Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
theologue
متخصص الهیات دانشمند علم دین
Other Matches
theologian
متخصص الهیات
theologians
متخصص الهیات
theolog
متخصص الهیات
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
divinity
الهیات
theology
الهیات
divinities
الهیات
physico theology
الهیات طبیعی
theologically
از لحاظ الهیات
dogmatics
علم الهیات نظری
theology
علم دین الهیات
scholastic theology
الهیات قرنهای میانه
theologize
درعلم الهیات بحث کردن
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
oracle
دانشمند
savant
دانشمند
pundits
دانشمند
litterateur
دانشمند
pundit
دانشمند
oracles
دانشمند
sapient
دانشمند
mage
دانشمند
learnted
دانشمند
learned
دانشمند
sciential
دانشمند
scientists
دانشمند
scientist
دانشمند
scholarly
دانشمند
pandits
دانشمند هندی
morphologist
دانشمند مورفولوژی
erudite
عالم دانشمند
pandit
دانشمند هندی
walking library
شخص دانشمند
literator
دانشمند نما
stratigrapher
دانشمند چینه شناس
prosodist
دانشمند عروض وبدیع
polyhistor
دانشمند بزرگ پایه
selenologist
دانشمند ماه شناس
polymath
دانشمند همه چیزدان
polymaths
دانشمند همه چیزدان
martyrologist
دانشمند تذکره شهدا
a highly esteemed scientist
یک دانشمند بسیار محترم
That is what I call a scientist . There is a scientist for you .
به این می گویند دانشمند
volcanologist
دانشمند اتشفشان شناس
latinist
دانشمند در زبان وفرهنگ لاتین
germanist
دانشمند فرهنگ و زبان المانی
metaphysician
دانشمند علوم ماوراء طبیعی
cosmologist
دانشمند ومحقق درعلم عالم وجود
He is the greatest scientist on earth.
بزرگترین دانشمند روی زمین است
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress .
ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
theolog
دانشمند علم دین طلبه علوم دینی
rocketeer
هدایت کننده پرتابه یا موشک دانشمند پرتابه شناس
mythologist or ger
دانشمند در تاریخ اساطیر اساطیر دان
classicist
دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classicists
دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
geriatrist
متخصص
geriatrician
متخصص
osteopathist
متخصص
adhoc
متخصص
skilled
متخصص
rhinologist
متخصص
au fait
متخصص
expert
متخصص
stylist
متخصص مد
stylists
متخصص مد
experts
متخصص
specialist
متخصص
specialists
متخصص
computer specialist
متخصص کامپیوتر
computer professional
متخصص کامپیوتر
cost accountant
متخصص ارزیابی
e. advice
نظر متخصص
financial e.
متخصص مالی
climatologist
متخصص اب وهوا
ceramist
متخصص سفالگری
ceramicist
متخصص سفالگری
clinician
متخصص بالینی
clinicians
متخصص بالینی
algebraist
متخصص جبرومقابله
an expert accountant
حسابدار متخصص
artillerist
متخصص توپخانه
aurist
متخصص گوش
cambist
متخصص ارز
gas man
متخصص گاز
media specialist
متخصص رسانه ها
neurologist
متخصص اعصاب
anaesthetist
متخصص بیهوشی
ophlhalmologist
متخصص چشم
outrebound
متخصص ریباند
pomologist
متخصص میوه
skilled witness
شاهد متخصص
specialist engineering
مهندس متخصص
hydrologist
متخصص اب شناسی
hydropathist
متخصص اب درمانی
hygeist
متخصص بهداشت
hygienist
متخصص بهداشت
skilled workers
کارگران متخصص
financiers
متخصص مالی
expert
متخصص کارشناس
geophysicist
متخصص ژئوفیزیک
journeymen
کارگر متخصص
economists
متخصص اقتصاد
toxicologist
متخصص زهرشناسی
geophysicists
متخصص ژئوفیزیک
electrician
متخصص برق
electricians
متخصص برق
journeyman
کارگر متخصص
economist
متخصص اقتصاد
actuaries
متخصص بیمه
actuary
متخصص بیمه
experts
متخصص کارشناس
technician
متخصص تکنیسین
financier
متخصص مالی
technicians
متخصص تکنیسین
technicians
متخصص فنی
proficient
حاذق متخصص
skilled
متخصص تخصصی
technician
متخصص فنی
ideologist
متخصص علم تصور
unskilled worker
کارگر غیر متخصص
tp perfect oneself in an art
در فنی متخصص شدن
obstetrician
متخصص زایمان قابله
beautician
متخصص ارایش وزیبایی
criminologist
متخصص جرم شناسی
horticulturist
متخصص عمل باغبانی
gynecologist
متخصص بیماریهای زنان
hardware specialist
متخصص سخت افزار
competent
فنی متخصص کاردان
statistician
امارگر متخصص فن احصائیه
beauticians
متخصص ارایش وزیبایی
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
statisticians
امارگر متخصص فن احصائیه
histologist
متخصص بافت شناسی
hellenist
متخصص فرهنگ یونان
internist
متخصص داروهای درونی
therapeutist
متخصص درمان شناسی
grammarians
متخصص دستور زبان
obstetricians
متخصص زایمان قابله
grammarian
متخصص دستور زبان
neuropathist
متخصص ناخوشیهای عصبانی
notionalist
متخصص علوم نظری
psychopathist
متخصص ناخوشیهای دماغی
otologist
متخصص امراض گوش
scientific manpower
نیروی انسانی متخصص
obstetricians
پزشک متخصص زایمان
municipalist
متخصص درامور شهرداری
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
pyrotechnist
متخصص اتش بازی
obstetrician
پزشک متخصص زایمان
taxonomist
متخصص طبقه بندی
syphilologist
طبیب متخصص کوفت
political economist
متخصص علم ثروت
pisciculturist
متخصص ماهی پروری
pediatrician
پزشک متخصص اطفال
anatomist
متخصص علم تشریح
cosmetologist
متخصص ارایش وزیبایی
major
مهاد متخصص شدن
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
metallurgist
متخصص ذوب اهن
cutman
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
data base specialist
متخصص پایگاه داده
data entry specialist
متخصص داده دهی
metallurgists
متخصص ذوب اهن
majored
مهاد متخصص شدن
majoring
مهاد متخصص شدن
astrophysicist
متخصص فیزیک نجومی
linguist
متخصص زبان شناسی
exodontist
متخصص دندان کشی
linguists
متخصص زبان شناسی
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
dermatologist
متخصص امراض پوست
acoustician
متخصص علم شنوایی
educationist
متخصص اموزش و پرورش
etymologer
متخصص علم اشتقاق
jurists
متخصص حقوق خصوصی
gastronomist
متخصص غذای لذیذ
botanist
متخصص گیاه شناسی
geodesist
متخصص علم مساحی
educationists
متخصص اموزش و پرورش
etymologist
متخصص علم صرف
gynaecologist
متخصص امراض زنانه
gerontologist
متخصص امراض پیری
botanists
متخصص گیاه شناسی
diagnostician
متخصص تشخیص مرض
jurist
متخصص حقوق خصوصی
rebounder
متخصص در گرفتن توپهای حلقه
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
decorator
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
decorators
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
lay
: غیر متخصص ناویژه کار
lays
: غیر متخصص ناویژه کار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com