Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English
Persian
misogynous
متنفر از زن زن گریز
Other Matches
abhorrer
متنفر
loath
متنفر
disgusted
متنفر
abhorrent
متنفر
averse
متنفر
allergic
متنفر
disgust
متنفر کردن
nauseates
متنفر ساختن
nauseated
متنفر ساختن
nauseate
متنفر ساختن
repulsive
متنفر کننده
disgusts
متنفر کردن
irksome
متنفر ازرده
evasion
گریز
escapes
گریز
escaped
گریز
escapement
گریز
scamper
گریز
get away
گریز
jink
گریز
escaping
گریز
scampered
گریز
loop hole
گریز
scampers
گریز
leg bail
گریز
elusion
گریز
subterfuge
گریز
subterfuges
گریز
allusions
گریز
allusion
گریز
abscondence
گریز
aposteophe
گریز
evasions
گریز
chevy
گریز
truancy
گریز
scuttling
گریز
scuttles
گریز
scuttled
گریز
scuttle
گریز
escape
گریز
metabasis
گریز
fly-by-night
شب گریز
side step
گریز
ineluctable
نا گریز
loop
گریز
misogynists
زن گریز
misogynist
زن گریز
leakages
گریز
scampering
گریز
desertion
گریز
leakage
گریز
lubricious
گریز پا
flight
گریز
digression
گریز
elopement
گریز
elopements
گریز
escapists
گریز گرای
centrifugal
گریز از مرکزی
escapists
گریز گرایانه
escaping
گریز فرار
centrifugal
گریز از مرکز
centrifugal
مرکز گریز
Luddite
پیشرفت گریز
apostrophize
گریز زدن
Luddites
پیشرفت گریز
escapist
گریز گرایانه
escapist
گریز گرای
escape convention
قرارداد گریز
escape velocity
سرعت گریز
prison breaker
زندان گریز
evasible
گریز زدنی
fugue reaction
واکنش گریز
parthian shaft or shot
جنگ و گریز
glycophyte
نمک گریز
ineludible
گریز ناپذیر
parthian shaft or shot
تیرهنگام گریز
loup
گریز خیززدن
escape code
رمز گریز
escape clause
شرط گریز
to give leg
گریز زدن
velocity of escape
سرعت گریز
to run off
گریز زدن
contrifuge
گریز از مرکز
corticofugal
قشر گریز
dodage
گریز با توپ
eludible
قابل گریز
to put by
گریز زدن
esc
کاراکتر گریز
escape character
کاراکتر گریز
escape charaoter
دخشه گریز
negative movement reflex
بازتاب گریز
getaway
گریز فرار
guy
فرار گریز
hit-and-run
جنگ و گریز
centrifuges
مرکز گریز
unsocial
مردم گریز
misanthrope
مردم گریز
drive
گریز پا به توپ
getaways
گریز فرار
misanthrope
انسان گریز
evading
گریز از دشمن
misanthropes
مردم گریز
misanthropes
انسان گریز
evades
گریز از دشمن
hit and run
جنگ و گریز
running fight
جنگ و گریز
evaded
گریز از دشمن
drives
گریز پا به توپ
evade
گریز از دشمن
inescapable
گریز نا پذیر
escapes
گریز فرار
loophole
راه گریز
loopholes
راه گریز
unsociable
مردم گریز
dodged
گریز زدن
escape
گریز فرار
dodge
گریز زدن
escaped
گریز فرار
flight
عزیمت گریز
dodges
گریز زدن
evasions
گریز زنی
dodging
گریز زدن
evasion
گریز زنی
centrifuge
مرکز گریز
guys
فرار گریز
loss
گریز سقوط
eccentricities
گریز یا خروج از مرکز
glycophyte
گیاه نمک گریز
lyophobic colloid
کلویید حلال گریز
eccentricity
گریز از مرکز غرابت
ultracentrifuge
فرا مرکز گریز
to play the truant
ازاموزشگاه گریز زدن
eccentricities
گریز از مرکز غرابت
escaping
جان بدربردن گریز
centrifugal force
نیروی مرکز گریز
car chase
تعقیبو گریز با اتومبیل
song and dance
توضیح گریز آمیز
centrifugal force
نیروی گریز از مرکز
escapes
جان بدربردن گریز
evade
گریز زدن از ازسربازکردن
centrifugation
قوه گریز از مرکز
evaded
گریز زدن از ازسربازکردن
evades
گریز زدن از ازسربازکردن
eccentric disc
صفحه گریز از مرکز
eccentric cam
بادامک گریز از مرکز
data link escape
گریز اتصال دادهای
evading
گریز زدن از ازسربازکردن
contrifugal force
نیروی گریز از مرکز
conditioned escape response
پاسخ گریز شرطی
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
centrifugal pump
پمپ گریز از مرکز
centrifugal pump
تلمبه مرکز گریز
centrifugal lubrication
روغنکاری گریز از مرکز
centrifugal acceleration
شتاب گریز از مرکز
escape
جان بدربردن گریز
escaped
جان بدربردن گریز
stand-offs
سرد گریز کردن
stand-off
سرد گریز کردن
eccentricity
گریز یا خروج از مرکز
stand off
سرد گریز کردن
hot mold centrifugal casting process
فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
evasion and scape
گریز و فراراز دست دشمن
centrifugally cast pipe
لوله ریخته گی گریز از مرکز
leeway
عقب افتادگی راه گریز
blower
نوعی کمپرسور گریز از مرکز
evadingly
گریز زنان بابهانه یاحیله
trompement
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
truant
شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
centrifugal casting process
طریقه ریخته گری گریز از مرکز
truants
شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
centrifugal casting process
فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting machine
دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting
ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
centrifugal starting switch
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
to chicken out of something
گریز زدن از چیزی
[اصطلاح روزمره]
submarines
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarine
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
cutback
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
moonlight fliting
گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
cutbacks
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
standstill
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
leapfrogged
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrogs
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrogging
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrog
گریز زدن گره گره حرکت کردن
photophobe
رشد کننده در نور کم نور گریز
photophobic
رشد کننده در نور کم نور گریز
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
evasions
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasion
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com