English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (4 milliseconds)
English Persian
rheumaticky مبتلا بهرماتیسم
Other Matches
cataleptic مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
given مبتلا
stricken مبتلا
afflicts مبتلا کردن
afflicting مبتلا کردن
afflict مبتلا کردن
amnesiac مبتلا به فراموشی
amnesic مبتلا به فراموشی
bronchitic مبتلا به برنشیت
meningitic مبتلا به مننژیت
glandered مبتلا به مشمشه
unhinged مبتلا بهبیماریذهنیوروحی
constipated مبتلا بهیبوست
colicky مبتلا بهقولنج
allergic مبتلا به آلرژی
varicose مبتلا به واریس
tuberculate مبتلا بمرض سل
hemophilic مبتلا به هموفیلی
infects مبتلا و دچارکردن
mangey مبتلا به جرب
mangey مبتلا به گری
mangy مبتلا به جرب
mangy مبتلا به گری
lepers مبتلا به جذام
gangrenous مبتلا به قانقاریا
giddy مبتلا به دوار سر
leper مبتلا به جذام
infecting مبتلا و دچارکردن
infect مبتلا و دچارکردن
bleeder مبتلا به خون روش
septicaemic مبتلا بگند خونی
stenosed مبتلا به تنگی نفس
liverish مبتلا به مرض جگر
bleeders مبتلا به خون روش
anorexic مبتلا به بی اشتهایی عصبی
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
psychopaths مبتلا بامراض روانی
psychopath مبتلا بامراض روانی
pleuritic مبتلا به ذات الجنب
plaguer مبتلا به طاعون کننده
leukotic مبتلا به مرض لوسمی
arthritic مبتلا به اماس مفصل
greensick مبتلا به یرقان سفید
spastic مبتلا به فلج تشنجی
greensick مبتلا به یرقان ابیض
schizophrenic مبتلا بجنون جوانی
rheumatic ادم مبتلا بدردمفاصل
spastics مبتلا به فلج تشنجی
schizophrenics مبتلا بجنون جوانی
gapy مبتلا به دهن دره
cachectic مبتلا بسوء هاضمه وضعف
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
blue baby طفلی مبتلا به یرقان ازرق
carsick مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
psychoneurotic مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
diabetic مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
hyperope مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
diabetics مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
seasick مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگی مزاج در اثر پرواز
agoraphobic شخصی که مبتلا به بیماری ترس از جاهای شلوغ است
spastical تشنجی مبتلا به فلج تشنجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com