English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (5 milliseconds)
English Persian
as different as chalk and cheese <idiom> مثل فیل و فنجان [متفاوت]
Search result with all words
cup فنجان پیاله
cup بشکل فنجان در اوردن
cup فنجان گذاشتن
cup حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cup بشکل فنجان دراوردن
cupped فنجان پیاله
cupped بشکل فنجان در اوردن
cupped فنجان گذاشتن
cupped حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cupped بشکل فنجان دراوردن
cups فنجان پیاله
cups بشکل فنجان در اوردن
cups فنجان گذاشتن
cups حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cups بشکل فنجان دراوردن
cupful فنجان
cupfuls فنجان
teacup فنجان چای
teacups فنجان چای
acetabulum فنجان
calices فنجان
calix پیاله فنجان
cotyla فنجان
cupule فنجان
demitasse فنجان قهوه خوری
drinking glass فنجان
it a day روزی یک فنجان چای خوری
mazard پیاله فنجان
pannikin فنجان فلزی
tea cloth دستمال برای خشکاندن فنجان ها
tea cup فنجان چای خوری
teabowl فنجان چای خوری بی دسته
teacupful بقدر یک فنجان چای
thimblerigger فنجان باز
cuppa یک فنجان چای
I could do with a cup of coffee. از یک فنجان قهوه بدم نمی آید
What about a cup of tea? با یک فنجان چای چطوری ؟
Shall I pour you a cup of tea? برایتان یک فنجان چای بریزم ؟
Absolutely disproportionate [totally] فیل و فنجان
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
a cup یک فنجان
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
cup of tea فنجان چای
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com