English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (4 milliseconds)
English Persian
dependent متعلق
appurtenant متعلق
Other Matches
thereof متعلق به ان
thereof=of that متعلق به ان
anaclitic متعلق به
heraldic متعلق به منادی
bridal متعلق بعروس
arcadian متعلق به ارکاد
alary متعلق به بال
adamic متعلق به ادم
attached مربوط متعلق
chromic متعلق به کرومیوم
conventual متعلق بخانقاه
hypnic متعلق بخواب
our متعلق بما
hereof متعلق باین
my متعلق بمن
hempen متعلق به شاهدانه
subscriber's line خط متعلق به مشترک
therof متعلق بان
oversea متعلق بماوراء دریاها
acromial متعلق بنوک شانه
ci devant متعلق بدوره سابق
subscriber's loop حلقه متعلق به مشترک
government owned industries صنایع متعلق بدولت
archiepiscopal متعلق به اسقف بزرگ
eolithic متعلق به اغاز عصرسنگ
It belongs to him personally. متعلق بشخص اوست
then متعلق بان زمان
waterside متعلق به کناردریا ساحل
hostile متعلق به دشمن خصومت امیز
alar متعلق به پیوندگاه درخت یابرگ
epigraphic سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
epigraphical سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
accipitrine متعلق به مرغان شکاری بازمانند
non human غیر متعلق به نژاد انسان
non-human غیر متعلق به نژاد انسان
proprietary متعلق به ملاک وابسته به مالک
stablemate اسب مسابقه متعلق به یک گروه
domains اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
piscary ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
quicquid plantatur solo , solo cedit منضمات و نمائات زمین متعلق به ان است
domain اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
zoon هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
this house belong tome این خانه متعلق بمن است
transmarine واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
no man's land سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
privates متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
libraries مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
library مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
associated company شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
commonest متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
commoners متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
common متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
extra atmospheric متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
preatorian وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
chain stores فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain store فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
encipher تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
kame تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
neotropical متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
Medici Mamluk rug قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
pertain مربوط بودن متعلق بودن
individuals منحصر بفرد متعلق بفرد
your مربوط به شما متعلق به شما
pertained مربوط بودن متعلق بودن
pertains مربوط بودن متعلق بودن
appertain مربوط بودن متعلق بودن
individual منحصر بفرد متعلق بفرد
appertains مربوط بودن متعلق بودن
appertained مربوط بودن متعلق بودن
appertaining مربوط بودن متعلق بودن
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com