English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
Other Matches
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
notations سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد
binary سیستم عددی پایه که فقط اعداد ۱و۰ را دارد
mast foot پایه چوبی یا فلزی که دکل بر روی آن قرار دارد.
most significant character رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
notation سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد
most significant digit رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
peripheral باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
IAM فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
chain دارد.
are there any remarks? دارد
he has worms دارد
there is a time for everything دارد
heavy fighting is in progress دارد
chains دارد.
hast او دارد
has دارد
he is ill with fever تب دارد
he has a rage for money دارد
walls have ears گوش دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
it depends [on] بستگی دارد [به]
it has sides سه پهلو دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
not a patch on چه دخلی دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
he is 0 years old او ده سال دارد
the probability is احتمال دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
he is fifty تمام دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
he has a maggot in his head وسواس دارد
our library is well stocked خوبی دارد
god is خداوجود دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
what matter? چه اهمیت دارد
what the odds چه اهمیت دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
figure on <idiom> بستگی دارد به
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
Windows GDI بیتی دارد
virus وجود دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
it is usual with him عادت دارد
viruses وجود دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
he has much merit خیلی قابلیت دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
biased آنچه اریب دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
significance معنای مخصوص دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it is of frequent خیلی مورد دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
length خط با طول جر حرف دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
rubrician کتاب نماز دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
in all like احتمال کلی دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
the switch is on برق جریان دارد
bass کسی که صدای بم دارد
basses کسی که صدای بم دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
likelihood احتمال کلی دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
back که یک باتری پشتیبان دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
delectus برای ترجمه دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
She is stuffy and conceited. دماغش باد دارد ( پر افاده )
profiteers فردیکه انتظار سودزیاد دارد
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
profiteer فردیکه انتظار سودزیاد دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
He must have a hand in it. حتما" دراینکار دست دارد
lunchroom رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
A big head has a big ache. <proverb> سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
My hair is growing. موهایم دارد بلند می شود
letter head کاغذیکه نشان چاپی دارد
She is too damned fussy خیلی ادا واطوار دارد
It is going from bad to worse . وضع دارد بد ترهم می شود
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
Our food supply is getting low. ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
It lookes like rain. هوا خیال باریدن دارد
The child is going to go to bed. بچه دارد می رود بخواب
mistress of cooking زنی که در اشپزی دست دارد
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
He has a glib(persuasive)tongue. زبان چرب ونرمی دارد
Has he gone nust ? Is he out of his mind ? مگر مغزش عیب دارد؟
Blood circulates in the body. خون در بدن جریان دارد
ex-directory شخصی که چنین شمارهای را دارد
He has a good permanent job. شغل ثابت خوبی دارد
landaulet n گردونه کوچکی که پوششی دارد
stentor شخصی که صدای بلندی دارد
sexagenarian کسی که از 06 تا96 سال دارد
corrupts داده یا برنامهای که خطا دارد
corrupting داده یا برنامهای که خطا دارد
corrupted داده یا برنامهای که خطا دارد
He takes ( heels) much interest in politics. به سیاست خیلی علاقه دارد
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
corrupt داده یا برنامهای که خطا دارد
She is beginning to lose her looks . قیافه اش را دارد از دست می دهد
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
the cow parts the hoofs گاو سمهای شکافته دارد
tea has an adour p to itself چای بوی ویژهای دارد
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
What a lovely tall figure she has . چه قد وبا لای قشنگه دارد
She has a warm heart. قلب گرم ومهربانی دارد
There is a mountain of difficulties . کوهی از مشکلات وجود دارد
He is a man with a kind heart. قلب مهربان ورئوفی دارد
the battle still rages جنگ هنوز شدت دارد
quarter binding جلدی که تنهاته ان چرم دارد
puntist راننده کرجی نام دارد
relevant آنچه ارتباط مهمی دارد
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
callers شخصی که تقاضای تماس دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com