Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
barter
مبادله پایاپای
bartered
مبادله پایاپای
bartering
مبادله پایاپای
barters
مبادله پایاپای
Search result with all words
double coincidence of wants
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
Other Matches
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchange
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
offsetting
پایاپای
cambium
پایاپای
offset
پایاپای
swopping
معامله پایاپای
clearing house
اطاق پایاپای
swops
معامله پایاپای
barter economy
اقتصاد پایاپای
swopped
معامله پایاپای
swapped
معامله پایاپای
swap
معامله پایاپای
clearing houses
اطاق پایاپای
barterer
معامله گر پایاپای
swaps
معامله پایاپای
barter system
نظام پایاپای
bartering
پایاپای معامله کردن
barters
پایاپای معامله کردن
bartered
پایاپای معامله کردن
barter
پایاپای معامله کردن
barter away
تجارت یا معامله پایاپای کردن
inclearing
همه چکهایی که در بانک درمعاملات پایاپای بایدپول انهارابپردازد
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
trade in
مبادله
trade-in
مبادله
trade-ins
مبادله
bater
مبادله
interchanges
مبادله
barters
مبادله
interchange
مبادله
trucked
مبادله
trucking
مبادله
trucks
مبادله
barter
مبادله
truck
مبادله
talks
مبادله
talked
مبادله
bartered
مبادله
interchanged
مبادله
bartering
مبادله
interchanging
مبادله
talk
مبادله
swapping
مبادله
reciprocation
مبادله
exchanges
مبادله
exchange
مبادله
exchanged
مبادله
exchanging
مبادله
commodity exchange
مبادله کالا
tit for tat
<idiom>
مبادله منصفانه
cambium
محل مبادله
exchange of notes
مبادله یادداشتها
exchange value
ارزش مبادله
bartered
مبادله تهاتری
trade-in
مبادله کردن
exchange of flags
مبادله پرچمها
chaffer
مبادله کردن
reciprocal trading
مبادله متقابل
contract curve
منحنی مبادله
barter
مبادله تهاتری
truckage
مبادله معامله
exchangeable
قابل مبادله
value in exchange
ارزش مبادله
foreign exchange
مبادله خارجی
inconvertible
مبادله ناپذیر
rate of exchange
نرخ مبادله
barters
مبادله تهاتری
exchanges
مبادله پول
trade-ins
مبادله کردن
intercommunicate
مبادله کردن
medium of exchange
وسیله مبادله
bourse
مبادله بورس
terms of trade
رابطه مبادله
truckage
مبادله جنسی
to barter for
مبادله کردن
exchanger
مبادله کننده
terms of trade
شرایط مبادله
fire fight
مبادله اتش
swop
مبادله کردن
bartering
مبادله تهاتری
futures exchange
مبادله سلف
trade in
مبادله کردن
swops
مبادله کردن
exchanges
مبادله کردن
exchange
مرکز مبادله
exchanged
مرکز مبادله
trade
مبادله کردن
exchanged
مبادله کردن
traded
مبادله کردن
exchanged
مبادله پول
interchange
مبادله کردن
interchange
مبادله کالا
swopping
مبادله کردن
swopped
مبادله کردن
swaps
مبادله کردن
exchanging
مرکز مبادله
change
تعویض مبادله
exchanging
مبادله کردن
exchanges
مرکز مبادله
changed
تعویض مبادله
changes
تعویض مبادله
changing
تعویض مبادله
swap
مبادله کردن
swapped
مبادله کردن
interchange
با هم مبادله کردن
interchanged
مبادله کردن
interchanged
مبادله کالا
exchanging
مبادله پول
traffic
مبادله کالا
trafficked
مبادله کالا
trafficking
مبادله کالا
traffics
مبادله کالا
exchange
مبادله پول
exchange rate
نرخ مبادله
exchange
مبادله کردن
interchanging
با هم مبادله کردن
exchange rates
نرخ مبادله
interchangeable
قابل مبادله
interchanges
مبادله کالا
interchanges
با هم مبادله کردن
interchanging
مبادله کردن
interchanging
مبادله کالا
interchanged
با هم مبادله کردن
interchanges
مبادله کردن
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
lay to
مبادله ضربات کردن
exchange
مبادله کردن تعویض
exchanges
معاوضه و مبادله پول
exchanging
معاوضه و مبادله پول
exchangee
چیز مبادله شده
exchanging
صرافی مبادله کردن
changed
پول خرد مبادله
exchange
صرافی مبادله کردن
inside pass
مبادله چوب در امدادی
exchanging
مبادله کردن تعویض
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
exchanged
صرافی مبادله کردن
exchanged
مبادله کردن تعویض
to spar at each other
مبادله کلام کردن
exchanged
معاوضه و مبادله پول
exchanges
مبادله کردن تعویض
swap out
مبادله کردن به خارج
swap in
مبادله کردن به داخل
exchanges
صرافی مبادله کردن
exchange
معاوضه و مبادله پول
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
changing
پول خرد مبادله
cartels
مبادله اسیران جنگی
data interchange format file
فایل با فرمت مبادله
bartering
تهاتر مبادله کالاباکالا
trade
مزاحمت مبادله کالا
changes
پول خرد مبادله
cartel
مبادله اسیران جنگی
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
automatic data handling
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
traded
مزاحمت مبادله کالا
exchange rate
نرخ مبادله ارز
barter
تهاتر مبادله کالاباکالا
change
پول خرد مبادله
exchange rates
نرخ مبادله ارز
takeover
مبادله چوب امدادی
takeovers
مبادله چوب امدادی
bartered
تهاتر مبادله کالاباکالا
barters
تهاتر مبادله کالاباکالا
automatic digital network
شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
cartels
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
sprint pass
مبادله نامرئی چوب امدادی
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
redemption
مبادله اوراق بهادار با پول
cartel
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
dif
فایل قالب مبادله داده ها
fixed exchange rate
نرخ مبادله ثابت ارز
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
commmute
تغییر دادن مبادله کردن
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
boot
اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
parlementaire
کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
consular convention
عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying
توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers
رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocols
ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol
ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
traded
داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
trade
داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com