English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (5 milliseconds)
English Persian
offspring مبدا منشا
Search result with all words
origin منشا مبدا
origins منشا مبدا
Other Matches
radix منشا
of از منشا
the origin of evil منشا فساد
primordium ابتداء منشا
arabian معماری با منشا اسلامی
datum مبدا
proveance مبدا
provenience مبدا
refrence مبدا
of از مبدا
origin مبدا
origins مبدا
eras مبدا
era مبدا
time base مبدا زمانی
epoch مبدا تاریخ
epochs مبدا تاریخ
source file فایل مبدا
home record رکورد مبدا
proximal نزدیک مبدا
certificate of origin گواهی مبدا
port مامن مبدا مسافرت
the christian era مبدا تاریخ میلادی
prime meridian دایره نیمروز مبدا
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
cerebellar peduncles فخذین مبدا نخاع
cerebral peduncles ساعدین مبدا نخاع
it is of doubtful proveance مبدا ان مشکوک است
machine address محل یک شی در رابط ه با مبدا
polygenetic دارای چندین مبدا
polygeny تعد د مبدا بشر
prime meridian نصف النهار مبدا
offset مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting مبدا نقطه شروع مسابقه
basing point نقطه مبدا برای قیمت
polar سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
free docks نوعی قرارداد که در ان کالا را دربندر مبدا به بندرگاه تحویل می دهند
messages انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
message انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
reference آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
switching بهنگام سازی ثابت اطلاعات بین تغییر مبدا و مقصد در شبکه
references آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
vectors سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vector سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
semicompiled برنامه تبدیل شده از برنامه کد اصلی که حاوی توابع کتابخانهای و... نیست که در کد مبدا استفاده می شوند
propagation delay 1-زمان لازم برای فاهر شدن خروجی در دروازه منط قی پس از اعمال ورودی . 2-زمانی که بیت داده روی شبکه از مبدا به مقصد می رود
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
ABC پایه کار مبدا کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com