Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
English
Persian
insulate
مجزا کردن روپوش دار کردن
insulates
مجزا کردن روپوش دار کردن
insulating
مجزا کردن روپوش دار کردن
Other Matches
decollate
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
insulating
جدا کردن مجزا کردن
insulates
جدا کردن مجزا کردن
insulate
جدا کردن مجزا کردن
individuate
مجزا کردن جدا کردن
draw off
جدا کردن مجزا کردن
insulation
روپوش کشی عایق کردن
isolating
مجزا کردن
knock down
مجزا کردن
separates
مجزا کردن
abstracts
مجزا کردن
isolates
مجزا کردن
isolate
مجزا کردن
decollate
مجزا کردن
separated
مجزا کردن
isles
مجزا کردن
isle
مجزا کردن
disassemble
مجزا کردن
separate
مجزا کردن
seclude
مجزا کردن
abstract
مجزا کردن
abstracting
مجزا کردن
insulates
با عایق مجزا کردن
insulate
با عایق مجزا کردن
insulating
با عایق مجزا کردن
sight cover
روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
guard assembly
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
separates
مجزا جدا جدا کردن
separate
مجزا جدا جدا کردن
separated
مجزا جدا جدا کردن
decollator
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
masks
روپوش
jump suit
روپوش
duster
روپوش
jump suits
روپوش
dusters
روپوش
mask
روپوش
top
روپوش
shutters
روپوش
shutter
روپوش
covers
روپوش
tilt material
روپوش
coverings
روپوش
overshirt
روپوش
coat dress
روپوش
wanigan
روپوش
out fit
روپوش
cowling
روپوش
cover
روپوش
topcoat
روپوش
sight defilade
روپوش مگسک
aiming post sleeve
روپوش شاخص
acoustical sound enclosure
روپوش صوتی
smocks
روپوش زنانه
smock
روپوش زنانه
hooded
روپوش دار
insulated
روپوش دار
cover all
بارانی یا روپوش
cowling
روپوش محافظ
sheaths
پوشش روپوش
sheath
پوشش روپوش
counterpanes
روپوش تختخواب
bedspread
روپوش تختخواب
carries
روپوش پرچم
carry
روپوش پرچم
protective cover
روپوش حفاظ
carrying
روپوش پرچم
protective clothing
روپوش محافظ
carried
روپوش پرچم
bedspreads
روپوش تختخواب
manifold
روپوش اتصال
sleeves
روپوش سردست
plate
روپوش دادن
counterpane
روپوش تختخواب
shield
روپوش اب بند
plates
روپوش دادن
shields
روپوش اب بند
gown
روپوش لباس شب
gowns
روپوش لباس شب
sleeve
روپوش سردست
snowsuit
روپوش گرم
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
coverlets
لحاف روپوش تختخواب
smock frock
رو لباسی کشاورزان روپوش
hood
روپوش کلاهک دودکش
muzzle bag
روپوش دهانه توپ
coverlet
لحاف روپوش تختخواب
hoods
روپوش کلاهک دودکش
cortex
لایه رویی روپوش
cortices
لایه رویی روپوش
baring
بدون روپوش لخت
barest
بدون روپوش لخت
manteau
لباس روپوش زنانه
barer
بدون روپوش لخت
bourrelet
روپوش کمربند گلوله
bared
بدون روپوش لخت
bare
بدون روپوش لخت
strait jackets
روپوش باز دارنده
bare wire
سیم بدون روپوش
strait jacket
روپوش باز دارنده
protection hood
کلاهک یا روپوش محافظ
smocks
روپوش زنانه دوختن
bares
بدون روپوش لخت
smock
روپوش زنانه دوختن
hood
کلاهک کاپوت ماشین روپوش
hoods
کلاهک کاپوت ماشین روپوش
dunnage
روپوش مهمات ضربه گیر
grommet
حلقه روپوش کمربند گلوله
wrapper
بسته بندی کاغذ روپوش
wrappers
بسته بندی کاغذ روپوش
discrete
مجزا
knock down
مجزا
spot footing
پی مجزا
apartfrom
مجزا از
ditinct
مجزا
distinguishing
مجزا
abstracted
مجزا
single line
خط مجزا
free-standing
مجزا
disjunct
مجزا
distinct
مجزا
several
مجزا
separable
مجزا
tarpaulin
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
tarpaulins
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
bassinet
گهواره سبدی روپوش دار لگنچه
discrete values
مقادیر مجزا
discrete source
چشمههای مجزا
discrete particle
ذره مجزا
discrete packets
بستههای مجزا
separate loading
مجزا پرشونده
separate loading
مهمات مجزا
separate sewer
شبکه مجزا
abstractedly
بطور مجزا
semidetached
نیمه مجزا
separate ammunition
مهمات مجزا
apart
مجزا غیرهمفکر
stepping
واحد مجزا
unit assembly
یک قطعه مجزا
individual controls
کنترلهای مجزا
indiscrete
غیر مجزا
lone
مجزا ومنفرد
garrison house
پادگان مجزا
single line
ردیف مجزا
step
واحد مجزا
detached
ستون مجزا
dunnage
نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
free standing columns
ستونهای مستقل یا مجزا
isolated double bond
پیوند دوگانه مجزا
individ
بطور مجزا شخصا
discretely
بطور مطلق یا مجزا
individual units
یکانهای منفرد یا مجزا
canalization
به صورت مجزا دراوردن
facility
ساختمان بزرگ مجزا
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
caption code
رمز نویسی با متن مجزا
comparmentalize
به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
cut sheet feeder
تغذیه کننده کاغذ مجزا
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
slopping
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
uncovers
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
uncovering
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
slop
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
fans
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fan
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanning
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
comma delimited file
فایل مجزا توسط واوک یاویرگول
unit assembly
یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
scalar
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
matrix isolation spectroscopy
طیف بینی مجزا شده درماتریس
canning
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
can
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com