English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
Other Matches
documental مبنی برمدرک یاسند
documentary مبنی بر مدرک یا سند
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
nonary مبنی بر عد د نه
denoting مبنی بر
based on مبنی بر
bassedon or basedupon مبنی بر
based مبنی
expressive of مبنی بر
reposing upon مبنی بر
percipient مدرک
attestation مدرک
vouchers مدرک
certificate [official document] مدرک
voucher مدرک
proofs مدرک
naked بی مدرک
perceptive مدرک
muniment مدرک
written evidence مدرک
proof مدرک
adminicle مدرک
evidence مدرک
evidence مدرک
grade مدرک
documented مدرک
document مدرک
clues مدرک
clue مدرک
leads مدرک
lead مدرک
deeds مدرک
deed مدرک
mark مدرک
reference [testimonial] مدرک
report مدرک
documenting مدرک
licentious مبنی بر هرزگی
monometallic مبنی بر یک فلز
visitorial مبنی بر سرکشی
octonal مبنی برهشت
castigatory مبنی برتنبیه
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
abstentious مبنی برپرهیزکاری
misogynic مبنی بربیزاری از زن
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
to the effect that مبنی براینکه
impostrous مبنی بر شیادی
geomantic مبنی بر رمل
fratricidal مبنی بربرادرکشی
revocatory مبنی بر فسخ
euphuistic مبنی برتصنع
equivocatory مبنی برایهام
inversive مبنی بر قلب
irreverential مبنی بر بی حرمتی
dualistic مبنی برخداشناس
sophistic مبنی بر مغالطه
deprecative مبنی بربیمیلی
suppositional مبنی بر فرض
theorematic مبنی بر قاعده
condolatory مبنی برهمدردی
matricidal مبنی بر مادرکشی
mediatorial مبنی بر میانجیگری
usurious مبنی بررباخواری
prophetic مبنی بر پیشگویی
egotistic مبنی بر خودپسندی
paraphrastic مبنی برتفسیر
causal مبنی بر سبب
observational مبنی بر مشاهده
selectively مبنی بر انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
purposive مبنی برمنظور
polytheeistic مبنی بر شرک
octonary مبنی برهشت
heretical مبنی برفساد
investigative مبنی بر رسیدگی
empiric مبنی بر تجربه
polytheistic مبنی بر شرک
logical record مدرک منطقی
lost document مدرک گم شده
endnote پایان مدرک
master document مدرک اصلی
physical record مدرک مادی
conclusive evidence مدرک قاطع
record سابقه مدرک
record length درازای مدرک
document format قالب مدرک
document format فرمت مدرک
document processing پردازش مدرک
label record مدرک برچسب
evidence of the corpus مدرک جرم
end of record انتهای مدرک
authentic document مدرک اصلی
witness شاهد مدرک
witnessed شاهد مدرک
bachelor's degree مدرک لیسانس
proof نشانه مدرک
proofs نشانه مدرک
witnessing شاهد مدرک
writing مدرک [سند ]
testimonies تصدیق مدرک
witnesses شاهد مدرک
record format قالب مدرک
testimony تصدیق مدرک
certificate of capacity مدرک شایستگی
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
phonologic مبنی بر صدا شناسی
insinuative مبنی بر خود شیرینی
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
rose coloured مبنی برخوش بینی
papistic مبنی برپاپ پرستی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
negatory مبنی بر نفی یا انکار
rationalistic مبنی براصالت عقل
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
illusional مبنی باشتباه بینائی
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
well intentioned مبنی بر نیت خوب
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
individualistic مبنی بر استقلال تکی
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
cavilling مبنی برخرده گیری
scepsis فلسفه مبنی برتردید
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
historic معروف مبنی بر تاریخ
soritical مبنی برقیام مسلسل
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
compatriotic مبنی برهم میهنی
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
probational ارائه مدرک ودلیل
variable length record مدرک با طول متغیر
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
record layout طرح بندی مدرک
trailer record مدرک پشت بند
to produce testimony مدرک ارائه دادن
referring to a document استناد به مدرک خاصی
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
secondhand evidence مدرک دست دوم
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
announce اشکارکردن مدرک دادن
announced اشکارکردن مدرک دادن
announces اشکارکردن مدرک دادن
announcing اشکارکردن مدرک دادن
fixed length record مدرک با درازای ثابت
documentation مدرک یا مدارک اسناد
document base font فونت پایه مدرک
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
record مدرک کتبی سابقه
record مدرک ثبت کردن
documented متکی به مدرک کردن
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
document متکی به مدرک کردن
probation ارائه مدرک ودلیل
documenting متکی به مدرک کردن
voucher مدرک تضمین کننده
vouchers مدرک تضمین کننده
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com