English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
Other Matches
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
draftsman تهیه کننده لوایح قانونی
fireworker متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
strong point پایگاه دفاعی سنگر مستحکم دفاعی
exchange of pleadings تبادل لوایح
tactician متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
apologetic دفاعی
defensive دفاعی
vindicative دفاعی
backfield خط دفاعی
defensive line خط دفاعی
backcourt نیمه دفاعی
rejoinders پاسخ دفاعی
agger پشته ی دفاعی
defensive league اتحاد دفاعی
stack the defence ارایش دفاعی
rejoinder پاسخ دفاعی
covers بازی دفاعی
coverings بازی دفاعی
mixer نوعی خط دفاعی
cover بازی دفاعی
zones منطقه دفاعی
preventive war نبرد دفاعی
zone منطقه دفاعی
blue line خط دفاعی هاکی
defensive war جنگ دفاعی
defense position موضع دفاعی
defence mechanism مکانیزم دفاعی
defense mechanism مکانیسم دفاعی
defensively حالت دفاعی
defence mechanisms مکانیزم دفاعی
odd front خط دفاعی 4 نفره
defense base پایگاه دفاعی
five man line خط دفاعی 5 نفره
defensive fire اتش دفاعی
mixers نوعی خط دفاعی
defensive league اتحادیه دفاعی
defense information اطلاعات دفاعی
apologists نویسندهء رسالهء دفاعی
defensive wrestler کشتی گیر دفاعی
defensiveness حالت دفاعی داشتن
press تاکتیک دفاعی فشرده
rejoin پاسخ دفاعی دادن
apologist نویسندهء رسالهء دفاعی
pale حصار دفاعی دفاع
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
ante-mural [e] جان پناه دفاعی
presses تاکتیک دفاعی فشرده
guard حالت دفاعی شمشیرباز
guarding حالت دفاعی شمشیرباز
paler حصار دفاعی دفاع
guards حالت دفاعی شمشیرباز
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
palest حصار دفاعی دفاع
back judge داور در محوطه دفاعی
first defense gun جلوترین تیربار دفاعی
protective cover جان پناه دفاعی
rejoins پاسخ دفاعی دادن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
rejoining پاسخ دفاعی دادن
rejoined پاسخ دفاعی دادن
sandbags ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagging ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagged ایجاداستحکامات دفاعی کردن
decompensation فروپاشی مکانیسمهای دفاعی
sandbag ایجاداستحکامات دفاعی کردن
switch position موضع رابط دفاعی
switch position موضع دفاعی بینابین
rejoinders پاسخ دفاعی دادن
rejoinder پاسخ دفاعی دادن
defensive player شطرنج باز دفاعی
bump and go نوعی مانور دفاعی
bump and run نوعی مانور دفاعی
bangoe gei تکنیک دفاعی تکواندو
parried حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parry حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
corral دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
parrying حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
defensive منطقه دفاعی شامل دروازه
corrals دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
parries حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
corralling دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
corralled دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
prevent defence جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
integrated defense پدافند ازمناطق توام دفاعی
seams نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
seam نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
chevaux de fries [ترتیب دفاعی مانع های تیز]
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
formation برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
defenceman مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
peace dividend ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
declare پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declaring پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declares پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
defense emergency مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
plea in abatement دفاعی که باعث معلق ماندن یابه تعویق افتادن دعوی خواهان شود
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
specialist متخصص
stylists متخصص مد
adhoc متخصص
specialists متخصص
au fait متخصص
osteopathist متخصص
stylist متخصص مد
geriatrician متخصص
rhinologist متخصص
expert متخصص
skilled متخصص
experts متخصص
geriatrist متخصص
pomologist متخصص میوه
an expert accountant حسابدار متخصص
actuary متخصص بیمه
hydrologist متخصص اب شناسی
artillerist متخصص توپخانه
actuaries متخصص بیمه
hygienist متخصص بهداشت
hygeist متخصص بهداشت
expert متخصص کارشناس
hydropathist متخصص اب درمانی
aurist متخصص گوش
electricians متخصص برق
electrician متخصص برق
skilled workers کارگران متخصص
climatologist متخصص اب وهوا
theolog متخصص الهیات
computer professional متخصص کامپیوتر
skilled witness شاهد متخصص
computer specialist متخصص کامپیوتر
gas man متخصص گاز
cost accountant متخصص ارزیابی
financial e. متخصص مالی
e. advice نظر متخصص
ceramist متخصص سفالگری
ceramicist متخصص سفالگری
economists متخصص اقتصاد
economist متخصص اقتصاد
proficient حاذق متخصص
cambist متخصص ارز
specialist engineering مهندس متخصص
geophysicists متخصص ژئوفیزیک
anaesthetist متخصص بیهوشی
media specialist متخصص رسانه ها
toxicologist متخصص زهرشناسی
theologians متخصص الهیات
ophlhalmologist متخصص چشم
technician متخصص فنی
neurologist متخصص اعصاب
theologian متخصص الهیات
technician متخصص تکنیسین
technicians متخصص فنی
technicians متخصص تکنیسین
outrebound متخصص ریباند
geophysicist متخصص ژئوفیزیک
journeymen کارگر متخصص
journeyman کارگر متخصص
financiers متخصص مالی
skilled متخصص تخصصی
clinicians متخصص بالینی
clinician متخصص بالینی
experts متخصص کارشناس
financier متخصص مالی
algebraist متخصص جبرومقابله
etymologer متخصص علم اشتقاق
scientific manpower نیروی انسانی متخصص
acoustician متخصص علم شنوایی
data base specialist متخصص پایگاه داده
etymologist متخصص علم صرف
notionalist متخصص علوم نظری
branch qualified officer افسر متخصص رستهای
exodontist متخصص دندان کشی
diagnostician متخصص تشخیص مرض
dermatologist متخصص امراض پوست
neuropathist متخصص ناخوشیهای عصبانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com