English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
Other Matches
cassette کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
pancromic فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reel قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling قرقره فیلم حلقه فیلم
reels قرقره فیلم حلقه فیلم
filmstrip نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
reduplicative تکراری
reiterative تکراری
frequentative تکراری
repetitive تکراری
redundant تکراری
repetitious تکراری
recapitulatory تکراری
recapitulative تکراری
interative تکراری
re-run برنامهی تکراری
duplicate تکراری تکثیرکردن
duplicated تکراری تکثیرکردن
duplicating تکراری تکثیرکردن
motifs واحد تکراری
motif واحد تکراری
to trot out شر و ور تکراری گفتن
re-runs برنامهی تکراری
re-running برنامهی تکراری
to regurgitate شر و ور تکراری گفتن
re-ran برنامهی تکراری
interative algorithm الگوریتم تکراری
interative process فرایند تکراری
iterative methode روش تکراری
iterative process فرایند تکراری
iterative solution راه حل تکراری
duplicates تکراری تکثیرکردن
recursive equations معادلات تکراری
repeating unit واحد تکراری
theme song قطعه تکراری
frequentative فعل تکراری
iterative ازسر گیرنده تکراری
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
to regurgitate وراجی تکراری کردن
to trot out وراجی تکراری کردن
routine work کار تکراری عادی
I keep repeating himself همش حرفای تکراری
repeated نقش تکراری و پی در پی [بندی] [قالی]
rehash تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed تکرار مکررات چیز تکراری
rehashes تکرار مکررات چیز تکراری
instance شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
instances شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
rebroadcast برنامه تکراری پخش کردن
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
to trot out حرف مفت تکراری زدن
platitudinous تکراری و پیش پا افتاده کردن
to regurgitate حرف مفت تکراری زدن
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
to get into a rut یکنواخت تکراری و خسته کننده شدن [کاری]
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
diaper pattern طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
wave form شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
load فیلم
film leader فیلم
loads فیلم
filmed فیلم
film فیلم
instruction film فیلم اموزشی
instruction film فیلم درسی
negative film فیلم منفی
peepshows فیلم شهوانی
peepshow فیلم شهوانی
telefilm فیلم تلویزیونی
reversal film فیلم معکوس
positive film فیلم مثبت
picturize فیلم برداشتن از
phonofilm فیلم صدادار
phonofilm فیلم سخنگو
as good as a play <idiom> مثل فیلم
talkie فیلم ناطق
filmier فیلم مانند
microfilmed میکرو فیلم
filmiest فیلم مانند
microfilmed ریز فیلم
cinematograph اپارات فیلم
filmy فیلم مانند
moving picture فیلم سینما
microfilm میکرو فیلم
microfilm ریز فیلم
film-strips نوار فیلم
film-strip نوار فیلم
film strip نوار فیلم
microfilms میکرو فیلم
filmed فیلم سینما
advertising spot فیلم تبلیغاتی
talkies فیلم ناطق
acetate film فیلم استاتی
microfilming میکرو فیلم
film recorder ضباط فیلم
film reader فیلم خوان
film developer سازنده فیلم
microfilming ریز فیلم
x ray film فیلم رونتگن
filmed فیلم عکاسی
microfilms ریز فیلم
film فیلم سینما
film فیلم عکاسی
filmstrip فیلم سینمایی
film recorder فیلم نگار
leitmotive عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
false colour فیلم رنگی مصنوعی
playoffs نشان دادن فیلم
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
film badge برگ شناسایی فیلم
dubs فیلم را دوبله کردن
dubbed فیلم را دوبله کردن
dub فیلم را دوبله کردن
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
fast-forward جلو زدن فیلم
technicolour روش فیلم رنگی
geneva stop سیستم نگهدارنده فیلم
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
camera magazine کاست فیلم دوربین
cinematograph دوبین فیلم برداری
metol دوای فهور فیلم
magnetic film storage ذخیره فیلم مغناطیسی
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
image format اندازه فیلم عکاسی
scenario متن فیلم سینمایی
magnetic film لایه فیلم مغناطیسی
talkie صنعت فیلم ناطق
playoff نشان دادن فیلم
rerun نمایش مجدد فیلم
talkies صنعت فیلم ناطق
sneak preview نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
magnetic thin film memory حافظه فیلم نازک مغناطیسی
film تاری چشم فیلم برداشتن از
horse opera فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
sneak previews نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
newsreel فیلم اخبار جاری روز
spaghetti westerns فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
filmed تاری چشم فیلم برداشتن از
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
scenario متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
scenarios متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
semidocumentary فیلم سینمایی نیمه مستند
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
newsreels فیلم اخبار جاری روز
spaghetti western فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
Black and white. سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
She portrays a dancer in the film. او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
smash hit <idiom> نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
holds بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
hold بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
lenticulate ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
It was filmed on location. صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
rewinding برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
prescore ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
lithography کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
rewind برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
reprographics ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
camera-shy کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
rewound برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinds برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
footage طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
soft ware وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
grey scale سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
geneva stop کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
blips علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blip علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
computer output microfilm recorder دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
computer output microfilm فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری تکنولوژی ضبط خروجی کامپیوتر روی میکروفیلم
com فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری ذخیره اطلاعات خروجی روی میکروفیلم icrofilm
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
phototypesetter وسیلهای که میتواند متن با rendution بالا روی کاغذ یا فیلم حساس به نور ایجاد کند
cellulose acetate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
The documentary tries to be truthful to the events. این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
photo offset چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
The message of the film is that ... پیام این فیلم این است که ...
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com