Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
pyrotechnist
متخصص اتش بازی
Search result with all words
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
Other Matches
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
experts
متخصص
stylists
متخصص مد
au fait
متخصص
expert
متخصص
adhoc
متخصص
stylist
متخصص مد
geriatrist
متخصص
osteopathist
متخصص
rhinologist
متخصص
specialists
متخصص
specialist
متخصص
geriatrician
متخصص
skilled
متخصص
theologian
متخصص الهیات
financiers
متخصص مالی
technician
متخصص فنی
media specialist
متخصص رسانه ها
skilled workers
کارگران متخصص
technicians
متخصص تکنیسین
skilled
متخصص تخصصی
financier
متخصص مالی
technicians
متخصص فنی
technician
متخصص تکنیسین
theologians
متخصص الهیات
specialist engineering
مهندس متخصص
proficient
حاذق متخصص
electrician
متخصص برق
electricians
متخصص برق
ophlhalmologist
متخصص چشم
actuary
متخصص بیمه
actuaries
متخصص بیمه
outrebound
متخصص ریباند
skilled witness
شاهد متخصص
toxicologist
متخصص زهرشناسی
economist
متخصص اقتصاد
economists
متخصص اقتصاد
pomologist
متخصص میوه
an expert accountant
حسابدار متخصص
expert
متخصص کارشناس
computer professional
متخصص کامپیوتر
computer specialist
متخصص کامپیوتر
experts
متخصص کارشناس
climatologist
متخصص اب وهوا
ceramist
متخصص سفالگری
artillerist
متخصص توپخانه
gas man
متخصص گاز
cambist
متخصص ارز
ceramicist
متخصص سفالگری
journeyman
کارگر متخصص
journeymen
کارگر متخصص
geophysicist
متخصص ژئوفیزیک
geophysicists
متخصص ژئوفیزیک
aurist
متخصص گوش
cost accountant
متخصص ارزیابی
clinician
متخصص بالینی
theolog
متخصص الهیات
hygienist
متخصص بهداشت
hydropathist
متخصص اب درمانی
hydrologist
متخصص اب شناسی
e. advice
نظر متخصص
anaesthetist
متخصص بیهوشی
clinicians
متخصص بالینی
algebraist
متخصص جبرومقابله
neurologist
متخصص اعصاب
financial e.
متخصص مالی
hygeist
متخصص بهداشت
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
political economist
متخصص علم ثروت
statistician
امارگر متخصص فن احصائیه
statisticians
امارگر متخصص فن احصائیه
competent
فنی متخصص کاردان
psychopathist
متخصص ناخوشیهای دماغی
educationist
متخصص اموزش و پرورش
therapeutist
متخصص درمان شناسی
linguists
متخصص زبان شناسی
tp perfect oneself in an art
در فنی متخصص شدن
unskilled worker
کارگر غیر متخصص
obstetricians
پزشک متخصص زایمان
obstetricians
متخصص زایمان قابله
taxonomist
متخصص طبقه بندی
syphilologist
طبیب متخصص کوفت
educationists
متخصص اموزش و پرورش
obstetrician
پزشک متخصص زایمان
obstetrician
متخصص زایمان قابله
grammarian
متخصص دستور زبان
scientific manpower
نیروی انسانی متخصص
grammarians
متخصص دستور زبان
linguist
متخصص زبان شناسی
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
criminologist
متخصص جرم شناسی
horticulturist
متخصص عمل باغبانی
gerontologist
متخصص امراض پیری
major
مهاد متخصص شدن
majored
مهاد متخصص شدن
majoring
مهاد متخصص شدن
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
geodesist
متخصص علم مساحی
metallurgists
متخصص ذوب اهن
gastronomist
متخصص غذای لذیذ
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
botanists
متخصص گیاه شناسی
botanist
متخصص گیاه شناسی
etymologer
متخصص علم اشتقاق
ideologist
متخصص علم تصور
histologist
متخصص بافت شناسی
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
hellenist
متخصص فرهنگ یونان
hardware specialist
متخصص سخت افزار
acoustician
متخصص علم شنوایی
internist
متخصص داروهای درونی
anatomist
متخصص علم تشریح
gynecologist
متخصص بیماریهای زنان
astrophysicist
متخصص فیزیک نجومی
etymologist
متخصص علم صرف
jurists
متخصص حقوق خصوصی
jurist
متخصص حقوق خصوصی
data entry specialist
متخصص داده دهی
notionalist
متخصص علوم نظری
dermatologist
متخصص امراض پوست
beauticians
متخصص ارایش وزیبایی
beautician
متخصص ارایش وزیبایی
otologist
متخصص امراض گوش
pediatrician
پزشک متخصص اطفال
diagnostician
متخصص تشخیص مرض
exodontist
متخصص دندان کشی
pisciculturist
متخصص ماهی پروری
data base specialist
متخصص پایگاه داده
cutman
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
metallurgist
متخصص ذوب اهن
gynaecologist
متخصص امراض زنانه
neuropathist
متخصص ناخوشیهای عصبانی
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
cosmetologist
متخصص ارایش وزیبایی
municipalist
متخصص درامور شهرداری
gastroenterologist
متخصص بیماریهای معده وروده
exegetist
متخصص تفسیرو شرح متون
americanist
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
an economist of time
متخصص در صرفه جویی وقت
anesthetist
پزشک متخصص بیهوشی و بی حسی
bacteriologist
متخصص شناسایی انواع باکتریها
gynecologist
متخصص علم ناخوشیهای زنانه
aviation ordnance , man
متخصص جنگ افزار هواپیما
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
decorators
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
demographer
متخصص امار گیری مردم
decorator
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
apocalyptist
متخصص درتفسیر مکاشفات یوحنا
anglicist
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
chiropodist
متخصص درمان وحفافت پاها
technicians
شخص متخصص در امور صفتی
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
lay
: غیر متخصص ناویژه کار
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
rebounder
متخصص در گرفتن توپهای حلقه
telecommunications specialist
متخصص ارتباطات راه دور
lays
: غیر متخصص ناویژه کار
technician
شخص متخصص در امور صفتی
metallurgist
متخصص قال کردن فلزات
juicer
متخصص نور در تلویزیون وتاتر
special pleader
متخصص تهیه لوایح دفاعی
hydraulician
متخصص علم استفاده از فشاراب
airmanship
متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
torpedoman's mate
درجه دار متخصص اژدر
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
phonographer
متخصص تندنویسی ازروی صدا
tacticians
با تدبیر متخصص فنون جنگی
image interpreter
متخصص خواندن عکس هوایی
tactician
با تدبیر متخصص فنون جنگی
metallurgists
متخصص قال کردن فلزات
bureaus
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
bureau
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
qualified person
شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
specializing
ویژه کاری کردن متخصص شدن
mythologer
متخصص علم الاساطیر افسانه شناس
strategists
متخصص فن لشکر کشی وتدابیر جنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com