English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (8 milliseconds)
English Persian
triangular brass bead مثلث برنج
Other Matches
rice برنج
cash crops برنج
brass برنج
Br برنج
column rule خط برنج
brassy برنگ برنج
brassy برنج مانند
brassiest برنگ برنج
rice milk شیر برنج
brassiest برنج مانند
rice field برنج کاری
rice chaff کاه برنج
free cutting brass برنج اتومات
leaf brass تنکه برنج
does rice suit you? برنج بشمامیسازد
brass welding جوش برنج
brass ware برنج الات
brass founder برنج ریز
leaf brass برنج ورقه
brass and bronze برنج و برنز
brasier برنج ساز
rde brass برنج سرخ
brassier برنگ برنج
brassier برنج مانند
rice puddings شیر برنج
wild rice برنج وحشی
rice paper کاغذ برنج
brass برنج الیاژ
burnt food ته دیگ [برنج]
rice دانههای برنج
rice powder ارد برنج
brazier برنج سازی
braziers برنج سازی
rice pudding شیر برنج
consumptiveness دچارشدگی برنج باریک
brasier برنج کار روی گر
brass pressure casting برنج ریختگی فشاری
boiled rice برنج کته شده
hot working brass برنج قابل اهنگری
beta brass برنج نوع بتا
basic crops پنبه تنباکو و برنج
brassily شبیه فلز برنج
paddies برنج اسیاب نکرده
riziform مانند دانه برنج
brass برنج چند جوش
paddy برنج اسیاب نکرده
arrack عرق نارگیل و برنج
alpha brass برنج نوع الفا
triangular مثلث
triangle مثلث
triangles مثلث
trigonous مثلث
trianguli مثلث
triangulum مثلث
lattin ترکیبی مانند فلز برنج
latten ترکیبی مانند فلز برنج
Rice is a wholesome food . برنج غذای کاملی است
brass and bronze foundry ریخته گری برنج و برنز
rice بصورت رشتههای برنج ماننددراوردن
brass bands ادوات انها از برنج باشد
brass band ادوات انها از برنج باشد
maxwell triangle مثلث ماکسول
astronomical triangle مثلث نجومی
triangularization مثلث بندی
triangle of forces مثلث نیروها
area of a triangle مساحت مثلث
three square بشکل مثلث
thin boards for inlaid work لای مثلث
spherical triagle مثلث کروی
spherical triangle مثلث کروی
triangular بشکل مثلث
leg of mutton مثلث شکل
wedge formation ارایش مثلث
delta wing بال مثلث
voltage triangle مثلث ولتاژها
v connection اتصال مثلث
delta connection اتصال مثلث
impedance triangle مثلث ناگذرایی
impedance triangle مثلث مقاومت ها
triangulation مثلث بندی
trigon مثلث سه گوش
triangulum australe مثلث جنوبی
their principal food is rice خوراک عمده انها برنج است
star delta switch کلید ستاره مثلث
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
cross bracing مهاربندی بشکل مثلث
triangulation web شبکه مثلث بندی
color triangle مثلث رنگ نما
trig point ایستگاه مثلث بندی
trig point نقاط مثلث بندی
trigonal bipyramid دو هرمی مثلث القاعده
impedance triangle مثلث اتصال کوتاه
trigonal pyramid هرم مثلث القاعده
delta connection سیم پیچ مثلث
v ring مثلث شکاف درجه
double delta connection اتصال مثلث دوبل
delta winding سیم پیچ مثلث
maxwell triangle مثلث رنگ ماکسول
triangulation مثلث بندی کردن
staphyloma تحدب مثلث قرنیه
open delta connection اتصال مثلث باز
aiming group دستگاه مثلث گیری
right triangle مثلث راست گوشه
aiming group عوامل مثلث گیری
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
inscribed circle [of a triangle] دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
equiangular triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
equilateral triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
incircle دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
right triangle مثلث قایم الزاویه [ریاضی]
right triangle مثلث راست گوشه [ریاضی]
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
triangulation مثلث روی شاه شطرنج
triangle exercise کار با مثلث قلق گیری
triangle exercise تمرین مثلث گیری درتیراندازی
leg ساق مثلث قائم الزاویه
trigonal bipyramidal molecule مولکول دو هرمی مثلث القاعده
legs ساق مثلث قائم الزاویه
triangulate سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
delta voltage ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
triangulation روش مثلث بندی در نقشه برداری
hexagram شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
wedge اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedges اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
triangulation survey نقشه برداری به روش مثلث بندی
wedging اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
pudding دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
puddings دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
isosceles triangle مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangles مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
chopsticks میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tessellate کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
corn flour ارد ذرت- ارد برنج
saw tooth دندانه اره ای [گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com