English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (6 milliseconds)
English Persian
usurious مبنی بررباخواری
Other Matches
nonary مبنی بر عد د نه
reposing upon مبنی بر
denoting مبنی بر
based on مبنی بر
bassedon or basedupon مبنی بر
based مبنی
expressive of مبنی بر
castigatory مبنی برتنبیه
octonal مبنی برهشت
octonary مبنی برهشت
abstentious مبنی برپرهیزکاری
licentious مبنی بر هرزگی
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
paraphrastic مبنی برتفسیر
prophetic مبنی بر پیشگویی
geomantic مبنی بر رمل
monometallic مبنی بر یک فلز
euphuistic مبنی برتصنع
impostrous مبنی بر شیادی
equivocatory مبنی برایهام
empiric مبنی بر تجربه
inversive مبنی بر قلب
dualistic مبنی برخداشناس
deprecative مبنی بربیمیلی
irreverential مبنی بر بی حرمتی
matricidal مبنی بر مادرکشی
mediatorial مبنی بر میانجیگری
condolatory مبنی برهمدردی
misogynic مبنی بربیزاری از زن
polytheeistic مبنی بر شرک
polytheistic مبنی بر شرک
egotistic مبنی بر خودپسندی
sophistic مبنی بر مغالطه
selectively مبنی بر انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
fratricidal مبنی بربرادرکشی
suppositional مبنی بر فرض
theorematic مبنی بر قاعده
heretical مبنی برفساد
to the effect that مبنی براینکه
purposive مبنی برمنظور
revocatory مبنی بر فسخ
visitorial مبنی بر سرکشی
causal مبنی بر سبب
observational مبنی بر مشاهده
investigative مبنی بر رسیدگی
illusional مبنی باشتباه بینائی
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
soritical مبنی برقیام مسلسل
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
scepsis فلسفه مبنی برتردید
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
phonologic مبنی بر صدا شناسی
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
papistic مبنی برپاپ پرستی
rationalistic مبنی براصالت عقل
orthoepic مبنی بر درست خوانی
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
well intentioned مبنی بر نیت خوب
rose coloured مبنی برخوش بینی
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
negatory مبنی بر نفی یا انکار
insinuative مبنی بر خود شیرینی
historic معروف مبنی بر تاریخ
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
individualistic مبنی بر استقلال تکی
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
cavilling مبنی برخرده گیری
documentary مبنی بر مدرک یا سند
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
compatriotic مبنی برهم میهنی
documental مبنی برمدرک یاسند
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
renunciatory مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
revisional مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
traditinal مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
deistical مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
empircism روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
prefectorial مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
plebiscitary وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
deistic مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
communalistic مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
augural تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
prefectoral مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
autonomy خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com