English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
English Persian
skyrocket مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketed مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrockets مثل موشک بهوا پرتاب کردن
Other Matches
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
launch a missile موشک پرتاب کردن
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
rocketry فن پرتاب موشک
launching pad سکوی پرتاب موشک
launching pad باند پرتاب موشک
rocket launchers سکوی پرتاب موشک
rocket launcher سکوی پرتاب موشک
launching pads سکوی پرتاب موشک
launching pads باند پرتاب موشک
launching site سکوی پرتاب موشک
rocket propulsion فشار پرتاب موشک
launching area محل پرتاب موشک
launcher وسیله پرتاب موشک
aeroballistics فن پرتاب گلوله یا موشک درفضا
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
launching pad سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
launching pads سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
flight readiness firing ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
ready missile موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
zero length launching نوعی روش پرتاب موشک بااولین نیروی حرکت جت
lift off جهش اولیه موشک یا گلوله هنگام شروع پرتاب جدا شدن از سکو
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
missilry موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
missilery موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
wantoner سر بهوا
neglectful سر بهوا
prisoners base بازی گرگم بهوا
waft بهوا راندن بحرکت در اوردن
jump spin چرخش با اغاز پرش بهوا
wafts بهوا راندن بحرکت در اوردن
wafting بهوا راندن بحرکت در اوردن
wafted بهوا راندن بحرکت در اوردن
To be transported with joy . To be over joyed . To throw up ones cap. کلاه خود را بهوا ( به آسمان ) انداختن
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
celestial guidance سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
subroc موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
launches به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
missile موشک باران کردن
missiles موشک باران کردن
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
adagio رقص دو نفری که زن روی پنجهء پا میرقصد و بکمک مرد آهسته بهوا میپرد
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
shoot پرتاب کردن
jettisoned پرتاب کردن
projects پرتاب کردن
foin پرتاب کردن
shoots پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن
pelts پرتاب کردن
pelt پرتاب کردن
pitches پرتاب کردن
jettisoning پرتاب کردن
pitch پرتاب کردن
thrusts پرتاب کردن
unsling پرتاب کردن
let fly پرتاب کردن
thrusting پرتاب کردن
pelted پرتاب کردن
skeet پرتاب کردن
thrust پرتاب کردن
jettison پرتاب کردن
jaculate پرتاب کردن
project پرتاب کردن
projected پرتاب کردن
lobbed باهستگی پرتاب کردن
jetted بخارج پرتاب کردن
triggered پرتاب کردن فشنگ
lobs باهستگی پرتاب کردن
jettisoning پرتاب کردن به بیرون
lobbing باهستگی پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن به بیرون
lob باهستگی پرتاب کردن
shoots پرتاب کردن گلوله
unsling از فلاخن پرتاب کردن
castaway پرتاب کردن وزنه
to launch a torpedo اژدری پرتاب کردن
to fire a torpedo اژدری پرتاب کردن
spit اب دهان پرتاب کردن
spits اب دهان پرتاب کردن
shoot پرتاب کردن گلوله
sling زنجیردار پرتاب کردن
castaways پرتاب کردن وزنه
projectable قابل پرتاب کردن
jettison پرتاب کردن به بیرون
triggers پرتاب کردن فشنگ
slings زنجیردار پرتاب کردن
jetting بخارج پرتاب کردن
trigger پرتاب کردن فشنگ
jets بخارج پرتاب کردن
jet بخارج پرتاب کردن
jettisoned پرتاب کردن به بیرون
slinging زنجیردار پرتاب کردن
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
rearming تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
upthrust بطرف بالا پرتاب کردن
pash بازور پرتاب کردن کوبیدن
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
shoving با زور پیش بردن پرتاب کردن
squish صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
slogs ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shove با زور پیش بردن پرتاب کردن
slog ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shoves با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved با زور پیش بردن پرتاب کردن
pitch توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
send down پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
pitches توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitches پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurls پرتاب کردن پرت کردن
hurled پرتاب کردن پرت کردن
hurl پرتاب کردن پرت کردن
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
run-up [start-up] نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
ballistic missiles موشک
rocketed موشک
missile موشک
rocket موشک
rockets موشک
ballistic missile موشک
missiles موشک
rocketing موشک
antimissile missile موشک ضد موشک
styx موشک استایکس
free flight موشک ازاد
free rocket موشک ازاد
ballistic missiles موشک بالیستیکی
ballistic missile موشک بالیستیکی
rocket launcher موشک انداز
rocket launchers موشک انداز
missile گلوله موشک
archers موشک صوتی
archer موشک صوتی
missile launcher موشک انداز
dizgig موشک یکجورفرفره
flare موشک منور
flares موشک منور
corporals موشک کورپورال
corporal موشک کورپورال
cruise missile موشک کروز
cruise missiles موشک کروز
ogive پرتابه یا موشک
tactical missile موشک رزمی
tactical missile موشک جنگی
hercules موشک هرکولس
tinfish موشک ضد زیردریایی
lacrosse موشک لاکروس
rocket sonde موشک هواشناسی
torpedoed موشک ضد زیردریایی
torpedo موشک ضد زیردریایی
skyrockets موشک هوایی
skyrocketing موشک هوایی
skyrocketed موشک هوایی
boosted rocket موشک ازاد
bomarc موشک بومارک
skyrocket موشک هوایی
ram موشک رام
redeye موشک ردای
torpedoes موشک ضد زیردریایی
air a موشک جنی
aerodynamic missile موشک ایرودینامیکی
rocket fuel سوخت موشک
rocket engine موتور موشک
rocket control کنترل موشک
atom rocket موشک اتمی
adm 0 موشک کویل
missile man موشک انداز
torpedoing موشک ضد زیردریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com