English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
statute mile مایل رسمی
Other Matches
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
review بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews بازدید رسمی یاسان رسمی
officiary مامور رسمی مقام رسمی
reviewed بازدید رسمی یاسان رسمی
officious نیمه رسمی شبهه رسمی
reviewing بازدید رسمی یاسان رسمی
solemn form در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
bevel مایل
skews مایل
bevelled مایل
inclinable مایل
nothing loath مایل
slanting مایل
propense مایل
inclined مایل
interested مایل
miles مایل
gauche مایل
agreeable مایل
sloping مایل
studious to do a thing مایل
studious of doing a thing مایل
mile مایل
bevel پخ مایل
skewing مایل
skew مایل
loxodrome خط مایل
desirous مایل
rathe مایل
rath مایل
sidling مایل
willful مایل
declivous مایل
f. of books مایل به کت اب
willing مایل
pitching مایل
oblique مایل
italic مایل
oblique مایل کج
sideling مایل
lickerish مایل
slantingly کج یا مایل
solicitously مایل نگران
solicitous مایل نگران
aslant بطور مایل
mile ohm مایل- اهم
inclined face of dam نمای مایل سد
three point perspective پرسپکتیو مایل
to incline to green یا مایل بودن
nautical mile مایل دریایی
nautical miles مایل دریایی
wilful مشتاق مایل
gaff میله مایل
oblique system سیستم مایل
obliquely بطور مایل
slant range برد مایل
side flow weir سر ریز مایل
fonder مایل مشتاق
oppositive مایل به ضدیت
recessive مایل ببازگشت
likes مایل بودن
liked مایل بودن
like مایل بودن
greyish مایل به خاکستری
oblique section مقطع مایل
fondest مایل مشتاق
the mast has raked مایل کردن
blueish مایل به ابی
bluish مایل به ابی
the mast has raked مایل شدن
oblique lattice شبکه مایل
oblique perspective پرسپکتیو مایل
oblique projection تصویر مایل
oblique rotation چرخش مایل
sourish مایل به ترشی
solicitous to go مایل به رفتن
fond مایل مشتاق
yellowish مایل بزردی
albescent مایل به سفیدی
purplish مایل به ارغوانی
purply مایل به ارغوانی
comatant مایل بجنگ
inclined compression فشار مایل
he was found of her مایل او بود
chamfer مایل شدن
cant سطح مایل
reddish مایل بقرمز
bitterish مایل به تلخی
awry بطور مایل
incline plane سطح مایل
aslant حرکت مایل
centripetal مایل به مرکز
inclined drilling حفاری مایل
xanthic مایل به زردی
flavescent مایل بزردی
geographical mile مایل جغرافیایی
caramel مایل به قرمز
greeny مایل بسبز
lief مطلوب مایل
whity مایل به سفید
caramels مایل به قرمز
whitey مایل به سفید
he has a good mind مایل است
viridescent مایل به سبز
he is f. her مایل اوست
roll piercing process روش نورد مایل
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
oblique shock wave موج ضربهای مایل
purple red قرمز مایل به ارغوانی
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
i am unwilling to go مایل نیستم بروم
buffyy مایل به رنگ نخودی
homosexual مایل به جنس خود
pea green زرد مایل بسبز
griseous خاکستری مایل به ابی
grege اردهای مایل به خاکستری
cuesta جلگه مایل یااریب
he is indisposed to go مایل نیست برود
he is not willing to go مایل برفتن نیست
green with a blue tint سبز مایل به ابی
he was found of her باو مایل بود
homosexuals مایل به جنس خود
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
canescent سفید مایل به تار
incilnable to do something مایل کردن بکاری
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
luteovirescent زرد مایل بسبز
auburn قهوهای مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
bay سرخ مایل به قرمز
brownish مایل به قهوهای یاخرمایی
umber قهوه ای مایل به زرد
scarlet قرمز مایل به زرد
rubicund رنگ مایل به قرمز
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
to be prepared to go مایل به رفتن بودن
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
inclined shear plane سطح برش مایل
mph مخفف مایل در ساعت
isabel زرد مایل به خاکستری
isabella زرد مایل به خاکستری
low oblique عکس مایل پایین
baying سرخ مایل به قرمز
bays سرخ مایل به قرمز
hoary سفید مایل به خاکستری
pinkish مایل به رنگ صورتی
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
blackish مایل به سیاه تیره
suntans قهوه مایل بسرخ
swart سبزه مایل به سیاه
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
suntan قهوه مایل بسرخ
they canŠif they so wishŠ..... اگر مایل باشندمیتوانند...........
reddish مایل بسرخی زننده
indian red خاک سرخ مایل بزرد
raisins رنگ قرمز مایل به ابی
backswept برگشته بطور مایل واریب
petunia رنگ قرمز مایل بابی
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
matelot رنگ ابی مایل بقرمز
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
gooseberry رنگ سیاه مایل به ارغوانی
raisin رنگ قرمز مایل به ابی
gooseberries رنگ سیاه مایل به ارغوانی
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
tawny تیره زرد مایل بقهوهای
tawniest تیره زرد مایل بقهوهای
tawnier تیره زرد مایل بقهوهای
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
petunias رنگ قرمز مایل بابی
pansy رنگ قرمز مایل به ابی
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
pansies رنگ قرمز مایل به ابی
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
sea green رنگ سبز مایل بابی
lama رنگ زرد مایل بقرمز
lamas رنگ زرد مایل بقرمز
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
ruffous بور خرمایی مایل بقرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
rufous بور خرمایی مایل بقرمز
ti turn in سوی پایین مایل بودن
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
What's the charge per mile? اجاره هر مایل چقدر است؟
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
tan مازویی قهوهای مایل به زرد
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com