English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (2 milliseconds)
English Persian
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
Other Matches
bigamy تعدد ازواج
pluralists معتقد به تعدد تعدد حزبی
pluralist معتقد به تعدد تعدد حزبی
polyandry نعدد ازواج
pluralities تعدد
plurality تعدد
numerousness تعدد
pluralism تعدد
multiplicity تعدد
mormon marriage تعدد زوجات
polygyny تعدد زوجات
polygenesis تعدد مبادی
bigamy تعدد زوجات
plurality of crimes تعدد جرائم
polygamy تعدد زوجات
pluralism حالت تعدد تعددحزبی
polysemous دارای تعدد معانی
polygamize تعدد زوجات کردن
pluralities حالت تعدد تعددحزبی
plurality حالت تعدد تعددحزبی
pluralist وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
polygamy تعدد زوجات چند زن گیری
pluralists وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
polyandry اختیار چندشوهر توسط زن دران واحد تعدد ازدواج
based on مبنی بر
expressive of مبنی بر
reposing upon مبنی بر
denoting مبنی بر
bassedon or basedupon مبنی بر
based مبنی
nonary مبنی بر عد د نه
impostrous مبنی بر شیادی
geomantic مبنی بر رمل
fratricidal مبنی بربرادرکشی
matricidal مبنی بر مادرکشی
inversive مبنی بر قلب
euphuistic مبنی برتصنع
equivocatory مبنی برایهام
empiric مبنی بر تجربه
dualistic مبنی برخداشناس
deprecative مبنی بربیمیلی
condolatory مبنی برهمدردی
castigatory مبنی برتنبیه
irreverential مبنی بر بی حرمتی
misogynic مبنی بربیزاری از زن
revocatory مبنی بر فسخ
sophistic مبنی بر مغالطه
suppositional مبنی بر فرض
theorematic مبنی بر قاعده
polytheistic مبنی بر شرک
paraphrastic مبنی برتفسیر
octonary مبنی برهشت
octonal مبنی برهشت
polytheeistic مبنی بر شرک
to the effect that مبنی براینکه
usurious مبنی بررباخواری
visitorial مبنی بر سرکشی
monometallic مبنی بر یک فلز
purposive مبنی برمنظور
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
heretical مبنی برفساد
egotistic مبنی بر خودپسندی
causal مبنی بر سبب
licentious مبنی بر هرزگی
selectively مبنی بر انتخاب
observational مبنی بر مشاهده
prophetic مبنی بر پیشگویی
selective مبنی بر انتخاب
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
abstentious مبنی برپرهیزکاری
investigative مبنی بر رسیدگی
mediatorial مبنی بر میانجیگری
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
rationalistic مبنی براصالت عقل
documentary مبنی بر مدرک یا سند
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
individualistic مبنی بر استقلال تکی
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
phonologic مبنی بر صدا شناسی
cavilling مبنی برخرده گیری
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
papistic مبنی برپاپ پرستی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
negatory مبنی بر نفی یا انکار
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
insinuative مبنی بر خود شیرینی
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
well intentioned مبنی بر نیت خوب
documental مبنی برمدرک یاسند
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
soritical مبنی برقیام مسلسل
compatriotic مبنی برهم میهنی
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
scepsis فلسفه مبنی برتردید
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
illusional مبنی باشتباه بینائی
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
historic معروف مبنی بر تاریخ
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
rose coloured مبنی برخوش بینی
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
renunciatory مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
deistical مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
empircism روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
plebiscitary وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
augural تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
communalistic مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
traditinal مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
deistic مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
prefectorial مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
revisional مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
split personality تعدد شخصیت شخصیت دو نیم
prefectoral مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
autonomy خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com