
liquid/gas separator مایع
aneroid بی مایع
water مایع
liquid مایع
anti icing fluid مایع ضد یخ
fluidal مایع
fulidal مایع
liquids مایع
steepest مایع
steep مایع
waters مایع
watering مایع
watered مایع
liquid fuel سوخت مایع
liquefacient مایع کننده
liquefaction تبدیل به مایع
liquefaction مایع شدن
liquefied gas گاز مایع
liquescent مایع شونده
liquid air هوای مایع
liquid ammonia امونیاک مایع
liquescence مایع شدگی
grume مایع چسبناک
furfuraldehyde مایع الدئیدی
cryogenic liquid مایع سرمازا
cutback bitumen قیر مایع
deicer مایع ضدیخ
resolvent <adj.> مایع محلل
developer liquid مایع فهور
dissolving <adj.> مایع محلل
liquidity index اندیس مایع
paraffin oil پارافین مایع
liquid gas گاز مایع
liquid glass شیشه مایع
liquid soap صابون مایع
liquid state حالت مایع
semiliquid مایع چسبنده
liquidly بشکل مایع
liquified petroleum gas گاز مایع
lox اکسیژن مایع
mercury pool tube لامپ مایع
pool cathode tube لامپ مایع
pool tube لامپ مایع
semiliquid مایع غلیظ
out back چسب مایع
semiliquid نیمه مایع
semifluid نیم مایع
pool cathode کاتد مایع
liquid propellant سوخت مایع
liquid propellant خرج مایع
silicate of soda شیشه مایع
liquid hydrates مایع هیدراتها
liquid hydrogen هیدروژن مایع
liquid nitrogen نیتروژن مایع
liquid foundation کرم مایع
liquid oxygen اکسیژن مایع
water glass شیشه مایع
sealing liquid مایع اب بندی
vitrous humor مایع زجاجیه
subaqueous زیر مایع
spinal fluid مایع نخاعی
soluble glass شیشه مایع
sodium silicate شیشه مایع
sodium metasilicate شیشه مایع
pool rectifier لامپ مایع
condensation مایع کردن
fluid مایع متحرک
absorption liquid مایع جذب
fluids مایع متحرک
solvent <adj.> مایع محلل
solvents مایع محلل
glue چسب مایع
glueing چسب مایع
glues چسب مایع
gluing چسب مایع
liquid crystal کریستال مایع
liquid crystals کریستال مایع
anti detonant مایع ضد بدسوزی
antidim مایع ضد تشکیل مه
battery liquid مایع باتری
liquid exygen اکسیژن مایع
sops غذای مایع
sop غذای مایع
liquidising بصورت مایع دراوردن
liquidises بصورت مایع دراوردن
liquidised بصورت مایع دراوردن
liquid measure مقیاس حجم مایع
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
dunking در مایع فرو کردن
liquidize بصورت مایع دراوردن
liquefiable قابل تبدیل به مایع
condensation مایع کردن گاز
liquid air هوای مایع شده
liquid air container مخزن هوای مایع
liquidizing بصورت مایع دراوردن
rapid curing cutback قیر مایع زودگیر
liquidizes بصورت مایع دراوردن
liquidized بصورت مایع دراوردن
dunk در مایع فرو کردن
dunks در مایع فرو کردن
to strain a liquid صاف کردن یک مایع
eyewash مایع چشم شویی
dunked در مایع فرو کردن
slow curing cutback قیر مایع دیرگیر
soldering fluid مایع لحیم کاری
supercooled liquid مایع ابر سرد
sealing compound مایع درز بند
superheated liquid مایع ابر گرم
out back مایع روان شده
liquified natural gas گاز مایع طبیعی
liquid rocket راکت سوخت مایع
liquid propellant سوخت مایع موشک
liquid propellant خرج پرتاب مایع
liquefacient مایع ترشح کننده
cerebro spinal fluid مایع مغزی- نخاعی
diergolic سوخت مایع ثابت
coolant مایع سرد کننده
coolants مایع سرد کننده
gas liquid partitions chromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
gas liquid chromatography کروماتوگرافی مایع گاز
filtrate مایع تصفیه شده
fluidize تبدیل به مایع کردن
fluidization تبدیل به مایع شدن
filtrate مایع زیر صافی
flammable liquid مایع اشتعال پذیر
csf مایع مغزی- نخاعی
cn solution گازاشک اور مایع
coolants مایع داخل رادیاتور
l.n.g گاز مایع طبیعی
coolant مایع داخل رادیاتور
diergolic خرج مایع پایدار
hypergol مایع قابل اشتعال
regenerative cooling استفاده از سرمای مایع ورودی
liquidated از بین بردن مایع کردن
eutectic change تبدیل مایع به جسم جامدزودگداز
liquify گداختن تبدیل به مایع کردن
soak بوسیله مایع اشباع شدن
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
liquidates از بین بردن مایع کردن
liquidate از بین بردن مایع کردن
solgel نیمی مایع ونیمی ژلاتینی
ascites جمع شدن مایع در شکم
thief sample نمونه مایع مخزن ناو
desorption جدا کردن گاز از مایع
reflux جریان برگشت مایع برگردان
liquidating از بین بردن مایع کردن
hydrocephalus ازدیاد غیر عادی مایع
hydrocephaly ازدیاد غیر عادی مایع
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
liquefied گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefy گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefying گداختن تبدیل به مایع کردن
cavitation ایجاد حبابهای داخل یک مایع
grid pool tube لامپ مایع شبکه دار
spittle مایع مترشحه از غدد بزاقی تف
LCD صفحه نمایش کریستال مایع
geraniol الکل اشباع شده مایع و معطر
spread [منتشر کردن مایع روی سطح]
fluidic مایع مانند جسم سیال یامایع
pyridine قلیای مایع بیرنگ وازت دار
dips فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
ullage حجم بالای سطح مایع تانک
g.l.c. gas-liquidchromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
dip فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
pints پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
pint پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
consolute ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
oleate نمک الی اسید اولئیک مایع روغنی
octane هیدروکربنهای مایع و پارافینی ایزومریک بفرومول 81H8C
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
aerosol تعلیق مایع یا جسم بصورت گرد و گاز در هوا
aerosols تعلیق مایع یا جسم بصورت گرد و گاز در هوا
memiscus زاویه تماس بین سطح مایع وجدار فرف
fluid dram واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
soakage مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری
aftershave [مایع خوشبویی که مردان بعد از اصلاح به صورت می زنند.]
clean مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
cleaned مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
cleans مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
cleanest مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
cryogenic liquid گاز مایع شده در درجه حرارت خیلی پایین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com