English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
plaguer مبتلا به طاعون کننده
Other Matches
cataleptic مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
pests طاعون
pest طاعون
bubonic plague طاعون
lues طاعون
plaguesome طاعون اور
pestology طاعون شناسی
pesticides عامل ضد طاعون
pesticide عامل ضد طاعون
pestiferous طاعون اور
pestilent طاعون اور
pestilence بیماری طاعون
plaguy طاعون وار
pestiferous طاعون زده
cattle plague طاعون گاو
black death طاعون یا وبا
plaguey طاعون وار
cattle pest طاعون گاو
plagued سرایت مرض طاعون
plaguing دچار طاعون کردن
plagues سرایت مرض طاعون
plague سرایت مرض طاعون
plagues دچار طاعون کردن
plaguing سرایت مرض طاعون
pestilential وابسته به طاعون یا افت
plague دچار طاعون کردن
plagued دچار طاعون کردن
luse طاعون نا خوشی واگیره دار
yellow fever طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
yellow jack [colloquial] [yellow fever] طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
black vomit طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
stricken مبتلا
given مبتلا
leper مبتلا به جذام
infecting مبتلا و دچارکردن
giddy مبتلا به دوار سر
infect مبتلا و دچارکردن
rheumaticky مبتلا بهرماتیسم
allergic مبتلا به آلرژی
constipated مبتلا بهیبوست
colicky مبتلا بهقولنج
glandered مبتلا به مشمشه
meningitic مبتلا به مننژیت
unhinged مبتلا بهبیماریذهنیوروحی
varicose مبتلا به واریس
infects مبتلا و دچارکردن
afflict مبتلا کردن
afflicting مبتلا کردن
afflicts مبتلا کردن
gangrenous مبتلا به قانقاریا
lepers مبتلا به جذام
amnesic مبتلا به فراموشی
tuberculate مبتلا بمرض سل
mangy مبتلا به گری
bronchitic مبتلا به برنشیت
mangy مبتلا به جرب
mangey مبتلا به گری
mangey مبتلا به جرب
amnesiac مبتلا به فراموشی
hemophilic مبتلا به هموفیلی
stenosed مبتلا به تنگی نفس
greensick مبتلا به یرقان سفید
gapy مبتلا به دهن دره
septicaemic مبتلا بگند خونی
spastic مبتلا به فلج تشنجی
spastics مبتلا به فلج تشنجی
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
arthritic مبتلا به اماس مفصل
rheumatic ادم مبتلا بدردمفاصل
schizophrenics مبتلا بجنون جوانی
liverish مبتلا به مرض جگر
greensick مبتلا به یرقان ابیض
psychopaths مبتلا بامراض روانی
schizophrenic مبتلا بجنون جوانی
bleeder مبتلا به خون روش
bleeders مبتلا به خون روش
pleuritic مبتلا به ذات الجنب
psychopath مبتلا بامراض روانی
anorexic مبتلا به بی اشتهایی عصبی
leukotic مبتلا به مرض لوسمی
cachectic مبتلا بسوء هاضمه وضعف
blue baby طفلی مبتلا به یرقان ازرق
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
psychoneurotic مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
hyperope مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
diabetic مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
carsick مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
diabetics مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
seasick مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
agoraphobic شخصی که مبتلا به بیماری ترس از جاهای شلوغ است
airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگی مزاج در اثر پرواز
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
spastical تشنجی مبتلا به فلج تشنجی
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com