English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
paris doll مجسمه برای ازمایش جامه زنانه
Other Matches
riding habit جامه سواری زنانه
riding habits جامه سواری زنانه
robe جامه بلند زنانه
robes جامه بلند زنانه
gowns جامه بلند زنانه
gown جامه بلند زنانه
kirtle جامه بلند زنانه
capuchin جامه باشلق دار زنانه
to panel a dress جامه زنانه را با تیکهای ازرنگ دیگر اراستن
puffing دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
puff دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
puffs دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
statuesque شبیه مجسمه سبک مجسمه
to fit a dress on somebody جامه ای را برای کسی اندازه کردن
to be [look] somewhat [the] worse for wear [person, thing] مناسب نبودن برای پوشیدن [جامه ای]
night clothes لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
fearnought یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
peignoir قطیفه لباسی زنانه لباس خانگی زنانه
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
feminality طبیعت زنانه زیورهایاچیزهای بی بهای زنانه
complimentary mourning جامه ماتم که کسی برای احترام بمردهای که بااوخویشی ندارد بپوشد
check out time زمان لازم برای ازمایش یک وسیله
dichroscope اسبابی برای ازمایش بلورهای دورنگ نما
check flight پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
wassermann reaction ازمایش سرم خون برای تشخیص وجودمیکروب سیفیلیس در بدن
feminize زنانه کردن زنانه شدن
xylotomy برش دادن چوب بصورت ورقه نازکی برای ازمایش میکروسکپی
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
paduasoy پارچه ابریشمی راه راه وبادوام که درسده هیجدهم برای جامه بکار می بردند
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
continuity light وسیله سادهای برای ازمایش پیوستگی یک مدار که پیوسته بودن مغئر الکتریکی را باروشن شدن یک لامپ نشان میدهد
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
images مجسمه
sculptor work مجسمه
image مجسمه
statues مجسمه
image مجسمه
statue مجسمه
statuary مجسمه سای
plaster of Paris گچ مجسمه سازی
sculpture مجسمه سازی
sculptures مجسمه سازی
mannequin مجسمه چوبی
mannequins مجسمه چوبی
footpaths پایه مجسمه
acropodium پایهء مجسمه
statue of liberty مجسمه ازادی
statuette مجسمه کوچک
statuettes مجسمه کوچک
sculpturesque شبیه مجسمه
imagery شکل و مجسمه
images مجسمه شکل
footpath پایه مجسمه
image مجسمه شکل
sphinx مجسمه ابوالهول
antique statue مجسمه عتیقه
entablement سکوی مجسمه
sphinxes مجسمه ابوالهول
figurine مجسمه سفالین رنگی
insculp مجسمه سازی کردن
figurines مجسمه سفالین رنگی
busts مجسمه نیم تنه
bust مجسمه نیم تنه
plinth ازاره پایه مجسمه
busted مجسمه نیم تنه
entablement صفحه زیر مجسمه
socle پایه ستون یا مجسمه
plinths ازاره پایه مجسمه
taille شکل وساخت مجسمه
busting مجسمه نیم تنه
muscling در پیکرنگاری و مجسمه سازی
pedestal پایه مجسمه شالوده
plastic پلاستیک مجسمه سازی
idol خدای دروغی مجسمه
banderole [نوار تزئینی مجسمه]
sculptress مجسمه ساز حجار
waxwork مجسمه سازی ازموم
waxworks مجسمه سازی ازموم
banderol [نوار تزئینی مجسمه]
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
sculptors مجسمه ساز حجار
figurin مجسمه سفالین رنگی
pedestals پایه مجسمه شالوده
sculptor مجسمه ساز حجار
foliate mask صورت مجسمه انسان
statuary مجسمه ساز هیکل تراشی
telamon ستونی که مجسمه مرد باشد
sculpturesque ساخته شده بشکل مجسمه
busts مجسمه نیم تنه بالاتنه
busting مجسمه نیم تنه بالاتنه
pedestals پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
pedestal پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
statuesque خوش هیکل مجسمه وار
bust مجسمه نیم تنه بالاتنه
busted مجسمه نیم تنه بالاتنه
Make sure the statuette doesnt topple over . هوای مجسمه را داشته باش که نیافتد
caster for pedestal چرخ پایه [میز یا مجسمه یا چراغ]
cynocephalus [مجسمه حیوانی با بدن میمون و سری شبیه سگ]
acroter انتهای پایهء مجسمه کنگرههای زینتی عمارات
the statue was well niched مجسمه خوب در دیوارجا داده شده بود
corp [برآمدگی در مجسمه سازی سبک گوتیک به شکل برگ]
acrolith [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
Liberty [مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
acrolithus [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
figure head مجسمه ای که بر دماغه کشتی نصب میکنند [رئیس پوشالی]
corpe [برآمدگی در مجسمه سازی سبک گوتیک به شکل برگ]
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
gynaecic زنانه
gynecic زنانه
wifely زنانه
unmanly زنانه
womanish زنانه
feminine زنانه
womanly زنانه
femininely زنانه
cestus کمربند زنانه
pelisse خرقه زنانه
unisex زنانه - مردانه
sidesaddle بازین زنانه
sidesaddle زین زنانه
camisole زیرپوش زنانه
scanties شورت زنانه
scanties تنکه زنانه
dress goods قماشهای زنانه
hen party مهمانی زنانه
pillion زین زنانه
handbag کیف زنانه
ladies' room مستراح زنانه
couturiers خیاطخانه زنانه
dress making زنانه دوزی
couture خیاط زنانه
hairdo ارایشگر زنانه
hairdos ارایشگر زنانه
tunc بلوز زنانه
dressmakers خیاط زنانه
seamstress خیاط زنانه
couturier خیاطخانه زنانه
bandeau نوارکلاه زنانه
headdress روسری زنانه
headdresses روسری زنانه
shirtwaist بلوز زنانه
handbags کیف زنانه
seamstresses خیاط زنانه
hen parties مهمانی زنانه
mantua maker زنانه دوز
feminization زنانه شدن
feminity حالت زنانه
mantles شنل زنانه
mantle شنل زنانه
feminineness حالت زنانه
mantua maker خیاط زنانه
head-dresses روسری زنانه
womanlike مثل زن زنانه
couturiere زنانه دوز
women's apartments قسمت زنانه
cosmetology ارایش زنانه
womanliness صفات زنانه
cymar زیرپیراهنی زنانه
petticoat زیرپوش زنانه
distaff side طرف زنانه
petticoats زیرپوش زنانه
smock روپوش زنانه
dressmaker خیاط زنانه
smocks روپوش زنانه
side saddle زین زنانه
side-saddle زین زنانه
His sculptures blend into nature as if they belonged there. مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
hen party مجلس رقص زنانه
footstall رکاب زین زنانه
barrette نوعی سنجاق سر زنانه
paletot بالاپوش گشادمردانه یا زنانه
wifely دارای نگاه زنانه
gynecology دانش امراض زنانه
basque دامن کوتاه زنانه
jumper استین کوتاه زنانه
petticoat زیر پیراهنی زنانه
bustier پیراهن کوتاه زنانه
petticoats زیر پیراهنی زنانه
postillion نوعی کلاه زنانه
postilion نوعی کلاه زنانه
gynaecological وابسته بناخوشیهای زنانه
pedal pushers شلوار کوتاه زنانه
to make a curtsy سلام زنانه کردن
habits لباس سواری زنانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com