English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Other Matches
nymph زن بسیار زیبا
nymphs زن بسیار زیبا
deluxe بسیار زیبا
to look like a million dollars [bucks] [American E] <idiom> بسیار زیبا بودن [اصطلاح روزمره]
to look [feel] like a million dollars بسیار زیبا [به نظر آمدن] بودن [اصطلاح روزمره]
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
Every single day. Day in day out. آفتاب به آفتاب
sunset غروب آفتاب
Fully exposed (over-exposed)to the sun. درسینه آفتاب
weatherbeaten آفتاب سوخته
on the sunny side . درسمت آفتاب رو
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
Make hay while the sun shines. <proverb> تا آفتاب مى تابد خرمن کن.
The sun was roasting us . آفتاب ما راکباب کرد
plane as a pikestaff مانند آفتاب روشن
sun lamp لامپ حمام آفتاب
sun lamps لامپ حمام آفتاب
rain or shine چه باران باشد چه آفتاب
The sun rays dazzle (hit) the eyes. نور آفتاب چشم رامی زند
The sun is all the more welcome. In this cold weather. دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
sunscreens کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
tip fading [رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
sunscreen کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
fives پنجه
cross arm پنجه
pitchfork پنجه
talon پنجه
pitchforks پنجه
griff پنجه
talons پنجه
digitigrade پنجه رو
pawed پنجه
paw پنجه
toe پنجه
toes پنجه
downstream toe پنجه سد
clawing پنجه
adactylous بی پنجه
clawed پنجه
digitation پنجه
pawing پنجه
claw پنجه
fistula پنجه
claws پنجه
fork پنجه
paws پنجه
forking پنجه
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
sowbread پنجه مریم
lycopodium پنجه گرگی
swine bread پنجه مریم
toeless بدون پنجه
knuckle-dusters پنجه بوکس
knuckle-duster پنجه بوکس
knuckle duster پنجه بوکس
lycopod پنجه گرگی
cyclamens پنجه مریم
pawed پنجه زدن
paw پنجه زدن
brass knuckles پنجه بوکس
paws پنجه زدن
lobster claw پنجه خرچنگی
fissidactyl پنجه شکافته
fissiped پنجه شکافته
cyclamen پنجه مریم
toe با پنجه پا زدن
toe با پنجه پا راندن
pawing پنجه زدن
intoed پنجه برگشته
toe cap پنجه کفش
hellweed پنجه کلاغ
pentadactylous پنجه دار
pentadactylic پنجه دار
wild bryony پنجه کلاغ
kick up زدن پنجه
pedatifid پنجه وار
palmate شبیه پنجه
intoed پنجه بتو
the mailed fist زور سر پنجه
branch pipe پنجه اگزوز
heel and toe با پنجه و پاشنه
cat's paw پنجه گربه
leptodactyl باریک پنجه
cat's paws پنجه گربه
tiptoes نوک پنجه
tiptoeing نوک پنجه
hand post پنجه راهنما
tiptoed نوک پنجه
tiptoe نوک پنجه
belle زن زیبا
good-looking زیبا
good looking زیبا
swell زیبا
swells زیبا
belles زن زیبا
swelled زیبا
scrumptious زیبا
yummy زیبا
goodly زیبا
bonny زیبا
dinky زیبا
picturesque زیبا
pulchritudinous زیبا
cute زیبا
cuter زیبا
cutest زیبا
beautiful زیبا
stylish زیبا
crumpet زن زیبا
elegant زیبا
fairer زیبا
inelegant نا زیبا
beauteous زیبا
fair زیبا
chic زیبا
queen of hearts زن زیبا
queen of love زن زیبا
eyeful زیبا
fairest زیبا
sightliness زیبا
spiffy زیبا
well favored زیبا
gainly زیبا
crumpets زن زیبا
fairs زیبا
digitation انشعاب بشکل پنجه
devil's claw خفت پنجه دیوی
winnowwing fan جام پنجه شانه
pounce درحال حمله با پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
pounces درحال حمله با پنجه
pouncing درحال حمله با پنجه
monkey fist گره پنجه میمون
forepaw پنجه دست حیوانات
hunker روی پنجه پاایستادن
toeplate نعل پنجه کفش
pigeon toed دارای پنجه برگشته
brass knuckles پنجه مشت زنی
ground fir پنجه گرگ سلاژین
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
pedate پنجه دار شبیه پا
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
forepaw پنجه پای جلو
clevis اتصال پنجه مفصلی
square toed دارای پنجه مربع
beautification زیبا سازی
peaches زن یادختر زیبا
well favoured زیبا خوشگل
peach زن یادختر زیبا
china aster گل رعنا زیبا
pewit مرغ زیبا
beaux arts هنرهای زیبا
corking خیلی زیبا
adorns زیبا کردن
prettyish نسبتا زیبا
peewit مرغ زیبا
lapwings مرغ زیبا
lapwing مرغ زیبا
titivate زیبا کردن
to be good-looking زیبا بودن
to look good زیبا بودن
She looks nice. او [زن] زیبا است.
habiliment لباس زیبا
graphic arts هنرهای زیبا
She looks appealing. او [زن] زیبا است.
smatt زیبا باهوش
proper dress جامه زیبا
killdeer مرغ زیبا
peewits مرغ زیبا
fine arts هنرهای زیبا
beauties زنان زیبا
smarten زیبا کردن
tittivate زیبا کردن
beautifully بطور زیبا
handsomely بطور زیبا
adorn زیبا کردن
knockout <idiom> خانم زیبا
beauty زنان زیبا
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
cross swords دست و پنجه نرم کردن
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
scooped پنجه ماشین خاک برداری
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
scoop پنجه ماشین خاک برداری
scoops پنجه ماشین خاک برداری
scooping پنجه ماشین خاک برداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com