English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
English Persian
We move out on the 1st. ما یکم بارکشی می کنیم.
Search result with all words
We've given notice that we're moving out of the apartment. ما آگاهی دادیم که از آپارتمان بارکشی می کنیم.
Other Matches
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer. کانالتان را فردا [به این برنامه] تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
portage بارکشی
transporting بارکشی
transportation بارکشی
transport بارکشی
transported بارکشی
transports بارکشی
transportation بارکشی تبعید
hotshot بارکشی سریع
truckage بارکشی با کامیون
freight note سندکرایه و بارکشی
to move out [از منزل] بارکشی کردن
railway freight بارکشی راه اهن
transport means وسیله بارکشی یاحمل ونقل
dray گاری کوتاه بی لبه چهارچرخه بارکشی
gantline رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
let us play بازی کنیم
let us say فرض کنیم
briefly speaking مختصر کنیم
let us be brief مختصر کنیم
let us be brief کوتاه کنیم
Let us suppose ... حالا فرض کنیم که ...
let ab be equal to cd فرض کنیم ab با cd برابرباشد
We'd like to pay separately. ما میخواهیم جداگانه پرداخت کنیم.
let us make a p for home کوشش کنیم زودبخانه برسیم
I want to swim ,are you on ? اهلش هستی شنا کنیم ؟
We live in the Machine Age . ما درعصر ماشین زندگه می کنیم
peach and straddle بالا می کشیم وخرابش می کنیم
We are living in the age of mass communication. ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
Let's drop the subject. از این موضوع صرف نظر کنیم .
We should be leaving now. باید زحمت راکم کنیم (خداحافظی )
We should not indulge in personalities. نبا ید راجع با شخاص صحبت کنیم
Lets talk man to man . بیا مرد ومردانه با هم صحبت کنیم
i had best to leaveit بهترین کاران است که ان راول کنیم
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
it can be altered at pleasure هر وقت بخواهیم میتوانیم انرااصلاح کنیم
A rapid response would be appreciated. از پاسخ فوری قدردانی می کنیم. [اصطلاح رسمی]
It's time to prepare the meal. وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
starting with the issue of July 1 هنگامی که با نشریه اول ژوئن شروع کنیم
Lets suppose the news is true . حالا فرض کنیم که این خبر صحیح با شد
We finally succeed in making a radio contact. عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
We must inquire into this matter. درمورد این موضوع باید تحقیق کنیم
We ought to (should)examineit in all itsaspects. باید کلیه جهات وجوانب آنرا بررسی کنیم
We all think he is very nice. ما همه فکر می کنیم که او [مرد] آدم خوبی است.
We do not usually go places that cost a lot of money. ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Supposing it rains , what shall you do ? فرض کنیم باران بیاید آنوقت شما چه می کنید ؟
He's always moaning that we use too much electricity. او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
Well, now everyone's here, we can begin. خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
we underwrite the company ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
Let's play for keeps. بیا جدی بازی کنیم. [روی پول یا هر چیزی بها دار]
railroad tranportation بارکشی راه اهن باربری راه اهن
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com