English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (9 milliseconds)
English Persian
undertake متعهد شدن عهده دار شدن
undertaken متعهد شدن عهده دار شدن
undertakes متعهد شدن عهده دار شدن
Search result with all words
undertake عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
undertaken عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
undertakes عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
Other Matches
on عهده
responsibilities عهده
undertaking عهده
responsibility عهده
sureties متعهد
obligor متعهد
warranter متعهد
warrantor متعهد
subscribers متعهد
underwriter متعهد
underwriters متعهد
surety متعهد
warranties متعهد
guaranty متعهد له
obligator متعهد
obligee متعهد له
promisee متعهد له
promiser متعهد
promisor متعهد
guarantors متعهد
guarantor متعهد
warrantee متعهد له
warranty متعهد
subscriber متعهد
committed [to] <adj.> متعهد [به]
take over به عهده گرفتن
afford از عهده برآمدن
copings از عهده برامدن
copes از عهده برامدن
coped از عهده برامدن
cope از عهده برامدن
responsible عهده دار
take out از عهده برامدن
affords از عهده برامدن
afforded از عهده برامدن
acquit از عهده برآمدن
to be incapable از عهده بر نیامدن
charges عهده دارکردن
charges عهده داری
charged عهده دار
incumbency عهده داری
charge عهده داری
charge عهده دارکردن
affording از عهده برامدن
undertaking به عهده گرفتن
entrusted عهده دار
professed متعهد مدعی
federates متعهد کرد
engages متعهد شدن
nonaligned غیر متعهد
federating متعهد کرد
guarantor کفیل متعهد
bailee ضامن و متعهد
pledges متعهد کردن
guarantors کفیل متعهد
stalwart <adj.> با وفا [متعهد]
federated متعهد کرد
federate متعهد کرد
pledge متعهد کردن
guarantees ضامن متعهد
pledged متعهد کردن
engages متعهد کردن
guaranteed ضامن متعهد
engage متعهد کردن
guarantee ضامن متعهد
plight متعهد شدن
plight متعهد کردن
pledging متعهد کردن
to bind متعهد ساختن
engage متعهد شدن
non-aligned غیر متعهد
draw کشیده شدن عهده
draws کشیده شدن عهده
assumes عهده دار شدن
assume عهده دار شدن
charge some one with به عهده کسی گذاشتن
drawn on کشیده شدن عهده
drawen on the national bank عهده بانک ملی
at owner's risks ریسک به عهده مالک
be up to به عهده کسی بودن
guarantees عهده دار شدن
I am not up to it . It is beyond my control. I cannot cope . از عهده من خارج است
stand عهده دارشدن موقعیت
guaranteed عهده دار شدن
sponsorship عهده گیری اعانت
guarantee عهده دار شدن
engages نامزدکردن متعهد کردن
engage نامزدکردن متعهد کردن
guarantee تکفل کردن متعهد له
nonalignment کشور غیر متعهد
guaranteed تکفل کردن متعهد له
release from the obligation ابراء ذمه متعهد
guarantees تکفل کردن متعهد له
bind متعهد وملزم ساختن
binds متعهد وملزم ساختن
duties on buyer's account حقوق گمرکی به عهده خریداراست
emprise تقریر عهده دار شدن
hold the fort <idiom> از عهده کاری شاق برآمدن
draw on عهده کسی برات کشیدن
carrier's risk خطرات به عهده حمل کننده
carrige forward کرایه به عهده گیرنده کالا
answer جواب دادن از عهده برامدن
answers جواب دادن از عهده برامدن
caveat subscriptor مسئولیت به عهده عضو میباشد
take the chair ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
answering جواب دادن از عهده برامدن
answered جواب دادن از عهده برامدن
pledges متعهد شدن التزام دادن
obliges متعهد شدن لطف کردن
obliged متعهد شدن لطف کردن
oblige متعهد شدن لطف کردن
pledging متعهد شدن التزام دادن
pledged متعهد شدن التزام دادن
pledge متعهد شدن التزام دادن
gage شرط بستن متعهد شدن
Can I pin you down to that? شما را به این متعهد بکنم؟
i undertake to pay that sum متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
see one's way clear to do something <idiom> احساس از عهده کاری برآمدن را داشتن
(in) charge of something <idiom> مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
carry the ball <idiom> قسمت مهم وسخت را به عهده داشتن
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
He wI'll give a good account of himself. خوب از عهده اینکار برخواهد آمد
To assume office . عهده دار مقامی ( سمتی ) شدن
acquitting از عهده برامدن انجام وفیفه کردن
the burden of proof rests with اثبات ادعا بر عهده مدعی است
the burden of proof rests of claimant بار اثبات بر عهده شاکی است
owner's risk خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
cashier's check چکی که بانک عهده خود بکشد
monopolylogue نمایشی که در ان یک تن عهده دارچند بخش است
acquits از عهده برامدن انجام وفیفه کردن
to bear any customs duties هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
to commit yourself to do something خود را به انجام امری متعهد نمودن
to engage yourself to do something خود را به انجام امری متعهد نمودن
to undertake to do something رسما متعهد به انجام کاری شدن
nonalignment روش سیاسی غیر متعهد بودن
to pin somebody down on something کسی را به چیزی متعهد و ملتزم کردن
bisque امتیاز تعادلی که زمان استفاده از ان به عهده بازیگراست
to bear all customs duties and taxes تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
I shall personally undertake tht you make a profit. من شخصا" به عهده می گیرم که شما سود ببرید
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
primary کانالی که ارسسال داده را بین دو وسیله بر عهده دارد
He undertook the primiership at the age of eighty. درهشتاد سالگی عهده دار سمت نخست وزیری شد
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
devices برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
at owner's risk معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
device برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
minuteman داوطلبانی که متعهد بودند بمحض احضار حاضر بخدمت نظام شوند
answering machines نرم افزار کاربردی روی یک کامپیوتر شخصی که مودمی را که در ارسال صوت را بر عهده دارد کنترل میکند
answering machine نرم افزار کاربردی روی یک کامپیوتر شخصی که مودمی را که در ارسال صوت را بر عهده دارد کنترل میکند
bond سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
undertaker کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertakers کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertaking کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
association for system management یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
lu LU و LU کنترل بخشها را به عهده دارند. LU ارتباط بین وسایل و LU را تامین میکند و پروتکل peer-to-peer است
asm Yystems for Associationیک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کندanagement
gurantee عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
dedicated کامپیوتری در شبکه که به چاپگر متصل است و وفیفه مدیریت کارهای چاپ و صنعت چاپ کاربران در شبکه را بر عهده دارد
close corporation شرکتی با صاحبان سهام محدود که معمولا" همین صاحبان سهام نیز مدیریت وسایر امور شرکت را بر عهده دارند
subscribe ابونه شدن متعهد شدن
subscribed ابونه شدن متعهد شدن
subscribes ابونه شدن متعهد شدن
subscribing ابونه شدن متعهد شدن
paging فرمولی که مدیریت حافظه حافظه به صفحات اختصاص میدهد. و نیز انتقال بین حافظه پشتیبان و حافظه اصلی به روش کار را بر عهده دارد
del credere agent نمایندهای که متعهد به وصول طلبها میباشد نمایندهای که وصول مطالبات راتقبل مینماید
paged address مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
trust تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusts تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com