English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
theanthropic مجسم کننده ذات خدادرهیکل انسان
Other Matches
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
scenic مجسم کننده
visualizer مجسم کننده
presence درنظر مجسم کننده
hypotyposis تشریح مجسم کننده
personifier مجسم کننده شخصیت دیگری
images مجسم کردن خوب شرح دادن مجسم ساختن
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
anthrop پیشوند بمعانی > انسان < و > جنس انسان <
anthropo پیشوند بمعانی >انسان < و > جنس انسان <
id مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
anthropography علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
incarnate مجسم
personofied مجسم
parsonified مجسم
depict مجسم کردن
figure مجسم کردن
depicting مجسم کردن
figures مجسم کردن
pictures مجسم کردن
depicts مجسم کردن
picturing مجسم کردن
embodied labor کار مجسم
to picture to oneself مجسم کردن
depicted مجسم کردن
figuring مجسم کردن
the picture of joy خوشی مجسم
pictured مجسم کردن
portrayal مجسم سازی
picture مجسم کردن
presentive مجسم سازنده
image مجسم کردن
portrayals مجسم سازی
relive در نظر مجسم کردن
characters مجسم کردن شخصیت
character مجسم کردن شخصیت
reliving در نظر مجسم کردن
relives در نظر مجسم کردن
embodying مجسم کردن دربرداشتن
embody مجسم کردن دربرداشتن
embodies مجسم کردن دربرداشتن
embodied مجسم کردن دربرداشتن
relived در نظر مجسم کردن
picture to oneself پیش خود مجسم کردن
pictorial تصویر نما مجسم سازنده
incarnate برنگ گوشتی مجسم کردن
envisaged انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
incarnationist کسی که مسیح را خدای مجسم می داند
personalize شخصیت را مجسم کردن ونشان دادن
envisages انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
zoomorphic دارای خدایان مجسم بشکل جانور
envisaging انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
The painting portrays the death of Nelson. این نقاشی مرگ نلسون را مجسم می کند .
an impersonal deity خدایی که هرگز مجسم بصورت شخص نمیشود
Cupid خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
objectify بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
cupids خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
Floret [rosette] [طرح گل رزی با حالتی منظم و هندسی که جلوه ای از یک شکوفه را مجسم می سازد.]
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
in human shape انسان
man انسان
human beings انسان
mortals انسان
mortal انسان
mans انسان
homosapiens انسان
loard of creation انسان
human being انسان
homo انسان
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
brisket سینه انسان
marginal man انسان حاشیهای
manward بطرف انسان
human movement حرکت انسان
dewlaps غبغب انسان
anthropocentrism انسان محوری
bods بدن انسان
bod بدن انسان
humansit انسان دوست
homo economicus انسان اقتصادی
atomy اسکلت انسان
the outward man انسان فاهر
egalitarian طرفدارتساوی انسان
humanly مثل انسان
anthropophobia انسان هراسی
palm کف دست انسان
anthropologist انسان شناس
eudemonology گفتاردرسعادت انسان
homosapiens نوع انسان
cannibalism ادمخواری انسان
infrahuman مادون انسان
humanoid شبیه انسان
infrahuman پایین تر از انسان
economic man انسان اقتصادی
humanoids شبیه انسان
anthropomorphic شبیه انسان
superhuman برتر از انسان
mankind نوع انسان
humanist انسان گرا
humankind نوع انسان
homo politicus انسان اجتماعی
homo faber انسان ابزارساز
palms کف دست انسان
heidelberg man انسان هایدلبرگ
anthropoid انسان نما
anthropoid شبه انسان
voice صدای انسان
pithecanthrope انسان میمونی
subhuman مادون انسان
misanthropes انسان گریز
dewlap غبغب انسان
anthropomorphism انسان انگاری
misanthropy انسان بیزاری
kindlity انسان وار
The human body بدن انسان
misanthrope انسان گریز
anthropology انسان شناسی
anthropoids شبه انسان
anthropoids انسان نما
hominid جنس انسان
godman انسان خداوار
rump کفل انسان
voicing صدای انسان
rumps کفل انسان
human nature طبیعت انسان
voices صدای انسان
primitive انسان اولیه
humanitarian انسان گرایانه
pre adamite انسان پیش از ادم
prehuman پیش از پیدایش انسان
trunk خرطوم بینی انسان
physical anthropology انسان شناسی جسمانی
buff جلا پوست انسان
kindlily بطورملایم انسان وار
supermen موجود مافوق انسان
superman موجود مافوق انسان
man trap دام برای انسان
man of mould انسان خاکی یا فانی
foliate mask صورت مجسمه انسان
theophany تجلی خدا به انسان
theophany فهور خدابه انسان
manxman اهل جزیره انسان
ethos صفات وشخصیت انسان
voice صدای سخنرانی انسان
misanthropic مربوط به انسان گریزی
buffs جلا پوست انسان
voicing صدای سخنرانی انسان
neoanthropic وابسته به انسان جدید
humankind بشریت نژاد انسان
man-made ساخته دست انسان
neoanthropic شبیه انسان جدید
man made ساخته دست انسان
hu man وابسته ب ه انسان بشری
man made مصنوع انسان انسانی
trunks خرطوم بینی انسان
anthropology علم انسان شناسی
feces مدفوع انسان وحیوان
hypomorph انسان سرگرد وپاکوتاه
voices صدای سخنرانی انسان
anthropometry انسان سنجی جسمانی
varmint انسان یاحیوان مزاحم
man-made مصنوع انسان انسانی
humanism مکتب اصالت انسان
cultural anthropology انسان شناسی فرهنگی
homo sapiens انسان اندیشه ورز
varment انسان یاحیوان مزاحم
ape میمون انسان نما
aped میمون انسان نما
apes میمون انسان نما
anthropomorphic دارای شکل انسان
equalitarian طرفدار تساوی انسان
aping میمون انسان نما
homosapiens نام علمی انسان
floruit دوره رشد وپیشرفت انسان
zombies انسان زنده شد ادم احمق
droid یک ادم ماشینی شبیه انسان
ash بقایای جسد انسان پس از مرگ
zombie انسان زنده شد ادم احمق
preadolescence دوره قبل از بلوغ انسان
satyrs موجود نیمه انسان ونیمه بز
glanders بیماری مسری اسب و انسان
gorillas بزرگترین میمون شبیه انسان
polygenesis پیدایش انسان ازنژادهاومبادی مختلف
automaton ماشینی که کارهای انسان را میکند
man eater جانوری که انسان را میخورد ادمخوار
man-eater جانوری که انسان را میخورد ادمخوار
man-eaters جانوری که انسان را میخورد ادمخوار
gorilla بزرگترین میمون شبیه انسان
as memory serves هر وقت بیاد انسان بیاید
automatons ماشینی که کارهای انسان را میکند
pithecanthrope برزخ میان انسان و میمون
anthropology مبحث روابط انسان با خدا
kinesiology تشریح حرکات بدنی انسان
truncal وابسته به تنه انسان یا درخت
anthropogenic مربوط به پیدایش و تکامل انسان
theophanic وابسته به تجلی خدا به انسان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com