English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
solicitous to go مایل به رفتن
Search result with all words
to be prepared to go مایل به رفتن بودن
Other Matches
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
bevelled مایل
mile مایل
oblique مایل کج
oblique مایل
miles مایل
sidling مایل
inclinable مایل
italic مایل
lickerish مایل
f. of books مایل به کت اب
loxodrome خط مایل
declivous مایل
bevel پخ مایل
bevel مایل
propense مایل
rath مایل
rathe مایل
interested مایل
nothing loath مایل
willful مایل
slantingly کج یا مایل
inclined مایل
slanting مایل
skews مایل
skewing مایل
skew مایل
studious to do a thing مایل
studious of doing a thing مایل
sideling مایل
pitching مایل
willing مایل
gauche مایل
agreeable مایل
desirous مایل
sloping مایل
oblique lattice شبکه مایل
mile ohm مایل- اهم
nautical miles مایل دریایی
nautical mile مایل دریایی
statute mile مایل رسمی
oblique rotation چرخش مایل
oblique projection تصویر مایل
oblique perspective پرسپکتیو مایل
he was found of her مایل او بود
to incline to green یا مایل بودن
inclined compression فشار مایل
inclined drilling حفاری مایل
inclined face of dam نمای مایل سد
solicitously مایل نگران
awry بطور مایل
lief مطلوب مایل
incline plane سطح مایل
oblique section مقطع مایل
side flow weir سر ریز مایل
caramel مایل به قرمز
sourish مایل به ترشی
whity مایل به سفید
slant range برد مایل
solicitous مایل نگران
gaff میله مایل
xanthic مایل به زردی
viridescent مایل به سبز
whitey مایل به سفید
blueish مایل به ابی
bluish مایل به ابی
caramels مایل به قرمز
oblique system سیستم مایل
obliquely بطور مایل
oppositive مایل به ضدیت
three point perspective پرسپکتیو مایل
fondest مایل مشتاق
fonder مایل مشتاق
fond مایل مشتاق
the mast has raked مایل کردن
the mast has raked مایل شدن
recessive مایل ببازگشت
wilful مشتاق مایل
reddish مایل بقرمز
centripetal مایل به مرکز
greeny مایل بسبز
chamfer مایل شدن
purplish مایل به ارغوانی
purply مایل به ارغوانی
comatant مایل بجنگ
bitterish مایل به تلخی
geographical mile مایل جغرافیایی
flavescent مایل بزردی
cant سطح مایل
likes مایل بودن
aslant حرکت مایل
he is f. her مایل اوست
yellowish مایل بزردی
greyish مایل به خاکستری
albescent مایل به سفیدی
aslant بطور مایل
like مایل بودن
he has a good mind مایل است
liked مایل بودن
brownish مایل به قهوهای یاخرمایی
oblique shock wave موج ضربهای مایل
suntans قهوه مایل بسرخ
pea green زرد مایل بسبز
suntan قهوه مایل بسرخ
roll piercing process روش نورد مایل
reddish مایل بسرخی زننده
they canŠif they so wishŠ..... اگر مایل باشندمیتوانند...........
i am unwilling to go مایل نیستم بروم
blackish مایل به سیاه تیره
purple red قرمز مایل به ارغوانی
hoary سفید مایل به خاکستری
cuesta جلگه مایل یااریب
scarlet قرمز مایل به زرد
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
homosexuals مایل به جنس خود
rubicund رنگ مایل به قرمز
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
swart سبزه مایل به سیاه
pinkish مایل به رنگ صورتی
umber قهوه ای مایل به زرد
auburn قهوهای مایل به قرمز
bay سرخ مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
baying سرخ مایل به قرمز
mph مخفف مایل در ساعت
bays سرخ مایل به قرمز
homosexual مایل به جنس خود
he is indisposed to go مایل نیست برود
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
green with a blue tint سبز مایل به ابی
grege اردهای مایل به خاکستری
isabella زرد مایل به خاکستری
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
luteovirescent زرد مایل بسبز
incilnable to do something مایل کردن بکاری
griseous خاکستری مایل به ابی
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
inclined shear plane سطح برش مایل
isabel زرد مایل به خاکستری
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
buffyy مایل به رنگ نخودی
he was found of her باو مایل بود
he is not willing to go مایل برفتن نیست
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
low oblique عکس مایل پایین
canescent سفید مایل به تار
petunias رنگ قرمز مایل بابی
petunia رنگ قرمز مایل بابی
pansy رنگ قرمز مایل به ابی
raisin رنگ قرمز مایل به ابی
declines مایل شدن رو بزوال گذاردن
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
raisins رنگ قرمز مایل به ابی
cedar رنگ قرمز مایل به زرد
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
pansies رنگ قرمز مایل به ابی
tawniest تیره زرد مایل بقهوهای
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
declined مایل شدن رو بزوال گذاردن
declining مایل شدن رو بزوال گذاردن
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
ti turn in سوی پایین مایل بودن
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
tawny تیره زرد مایل بقهوهای
lamas رنگ زرد مایل بقرمز
lama رنگ زرد مایل بقرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
tan مازویی قهوهای مایل به زرد
tawnier تیره زرد مایل بقهوهای
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
decline مایل شدن رو بزوال گذاردن
backswept برگشته بطور مایل واریب
rufous بور خرمایی مایل بقرمز
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
ruffous بور خرمایی مایل بقرمز
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
indian red خاک سرخ مایل بزرد
gooseberries رنگ سیاه مایل به ارغوانی
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
matelot رنگ ابی مایل بقرمز
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
What's the charge per mile? اجاره هر مایل چقدر است؟
rust رنگ قرمز مایل به قهوه ای
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
sea green رنگ سبز مایل بابی
gooseberry رنگ سیاه مایل به ارغوانی
It's about 2 miles from ... آن تقریبا 2 مایل دور از ... است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com