English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
documentary مبنی بر مدرک یا سند
Search result with all words
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
Other Matches
bassedon or basedupon مبنی بر
expressive of مبنی بر
denoting مبنی بر
nonary مبنی بر عد د نه
based مبنی
reposing upon مبنی بر
based on مبنی بر
evidence مدرک
proofs مدرک
voucher مدرک
certificate [official document] مدرک
vouchers مدرک
attestation مدرک
naked بی مدرک
perceptive مدرک
muniment مدرک
written evidence مدرک
adminicle مدرک
proof مدرک
evidence مدرک
grade مدرک
documented مدرک
document مدرک
clues مدرک
clue مدرک
leads مدرک
lead مدرک
deeds مدرک
deed مدرک
mark مدرک
reference [testimonial] مدرک
percipient مدرک
report مدرک
documenting مدرک
abstentious مبنی برپرهیزکاری
licentious مبنی بر هرزگی
visitorial مبنی بر سرکشی
octonal مبنی برهشت
castigatory مبنی برتنبیه
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
misogynic مبنی بربیزاری از زن
usurious مبنی بررباخواری
fratricidal مبنی بربرادرکشی
impostrous مبنی بر شیادی
revocatory مبنی بر فسخ
euphuistic مبنی برتصنع
equivocatory مبنی برایهام
inversive مبنی بر قلب
irreverential مبنی بر بی حرمتی
dualistic مبنی برخداشناس
monometallic مبنی بر یک فلز
sophistic مبنی بر مغالطه
deprecative مبنی بربیمیلی
suppositional مبنی بر فرض
theorematic مبنی بر قاعده
condolatory مبنی برهمدردی
matricidal مبنی بر مادرکشی
mediatorial مبنی بر میانجیگری
to the effect that مبنی براینکه
geomantic مبنی بر رمل
prophetic مبنی بر پیشگویی
polytheistic مبنی بر شرک
observational مبنی بر مشاهده
causal مبنی بر سبب
paraphrastic مبنی برتفسیر
purposive مبنی برمنظور
heretical مبنی برفساد
empiric مبنی بر تجربه
polytheeistic مبنی بر شرک
selectively مبنی بر انتخاب
investigative مبنی بر رسیدگی
octonary مبنی برهشت
selective مبنی بر انتخاب
egotistic مبنی بر خودپسندی
master document مدرک اصلی
logical record مدرک منطقی
conclusive evidence مدرک قاطع
lost document مدرک گم شده
record format قالب مدرک
document format قالب مدرک
record length درازای مدرک
record سابقه مدرک
label record مدرک برچسب
evidence of the corpus مدرک جرم
endnote پایان مدرک
end of record انتهای مدرک
document processing پردازش مدرک
document format فرمت مدرک
physical record مدرک مادی
proofs نشانه مدرک
proof نشانه مدرک
witnessing شاهد مدرک
witnessed شاهد مدرک
bachelor's degree مدرک لیسانس
witness شاهد مدرک
authentic document مدرک اصلی
writing مدرک [سند ]
certificate of capacity مدرک شایستگی
witnesses شاهد مدرک
testimony تصدیق مدرک
testimonies تصدیق مدرک
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
phonologic مبنی بر صدا شناسی
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
rose coloured مبنی برخوش بینی
papistic مبنی برپاپ پرستی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
negatory مبنی بر نفی یا انکار
rationalistic مبنی براصالت عقل
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
insinuative مبنی بر خود شیرینی
illusional مبنی باشتباه بینائی
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
well intentioned مبنی بر نیت خوب
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
individualistic مبنی بر استقلال تکی
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
cavilling مبنی برخرده گیری
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
scepsis فلسفه مبنی برتردید
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
documental مبنی برمدرک یاسند
historic معروف مبنی بر تاریخ
soritical مبنی برقیام مسلسل
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
compatriotic مبنی برهم میهنی
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
probational ارائه مدرک ودلیل
variable length record مدرک با طول متغیر
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
record layout طرح بندی مدرک
trailer record مدرک پشت بند
to produce testimony مدرک ارائه دادن
referring to a document استناد به مدرک خاصی
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
secondhand evidence مدرک دست دوم
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
announce اشکارکردن مدرک دادن
announced اشکارکردن مدرک دادن
announces اشکارکردن مدرک دادن
announcing اشکارکردن مدرک دادن
fixed length record مدرک با درازای ثابت
documentation مدرک یا مدارک اسناد
document base font فونت پایه مدرک
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
record مدرک کتبی سابقه
record مدرک ثبت کردن
documented متکی به مدرک کردن
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
document متکی به مدرک کردن
probation ارائه مدرک ودلیل
documenting متکی به مدرک کردن
voucher مدرک تضمین کننده
vouchers مدرک تضمین کننده
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciatory مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
prefectorial مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com