English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (1 milliseconds)
English Persian
maxwell triangle مثلث ماکسول
Search result with all words
maxwell triangle مثلث رنگ ماکسول
Other Matches
maxwell ماکسول
maxwell m l bridge پل ماکسول
mx ماکسول
maxwell equation معادله ماکسول
maxwell distribution پخش ماکسول
maxwell turn حلقه ماکسول
maxwell field میدان ماکسول
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
maxwell velocity distribution تقسیم سرعت ماکسول
maxwell boltzmann statistics قاعده اماری ماکسول-بولتسمان
maxwell wien bridge پل اندازه گیری ماکسول-وین
trianguli مثلث
trigonous مثلث
triangular مثلث
triangle مثلث
triangulum مثلث
triangles مثلث
thin boards for inlaid work لای مثلث
triangle of forces مثلث نیروها
triangular brass bead مثلث برنج
spherical triangle مثلث کروی
spherical triagle مثلث کروی
v connection اتصال مثلث
three square بشکل مثلث
triangularization مثلث بندی
trigon مثلث سه گوش
triangulum australe مثلث جنوبی
triangular بشکل مثلث
leg of mutton مثلث شکل
area of a triangle مساحت مثلث
astronomical triangle مثلث نجومی
triangulation مثلث بندی
delta connection اتصال مثلث
delta wing بال مثلث
impedance triangle مثلث مقاومت ها
voltage triangle مثلث ولتاژها
impedance triangle مثلث ناگذرایی
wedge formation ارایش مثلث
trig point نقاط مثلث بندی
trig point ایستگاه مثلث بندی
triangulation مثلث بندی کردن
triangulation web شبکه مثلث بندی
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
v ring مثلث شکاف درجه
trigonal bipyramid دو هرمی مثلث القاعده
cross bracing مهاربندی بشکل مثلث
aiming group عوامل مثلث گیری
aiming group دستگاه مثلث گیری
color triangle مثلث رنگ نما
delta winding سیم پیچ مثلث
double delta connection اتصال مثلث دوبل
impedance triangle مثلث اتصال کوتاه
trigonal pyramid هرم مثلث القاعده
open delta connection اتصال مثلث باز
staphyloma تحدب مثلث قرنیه
right triangle مثلث راست گوشه
delta connection سیم پیچ مثلث
star delta switch کلید ستاره مثلث
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
equiangular triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
equilateral triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
inscribed circle [of a triangle] دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
incircle دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
right triangle مثلث قایم الزاویه [ریاضی]
right triangle مثلث راست گوشه [ریاضی]
trigonal bipyramidal molecule مولکول دو هرمی مثلث القاعده
legs ساق مثلث قائم الزاویه
triangle exercise تمرین مثلث گیری درتیراندازی
triangle exercise کار با مثلث قلق گیری
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
triangulation مثلث روی شاه شطرنج
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
leg ساق مثلث قائم الزاویه
wedge اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedges اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
delta voltage ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
hexagram شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
triangulation survey نقشه برداری به روش مثلث بندی
triangulation روش مثلث بندی در نقشه برداری
triangulate سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
isosceles triangles مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangle مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tessellate کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
saw tooth دندانه اره ای [گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com