Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
blast hole drill
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
Other Matches
turbojet
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
compressed air
هوای فشرده
air compressor
هوای فشرده ساز
caisson foundation
پی سازی با هوای فشرده
air lift
دستگاه ابکش با هوای فشرده
pneumatic disatch
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
dac
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
d/a converter
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
CSLIP
گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
mdr
ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
hovercraft
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
lace
پر ازسوراخ کردن
laces
پر ازسوراخ کردن
greshams law
را از جریان خارج میکند
compression
نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
JPEG
استانداردی که نحوه ذخیره سازی تصاور گرافیکی را به صورت فشرده در فایل روی دیسک بیان میکند
self-
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
codec
وسیلهای که سیگنال ارسال شده را کد گذاری میکند یا سیگنال دریافت شده را از کد خارج میکند
demagnetizer
وسیلهای که چیزی را از حالت مغناطیسی خارج میکند
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
PLV
الگوریتم فشرده سای ویدیو با بالاترین کیفیت که با ترتیب ویدیو تمام متحرک DVI کار میکند
simm
تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
laying of setts
واداشتن سنگها
vibrators
دستگاهی که درملات بتن نهاده و هوای داخل بتن را تخلیه میکند
vibrator
دستگاهی که درملات بتن نهاده و هوای داخل بتن را تخلیه میکند
congested
فشرده انباشته شده بهم فشرده
plenum method
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
wingman
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
automat
دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
automats
دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
staggering of setts
به ترتیب گذاردن سنگها سنگچینی
weights and meusures
سنگها و اندازه ها اوزان ومقادیر
vein
ترک ایجاد شده در سنگها
veins
ترک ایجاد شده در سنگها
fog lookouts
دیدبانهای هوای نامساعد دیدبان هوای بد
speech
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
speeches
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
mantlerock
مواد رسوبی وسست روی سنگها
sag wagon
وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
Intel
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
push pop stack
ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
turbocharger
گرم کننده هوای کاربوراتور انباره هوای کاربوراتور
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
CD I
استانداردهای سخت افزار و نرم افزار که داده و تصویر و متن را روی یک دیسک فشرده ترکیب میکند و به کاربر اجازه میدهد تا با نرم افزاری که روی ROM-CD ذخیره شده است کار کند
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
constant
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constants
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
effluvium
پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
vertiginous
دورانی
out flanking
دورانی
dollyo
دورانی
rotary
دورانی
mawashi
دورانی
concentric running
حرکت دورانی
concentricity
حرکت دورانی
cyclic pitch
گام دورانی
encirclement
احاطه دورانی
turbo compressor
کمپرسور دورانی
dollyo chagi
ضربه دورانی پا
diode lamp
دیود دورانی
rotational
چرخشی دورانی
rotation inertia
لختی دورانی
eyre
گردش دورانی
revolutions
سرعت دورانی
cyclical unemployment
بیکاری دورانی
cyclical budget
بودجه دورانی
rotation flow
شارش دورانی
rotary switch
کلید دورانی
rotary pump
پمپ دورانی
rotary drilling
حفاری دورانی
revolution
سرعت دورانی
rotational inertia
لختی دورانی
circular frequency
تکرار دورانی
centrifugal pump
پمپ دورانی
revolving
گردنده دورانی
mawashi geri
ضربه دورانی پا
turning movement
احاطه دورانی
turning movement
حرکت دورانی
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
out of bounds
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
evolution
چرخش حرکت دورانی
vertical envelopement
حرکت دورانی قائم
gyratory crusher
سنگ شکن دورانی
gyratory breaker
سنگ شکن دورانی
cyclic pitch control
کنترل گام دورانی
concentricity test
ازمایش حرکت دورانی
kwon toul chigi
ضربه مشت دورانی
moom dolly chagi
ضربه پا به عکس دورانی
circular dischroism
دو رنگ نمایی دورانی
moom dollyo bandea dollyo chagi
ضربه پا برعکس دورانی
circular flow of income
گردش دورانی درامد
semi spinner
پرتاب دورانی گوی بولینگ
semi roller
پرتاب دورانی گوی بولینگ
screwing
حرکات دورانی یخهای دریایی
cycles
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycled
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycle
:بصورت دورانی فاهر شدن
rocks
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
حرکت دورانی بال به دور بدنه
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
circulation
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
vortex flow
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
rotaglider
گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
coffee grinder
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
expansion bearing
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
coffee grinders
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
condensed
به هم فشرده
squeezes
فشرده
squeezing
فشرده
intensive
فشرده
compressive
فشرده
compressed
فشرده
squeezed
فشرده
condensed
فشرده
strained
فشرده
congested
در هم فشرده
squeeze
فشرده
eaten
خورده
it was eaten
خورده شد
little
خورده
irriguous
اب خورده
kelly
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
seried
بهم فشرده
fasciated
بهم فشرده
compactions
فشرده سازی
dice
رقابت فشرده
diced
رقابت فشرده
dices
رقابت فشرده
dicing
رقابت فشرده
steel aloy
فولاد فشرده
press part
بخش فشرده
package program
برنامه فشرده
depressed
فشرده شدن
packs
فشرده سازی
pack
فشرده سازی
incompressible
فشرده نشدنی
mass practice
تمرین فشرده
alloy steel
فولاد فشرده
coarctate
بهم فشرده
crushed
<adj.>
<past-p.>
فشرده شده
ice crete
بتون فشرده
press board
مقوای فشرده
cast up
فشرده کردن
laser
دیسک فشرده
massive
گنده فشرده
massively
گنده فشرده
compact section
مقطع فشرده
compressing
هم فشرده کردن
repressed brick
اجر فشرده
compact disk
دیسک فشرده
packing
فشرده سازی
compresses
هم فشرده کردن
compress
هم فشرده کردن
lasers
دیسک فشرده
succinct
مجمل فشرده
condensive load
بار فشرده
compressed file
فایل فشرده
packed decimal
دهدهی فشرده
compaction
فشرده سازی
cast iron
فولاد فشرده
condensed type
چاپ فشرده
concise
لب گو فشرده ومختصر
condensed type
نوع فشرده
cancelled
قلم خورده
grubby
کرم خورده
moth eaten
بید خورده
worm eaten
کرم خورده
stickit
شکست خورده
hammer hard
چکش خورده
folded picture
تصویر تا خورده
starveling
گرسنگی خورده
callous
پینه خورده
engrained
پینه خورده
symphsis
عضوجوش خورده
grubbiest
کرم خورده
grubbier
کرم خورده
fretted by rust
زنگ خورده
clefts
ترک خورده
deluded
فریب خورده
writhen
تاب خورده
cleft
ترک خورده
moth-eaten
بید خورده
indisposed
بهم خورده
withered
چروک خورده
kaput
کاملا شک ست خورده
clift
ترک خورده
stamped
تمبر خورده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com